 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
گزارشی پیرامون تئاتر ملی و ایرانی:
نمایش هایی متعلق به خودمان
دوشنبه 17 فروردین 1388 - 09:42 |
|
|
|
|
|
مهرنوش نصوری: تئاتر ایران همواره دو محدوده مختلف از آثار را بر روی صحنه داشته است؛ نخستین محدوده مربوط به آثاری است که برگرفته از باورها و اندیشه ها و مشخصات ایرانی هستند و به طور کلی نمایشنامه ایرانی دارند و دومین محدوده آثاری را شامل می شود که از نویسندگان غیر ایرانی ترجمه شده و در ایران برای مخاطب ایرانی بر روی صحنه رفته اند.
بررسی تعداد این آثار و دسته بندی آنها البته نمی توان قیاسی درست و منطقی را در مورد نمایشنامه های ایرانی وغیر ایرانی نتیجه دهد. اما قصد ما از این گزارش این بوده تا بحث نمایشنامه های ایرانی و آثار ملی در میان برخی از صاحبنظران حوزه تئاتر مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد.
•اینگونه آثار در اقلیت اند
ایوب آقاخانی، معتقد است که ما در حوزه تولید آثار ایران و ملی موفق بوده ایم، اما این موفقیت چشمگیر نبوده است. وی ضمن اینکه معتقد است ادامه پیدا کردن چنین مباحث و شعارهایی نمی تواند برای بدنه تئاتر مفید باشد می گوید: به هر حال ذات هنر تئاتر غربی است و از غرب به ما ارث رسیده است و حالا اینکه بیاییم و داعیه اصالت بخشی به این هنر را داشته باشیم به نظر من تا اندازه ای زیاده گویی و بیهوده گویی است . وی می افزاید: اما خب، در میان این آثاری که وجود دارند و به نمایش در می آیند، می توان آثاری را هم پیدا کرد که زمینه های تناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی ما در آن غنای بیشتری دارد.
وی معتقد است که ما هر چقدر هم مضامین ملی و میهنی و کارهای در خور فرهنگ خودمان را ارائه کنیم. باز هم ناچاریم که آنها را در ساختار و ساختمانی که آثار غربی به ما ارائه کرده اند به اجرا در آوریم و در نهایت به نظر من از این دیدگاه، چنین مباحثی از ریشه دچار اشکال است. آقاخانی می افزاید: اما با همه این صحبت ها، ما در زمینه تئاتر می توانیم به مقتضیات اجتماعی مان بیشتر نزدیک شویم که به نظر من شده ایم. این اتفاق بارها و بارها افتاده است و نتایج خوبی هم از آن گرفته ایم اما در قیاس با مجموعه آماری آثار ارائه شده در سال ، به هر حال در اقلیت است. به گمان این گونه آثار در اقلیت هم خواهند ماند.
•به فرهنگ خودمان رجوع کنیم
اعظم بروجردی که یکی از نمایشنامه نویسان حوزه دفاع مقدس است نیز می گوید: در این زمینه اتفاق خیلی جالبی برای من رخ داده است؛ یادم می آید، زمانی که داشتم فیلمنامه سریال "پهلوانان نمی میرند" را می نوشتم، در یکی از قسمت ها روح حاج حسین در حمام ظاهر می شد و می گفت: "اگر می خواهی من ببخشمت بیا، لباس من را...." . بعداً وقتی که دست اندرکاران این قسمت را خواندند گفتند این ها خرافات است و باید آنها راحذف کنید. من گفتم که ما مسلمانیم و به دنیای پس از مرگ و روح اعتقاد داریم و .... ما آن بخش را حذف کردیم . اما می خواهم این را بگویم که نمایشهای غربی هم پر از ماوراء الطبیعه و روح و جن و پری است، اما وقتی می آیند و این مسائل را تبدیل می کنند و تقلید می کنند و به ذهن و فکر ما وارد می کنند دیگر اسم خرافات روی آن نمی گذارند! در حقیقت متاسفانه ما عادت کرده ایم، کارهایی که آنها از خودمان می گیرند تبدیل می کنند و به خودمان تحویل می دهند را بهتر ببینیم. بروجردی می گوید: ما خودمان خودمان را باور نداریم و نباید هم توقع داشته باشیم که دیگران باورمان کنند. وی معتقد است که تئاتر ما در بیشتر اوقات تحت تاثیر دیگران بوده و به همین خاطر نتوانسته آن طور که باید استقلال پیدا کند و رنگ و بوی ملی ایرانی داشته باشد و می گوید: برای رسیدن به نتیجه ای مطلوب در بدست آوردن هنری ملی و فرهنگی ما در وهله نخست باید خودمان را باور داشته باشیم و به فرهنگ و اصالت های خودمان رجوع کنیم و تنها در این صورت می توانیم بطور مستقل و مطلوب رشد کنیم و صاحب تئاتر خودمان بشویم.
