سيد جواد روشن: آنچه مسلم است تئاتر خياباني نيز همانند گونههاي ديگر تئاتري در طول سالها دستخوش تغييرات شده است و حتي شايد بتوان گفت كاربرد آن تغيير كرده است.از نمايشها و مراسم آييني و سنتي گرفته تا نمايشهاي سرگرم كننده،كارناوالها ،گروههاي دوره گرد و ... البته هميشه يك اصل همواره در تئاتر خياباني وجود داشته است و آن اينكه تئاترخياباني نمايشي مردمي است كه با اجتماع ارتباطي مستقيم دارد.
امروزه تئاتر خياباني بيشتر نگاهي اجتماعي- سياسي و گاهي انتقادي دارد .برشت، نويسنده و كارگردان شهيرآلماني در اشعارش اشاره ميكند كه با ديدن كارگران دركارخانهها و كافهها تئاترش را همان جا بنا ميكند. در ايران نيز در قبل و اوايل انقلاب شاهد اجراي نمايشهاي خياباني با رويكردي مردمي ، انقلابي و سياسي بوديم . همچنين خاطرات رضا كيانيان از اجراي نمايشهاي خياباني كه در كتاب بازيگري وي آمده است نشان از تلاشهاي وي و گروهش در اجراي تئاتر خياباني در كارخانهها در سالهاي دوراست.
نبايد فراموش كرد كه هر نمايش ميداني كه در فضاي باز اجرا شود و مردم را به دور خود جمع كند نمايش خياباني نيست و نمي توان معركه گيري،پهلوان بازي و...را تئاتر خياباني دانست. هر تئاتري كه در سالن اجرا نيز شود، نميتواند به عنوان تئاتر خياباني در خيابان نيز اجرا شود. اين تئاتر، داراي ذاتي است كه مختص خودش است و بايد همواره به آن توجه داشت .شايد بتوان برخي از نمايشها را به ميان مردم در خيابان برد وآنجا اجرا كرد ولي الزاما آن نمايش يك نمايش خياباني نيست چون خواستگاه آن متفاوت است.
تئاتر خیابانی، تئاتري غیر قراردادی است كه بدون توجه به دغدغههای گیشه وتماشاگران به ظاهر روشنفكر، جاي خودش را درپاركها، مدارس، ترمينالها، ايستگاههاي مترو و هر جایی كه مردم در آن جا حضوردارند بازميكند.
با آنچه گفته شد به راستي چگونه است كه تئاتر خياباني در كشورما بازبيني مي شود. ظاهرا بخشي از اين بازبينيها براي سنجش ملاك كيفي آثار است تا گروهها با عقد قرارداد به اجراي نمايش بپردازند و بخشي ديگر نيز براي مميزي است. ولي آيا محدوديت و انگيزههاي مالي با ذات تئاتر خياباني همخواني دارد؟
تئاتر خياباني تئاتر دولتي نيست
علي پويان مدرس و كارگردان تئاتر معتقد است: تئاتر خياباني نمايش زندهاي است كه واقعيتهاي مهم جامعه و همچنين جديدترين مسائل روز را مطرح ميكند و موضوع آن بسيار متفاوت با نمايشهاي صحنهاي است. همچنين تئاتر خياباني يك جريان غيرقابل كنترل است و اگر بخواهد كنترل شود، يعني موضوعي به آن داده شود، ديگر از شكل خود خارج ميشود، بنابراين تئاتر خياباني ، تئاتر از پيش نوشته شده نيست و زمان اجراي آن غير قابل پيشبيني است.
وي در خصوص تفاوت تئاتر خياباني با تئاتر صحنهاي ميگويد: به نظر من بستگي به قدمت، موضوعيت و كاربرد آن دارد. تئاتر خياباني در كنار مردم است، به عنوان مثال اجراي يك تئاتر خياباني ميتواند اثري مثبت بر مسائل بعد از زلزله بم و كمكرساني مردم داشته باشد، اما از ويژگيهاي مهم تئاتر خياباني مشاركت و حضور فعالانه مردم است. تئاتر خياباني نميتواند جدا از ديدگاه سياسي و فكري اجراكننده آن باشد، بنابراين در اين نوع تئاتر هر كس نظرش را مطرح ميكند. تئاتر خياباني تئاتر دولتي نيست ولي دولت ميتواند از آن حمايت كند، اما اگر قرار باشد شرايط و محدوديتهايي براي آن قائل شوند ديگر يك تئاتر خياباني نيست، بلكه يك تئاتر دولتي بهشمار ميآيد.
او ميگويد:هر تئاتري كه در خيابان اجرا شود، تئاتر خياباني نيست مگر شرايط اجراي آن، به گونهاي باشد كه مسائل اجتماعي را مطرح كند و البته موضوع آن از قبل تعيين نشده باشد. هر موضوع و مسالهاي كه بتواند دردي ازجامعه كم كند، يك موضوع جذاب براي تئاتر خياباني است، همچنين تئاتر خياباني ميتواند پايه تئاتر ملي قرار گيرد، پس بايد به آن اهميت بدهيم تا به جايگاه اصلي خود دست يابد.
تئاتر خياباني ، هنري متعهد و هدفمند
دكترفريندخت زاهدی عضو هیات علمی گروه هنرهاي نمايشي دانشگاه تهران ميگويد: تئاتر خیابانی به واقع به نوعی آشنایی آدمها با موقعیت های متفاوتی كه بر سر راهشان میباشد است و هدفی جز آموزش و روشنگری ندارد. تئاتر خیابانی، هنری كاملاً متعهد و هدفمند است كه در عین متكی بودن به خلاقیتهای هنرمندان اما در اصل مبتنی و استوار به اصول جامعه شناختی، تحقیق و مطالعه است.
