 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
گزارشی پیرامون آسیب شناسی اقتصاد تئاتر
اقتصاد تئاتری یا تئاتر اقتصادی !؟
چهارشنبه 15 مهر 1388 - 12:03 |
|
|
|
|
|
سید جواد روشن: وقتی از تئاتر به عنوان یک کالای فرهنگی نام می بریم ، مثل هر کالای دیگری ویژگی ها و نیازهایی دارد که در محدوده مسائل فرهنگی قابل طرح است و از طرفی از قوانین کلی اقتصاد و بحث عرضه و تقاضا پیروی می کند. یک کالا در گام نخست شرایطی برای تولید می خواهد و باید توسط شخص و یا اشخاصی تولید شود. این کالا بعد از تولید نیاز به عرضه دارد و برای اینکه به دست مصرف کننده برسد باید فاصله تولید کننده و مصرف کننده توسط مراکز اقتصادی کوچک مثل فروشگاه ها و بنگاه های اقتصادی پر شود و در این راه تبلیغات و اطلاع رسانی از جمله مواردی است که به عرضه بهتر و فروش بالاتر کالا کمک می کند. همان طور که گفته شد ، تئاتر به عنوان یک کالای فرهنگی توسط هنرمندان این رشته تولید می شود و این تولید نیازمند هزینه است . بعد از تولید نیاز به عرضه دارد و باید از مراکز و سالن های فرهنگی و هنری برای عرضه آن استفاده کرد و برای اینکه این عرضه با استقبال مناسب مخاطب روبرو شود باید از تبلیغات و اطلاع رسانی مناسب بهره جست.
از آنجایی که کالاهای فرهنگی از جمله تئاتر در بالا بردن سطح عمومی فرهنگ جامعه موثر هستند همواره تولید این آثار در اکثر نقاط دنیا با حمایت نهادهای دولتی و با یارانه همراه است. در کشور ما نیز تقریبا بخش قالب تولید و عرضه تئاتر با حمایت دولت انجام می شود و این وابستگی مشکلاتی را به همراه دارد. وقتی هنرمند نقشی در عرضه محصول خود نداشته باشد به مرور از مخاطب خود دور می شود چون گیشه تاثیری بر سود اقتصادی وی ندارد از طرفی وقتی دولت (کارفرما) هزینه های تولید یک اثر را می پردازد مسلما به خود اجازه می دهد اعمال سلیقه کند و خواسته های خودش را در نحوه عرضه آن عملی کند که این مسئله نیز آزادی عمل هنرمند را کم می کند. در حال حاضر تولید ، عرضه و تبلیغات در تئاتر بر عهده بخش دولتی است و دولتی بودن تئاتر ، مانع از توسعه همه جانبه آن می شود. البته نباید به اشتباه حمایت دولت را از تئاتر نفی کرد بلکه باید در کنار حمایت های دولتی تلاش کرد تا تئاتر از پتانسیل های دیگر و از بخش خصوصی نیز برای توسعه استفاده کند. تئاتر در حال حاضر یک کالای سود ده نیست و شاید نباید اصلا چنین انتظاری از آن داشت ولی می توان تلاش کرد تا تئاتر بتواند علاوه بر تاثیرات فرهنگی ، بخشی از هزینه های خود را نیز تامین کند. در آمد زایی تئاتر باعث می شود شرایط برای تولید آن به شکل مطلوب تری فراهم شود و سرمایه گذاری بهتری صورت گیرد. از طرف دیگر نمی توان اقتصاد تئاتر را از دیگر مسائل اقتصادی جامعه منفک کرد چرا که وقتی جامعه ای مشکل اقتصادی دارد ، بلیط تئاتر به عنوان یک کالای جانبی از سبد خرید خانواده خارج می شود و تقاضایی برای خرید آن بوجود نمی آید. از آنچه گفته شد به نظر می رسد بحث اقتصاد تئاتر از جمله مباحثی است که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد و برای توسعه همه جانبه تئاتر باید به آن توجه ویژه داشت.
دکتر ایمانی ، معاون هنری وزیر ارشاد در این باره معتقد است : اگر در بحث اقتصاد تئاتر به جایگاهی ارزشمند دست نیافتهایم به علت عدم تبیین و روشن نکردن موضوع بحث، ریشهیابی و ریشهشناسی درست و فقدان آسیبشناسی مناسب در این زمینه است.