•تئاتر ما غربی است
دکتر قطب الدین صادقی (نویسنده، پژوهشگر، مدرس و کارگردان) معتقد است آن چیزی را که در داخل کشور به عنوان تئاتر ایرانی می شناسند همان تئاتر دیالوگی به معنای غربی اش است. وی می گوید: مردم ما تعزیه را به عنوان تئاتر نمی شناسند ، بلکه آن را یک آئین عبادی می دانند و به همین خاطر است که به واسطه باورهای مذهبی شان در مواقعی از سال به دیدن آن می روند که این جریان به محرم و صفر و تکیه ها و محله ها محدود است. اما تئاتر به شکل تولید حرفه ای و روزمره و منظم و معاصرش به اجراهای گفته می شود که به طور مثال در تئاتر شهر، تالار هنر و وحدت و سنگلج بر روی صحنه می روند. صادقی اضافه می کند: این نوع تئاتر دیالوگ
غربی ، بخشی از مدرنیته است . اما ما یک نوع تئاتر سنتی مثل تعزیه ، روحوضی ، عروسکی و ... داریم که بیشتر ایرانی است. صادقی که چندی پیش "یادگار زریران" را در تالار چهارسو بر روی صحنه برده است معتقد است که ما در گذشته هم اشکالی از تئاتر را در کشورمان داشته ایم اما موقعی که به سراغ تئاتر غربی رفته ایم در واقع بدلیل نداشتن نوعی از تئاتر انتقادی بوده که ما از این شکل آن برداشته ایم صادقی می گوید: ما بدلیل نیاز به نقد اجتماعی به سراغ تئاتر غربی رفته ایم. و برایمان خیلی مهم بوده که توسط آن بتوانیم تجزیه و تحلیل سیاسی و اجتماعی انجام بدهیم و بر کژی ها انگشت بگذاریم. وی می افزاید: این تئاتری که از دارالفنون به بعد به ایران آمده و ما با آن آشنا شده ایم یک تئاتر انتقادی اجتماعی است و مردم در حال حاضر این نوع تئاتر را بیشتر دوست دارند. در واقع می توان این طور برداشت کرد که مردم از تئاتر یک نوع توقع فکری و اجتماعی دارند و تئاتر ایرانی اگر بخواهد برای مخاطب ایران تولید شود باید بر اساس نیاز و سلیقه مخاطبش و بر پایه اندیشه و تفکر تولید شود .