وي معتقد است: تئاتر خیابانی مقولهای مملو از آزاداندیشی و مردمسالاری است واگر غیر از این باشد تئاتر خیابانی تنها وسیلهای است سرگرم كننده و غیرمفید كه به هیچ كاری نمیآید. باید به این امر مهم توجه كرد كه هر تئاتری كه در خیابان و در بین تودهی عوام اجرا شود، تئاتر خیابانی نیست، زیرا تئاتر خیابانی، محتوایی فلسفی دارد و اساساً تئاتری سیاسی – اجتماعی است. البته نباید فراموش كرد كه تئاتر خیابانی، هرگز تئاتری شورش گرایانه و آنارشیستی نبوده و نیست بلكه تئاتری عقلانی است كه فكر و اندیشه مخاطب را به كار میگیرد. هنر تئاتر خیابانی پیش از هر هنر دیگری، در واقع نوعی عكسالعمل است و ماهیتش، یك ماهیت ایدئولوژیكی است.
نكتهی جالب دیگر دربارهی تئاتر خیابانی آن است كه در این نوع تئاتر، دیوارهای میان نمایشگر و تماشاگر برداشته میشود. وقتی در تماشای این تئاتر تماشاگر به تجزیه و تحلیل میپردازد و او هم جزوی از گروه نمایش تئاتر خیابانی محسوب میشود.
تئاتر خياباني در جستجوي مخاطب عام
شیرین بزرگمهر مدرس و محقق تئاتر كه از جمله تاليفات وي كتاب «تئاتر خیابانی و انواع دیگر تئاترهای بیرونی» است معتقد است: تئاتر خیابانی مخصوص تماشاگران فرهیخته نیست. این تئاتر تماشاگر عام دارد. تماشاگری كه گاهی اوقات خشمگین و گاهی اوقات خوشحال از خانه یا محل كارش بیرون آمده و در خیابان در حال قدم زدن است بنابراین تئاتر خیابانی نمیتواند از پیش تعیین شده باشد چرا كه معمولا نسبت به برخورد تماشاگر مجبور میشوند در اجرا تغییراتی ایجاد كنند و یا تغییر لحن دهند.
بزرگمهر تئاتر خیابانی را یكی از انواع تئاتربیرونی طبقه بندی میكند و توضیح می دهد: این تئاتر اول از همه میخواهد مخاطب عام داشته باشد. دوم آنكه بیانش راحت وسریع باشد و سوم آنكه از آنجاییكه هنر نمایش تلفیقی از هنرهای دیگراست به دنبال رهایی از قید وبندها و مرز بنديهاي هنري است.
وي ميگويد:: پیشینه تئاتر بیرونی در گذشتههای بسیار دور و به قبل از تمدن برمیگردد مثلا ریشههایی از این تئاتر را میتوان در آیینهای جادوگران جستجو كرد. و اگر در تاریخ جلو بیاییم، بخصوص در تاریخ اروپا، رومیها را میبینیم كه به نمایشهای سرگرم كننده علاقهمند بودند. آنها در نمایشهای بیرونی خود از شعبدهبازی گرفته تا هر نمایش سرگرمكننده دیگری استفاده میكردند و نمایش های آنها تماشگران زیادی داشت.
بزرگمهر معتقد است بعد از شروع قرن بیستم میتوان به تاریخچه تئاتر خیابانی از دو وجهه سیاسی و هنری به طور جداگانه پرداخت و ميگويد: در اوایل قرن بیستم، به دنبال جنگ جهانی اول و انقلاب شوروی نمایشهای خیابانی در اروپا از رونق بسیار برخوردار شد. این تئاتر با هدف تبلیغ و ترویج اجرا میشد و عموما میخواست كه مواضع انقلاب را تبلیغ كند. بعد از جنگ جهانی دوم و بخصوص در سالهای 50 این روند سیر نزولی یافت تا جنبش دانشجویی فرانسه در اواخر سالهای 60 و ظهور رادیكالیسم در اروپا به آن جان تازهای بخشید. فرق رویكرد این تئاتر با تئاترهای قبلی این بود كه اینبار بر ضد سرمایهداری جهانی سر برآورده بود. بخصوص بعد از جنگ ویتنام خیلی از این نمایش ها با هدف مخالفت با امپریالیزم جهانی شكل گرفت و بعد كم كم تاثیرات سیاسی در این نمایشها كم شد ولی جای خود را به دفاع از حقوق سیاهان، زنان، و اكنون در مخالفت با جهانی سازی داده است.
وي در خصوص جنبه هنری تئاتر خیابانی ميگويد: در قرن بیستم تاثیر مكاتب هنری بر تئاتر خیابانی با جنبش دادائیسم شروع شد. دادایستها به هیچ قراردادی وابسته نبودند بنابراین تئاتر اینها برای بیان هیچی نبود جز حمله به بورژوازی. بعد از دهه 60 مرزبندیهای هنری شكسته می شود و ما در اواخر دهه 60 و 70 شاهد آن هستیم كه ساختارها كمكم محو میشوند و یا ادغام میشوند. مرز میان مكتبها از بین می رود. هنر در یك تعامل قرار میگیرد و تئاتر خیابانی هنرمندانهتر میشود. یعنی اگر یك موقع نقش سیاست و یا سیاستزدایی و یا تبلیغ سیاسی داشت و یا فقط سرگرمكننده بود امروز دیگر این تئاتر بیشتر هنرمندانه شده است و شهر وخیابان را تبدیل به فضای گالریها و تماشاخانهها كرده است. یعنی در شهر فضایی را بوجود آورده كه مردم در آن زیباییها را میبینند.
*لازم به ذكر است برخي ازگفت وگوها از نشستهاي تخصصي انجمن نمايشگران خياباني خانه تئاتر استفاده شده است.