اقتصاد هنر یا اقتصاد تئاتر چیزی نیست که تنها کارشناسان هنری یا یک کارشناس و متخصص تئاتر و از سوی دیگر یک کارشناس یا متخصص اقتصاد به آن بپردازند. گرچه راه تحقیق در این زمینه برای همه باز است ولی به نظر من اقتصاد تئاتر ، نه اقتصاد است نه تئاتر بلکه علم مستقل و در هم تنیده است. دو راه برای فهم اقتصاد هنر یا اقتصاد تئاتر وجود دارد. در طریقه اول نیروهای اقتصادی تعیینکننده هنر و پیامدهای اقتصادی آن مورد مطالعه قرار میگیرند و در طریقه دوم تحلیل اقتصادی در مورد تولید و مصرف هنرهای مختلف از جمله تئاتر به کار میرود. علم اقتصاد تئاتر به ما کمک می کند تا زوایای پنهان و آشکار تئاتر را با هدف توسعه کمی و کیفی تئاتر بیشتر بکاویم و تشریح کنیم. بنابراین اگر از این زاویه به علم اقتصاد تئاترنگاه کنیم، قبل از آن که نگاهی اقتصادی باشد یا حتی نگاهی تئاتری، نگاه پژوهشی و فلسفی است. علم اقتصاد تئاتر گرچه خود یک علم است اما جزو علوم میانرشتهای به حساب میآید، پس شناخت مقوله اقتصاد، شناخت مقوله تئاتر یا یافتن وجوه اشتراک و افتراق آنها میتواند ما را به سمت علمی که نام آن اقتصاد تئاتر است رهنمون کند. علمی که نه تئاتر است نه اقتصاد و در عین حال شامل هر دو آنها است. اقتصاد تئاتر علمی مستقل و درهم تنیده است و تنها چیزی که میتواند ما را به ساحت آن نزدیک کند یافتن وجوه اشتراک و افتراق آن است. ما برای توسعه تئاتر باید از علم اقتصاد تئاتر استفاده کنیم و بحث تئاتر خصوصی نیز در ادامه بحث توسعه تئاتر است که تنها به مسائل مالی بر نمی گردد. تداوم حمایت دولتی و غیر دولتی و حمایت بنگاه و سازمانهای فعال اقتصادی و حمایت رسانهها و دولت، تلاش برای جذب مخاطب بیشتر، رفع مشکل فضاهای نمایشی به خصوص از سوی دولت و اختصاص فضای مناسب، استفاده بیشتر از پتانسیل هنرمندان در ایجاد تشکلهای خصوصی تئاتر، تناسب مضامین نمایشها با سلایق فرهنگی، برقراری اعتماد بیشتر میان دستگاههای دولتی و تهیهکنندگان خصوصی و نظام حقوقی قانون کپی رایت از جمله راهکارهای است که در تقویت اقتصاد تئاتر موثر است.
دکتر مجید سرسنگی نیز در این خصوص معتقد است تئاتر در همه جای دنیا نیاز به حمایت دولت دارد و به تنهایی قادر به تامین هزینه هایش نیست . وی می گوید: تئاتر در هیچ جای دنیا نمی تواند هزینه های خود را تأمین کند و نمی توان گفت که فقط تئاتر ایران قادر به بازگشت هزینه هایش نیست. در هر نقطه از جهان این هنر مورد حمایت قرار می گیرد. البته نوع حمایت در جاهای مختلف متفاوت است در برخی از کشورها دولت از تئاتر حمایت می کند، در برخی کشورها شهرداری ها تئاتر را حمایت می کنند، در بعضی کشورها هم سازمانهای خصوصی حمایت کننده تئاتر هستند. ما باید سعی کنیم که اولاً حمایتهای دولتی و غیر دولتی ادامه داشته باشند و از طرف دیگر با گسترش تئاتر و جذب مخاطب بیشتر کاری کنیم که مشکل فضاهای اجرای نمایش هم به نوعی حل شود. به این معنا که اگر بتوانیم تعداد صندلیهای بیشتری برای تئاتر فراهم کنیم. تعداد سالنهای بیشتری در نقاط مختلف شهر ایجاد کنیم امکان حضور بیتر مخاطب و جذب بیشتر سرمایه وجود دارد.
یکی از راهکارهایی که ما باید به طور جدی بر روی آن کار کنیم و البته خیلی هم با احتیاط عمل کنیم ورود به حوزه تئاتر خصوصی است. تئاتر خصوصی به این معناست که ما از پتانسیل هنرمندان مان بیشتر استفاده کنیم و در مدیریت تئاتر به سوی تئاتر خصوصی حرکت کنیم . ما باید بتوانیم در یک دورنمای چندساله حضور بخش تئاتر خصوصی را هم در تئاتر کشورمان تجربه کنیم. تئاتر برای تامین هزینه ها و ارتباط موثر با تماشاگر حرفه ای راه های مختلفی پیش رو دارد. یک راه آن این است که به سراغ مضامینی برود که با سلایق فرهنگی جامعه تناسب داشته باشند. طبیعتا اگر مردم نسبت به کاری احساس نیاز بکنند به سمت آن خواهند رفت. مردم هنگامی که احساس کنند روی صحنه تئاتر ما اتفاقی می افتد که نیازی به آن ندارند یا ارتباطی با مسائل فرهنگی و دغدغه های زندگی شان ندارد مسلما توجه کمتری نسبت به آن دارند. ضمناً باید توجه داشت که میزان و کیفیت دسترسی مخاطب به تئاتر هم خیلی مهم است. بدین معنا که اگر سالنهای تئاتر ما محدود و منحصر به چند سالن در تئاتر شهر باشند طبیعتا فضاهای مختلف شهر و مردم ساکن در مناطق مختلف را تحت پوشش قرار نمی دهند و عموم مردم امکان حضور در این سالن ها را ندارند. در این راستا مهمترین راهکاری که به نظر می رسد ساخت و تاسیس سالن های ارزان قیمت است. ما اگر سعی کنیم که سالنهای ارزان قیمت و ساده ساخت را در فضاهای مختلف شهر ایجاد کنیم آن وقت امکان دسترسی مردم را هم افزایش داده ایم. به همین میزان باعث افزایش تماشاگران تئاتر و همچنین تأمین هزینه های بیشتری از تئاتر شده ایم.
|
|
< گزارش
بعدی
گزارش
قبلی > |
|
|
|