•باید خود تئاتر حمایت شود
آزیتا حاجیان (بازیگر و کارگردان) که آخرین نمایش او "یک زن، یک مرد" چند سال پیش در تالار اصلی در حال اجرا بود، معتقد است که مخاطب ایرانی و سلیقه و نیازهایش را نباید این قدر دست کم گرفت و می گوید: مخاطب ما مخاطب هوشمندی است و ما سنگین ترین و بهترین تئاترها را می توانیم به مخاطب ایرانی عرضه کنیم به شرط آنکه از تئاتر حمایت بشود و زیباشناسی در کارها وجود داشته باشد و هنرمندان توانمند و با تجربه به این کار تمایل پیدا کنند. وی می گوید، تئاتر ایرانی باید متعلق به مردم و هنرمندان ایرانی و برآمده از میان آنها باشد واین تنها در صورتی امکان پذیر است که تعاملی پویا و هدفمند در میان هنرمند و مخاطب وجود داشته باشد. اما درحال حاضر، وقتی که از تئاتر حمایت نمی شود این ارتباط ناخودآگاه گسسته شده است. حاجیان می گوید: هنرمند در شرایط حاضر مثلا 5 ماه در تئاتر زحمت می کشد و کار می کند و در پایان به اندازه 2 هفته سینما و تلویزیون هم دستمزد نمی گیرد، آنوقت این هنرمند چطور می تواند دغدغه اصالت و هویت و مخاطب ایرانی را به نحو احسن مرتفع سازد. وی می افزاید: در هر حرفه ای اگر حمایت ضمانت شغلی وجود داشته باشد، رشد و اعتلا هم وجود خواهد داشت . اما به عنوان مثال اگر من با کار تئاتر نتوانم زندگی ام را تأمین کنم، دیگر قید تئاتر را می زنم و اگر این اتفاق برای بقیه هم بیفتد دیگر اصلا تئاتری وجود نخواهد داشت تا ما بنشینیم و بر سر ایرانی بودن یا نبودن و اصالت آن صحبت کنیم. وی می افزاید: اول باید دید که مسئولان ما تئاتر را می خواهند یا نه! بعد می توان بر سر اشکال و انواع آن صحبت کردو به نظر من حتما و الزاماً یک تماشاگر ایرانی به تماشای کاری می رود و به دنبال این است که مسائل و موضوعات جامعه اش را، تاریخ و کشورش را هم ببیند. اما نباید فراموش کرد که تئاتر ایرانی برای جلب مخاطب ایرانی حمایت می خواهد.
•مباحث به روز شوند
کتایون فیض مرندی، معتقد است که جدا کردن تئاتر در دو گروه ایرانی و غیر ایرانی زیاد مهم نیست و درست هم نیست که ما چنین تقسیم بندی ای را برای تئاترمان در هر زمینه قائل باشیم.
وی می گوید: هر کاری اگر خوب باشد، می تواند مخاطب و تماشاگر خودش را پیدا کند و موفق هم بشود. مرندی می افزاید: اگر با چنین باوری تئاتر را مورد حمایت قرار دهیم، کارهای ایرانی هم در این میان جای خودشان را پیدا می کنند. مرندی معتقد است که بیشتر بحث کیفیت باید مورد توجه و نظر باشد تا ایرانی یا غیر ایرانی بودن تئاتر! و می گوید: با توجه به گسترش و عدم گسترش تئاتر در میان مردم باید زبان حال این مردم را مورد توجه قرار داد. شاید یک پارامتر مهم در مورد مقبولیت یا عدم مقبولیت تئاتر از طرف مردم استقبال از آن باشد، چرا که تئاتر به صورت یک فرهنگ متداول ابتدا به مقوله مخاطب و فرآیند دریافت مربوط می شود و نیاز دارد. مرندی می افزاید: مهم این است که در مورد هنرهایی مثل موسیقی و تئاتر بیش از آنکه به انواع آنها بپردازیم باید فرهنگ سازی کنیم و آنها را گسترش بدهیم و آنها را محدوده مخاطبان خاص به سمت عامه مردم بکشانیم. وی می گوید: تئاتر در کشور ما برای برقراری ارتباط با مخاطب باید به مباحث روز جامعه بپردازد و در واقع آینه مسائل امروز جامعه و مخاطب ایرانی باشد.
•بحث دهکده جهانی مطرح است
مهرداد ابروان (عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و مدرس تئاتر) هم می گوید: من حقیقتا چنین تقسیم بندی هایی، قائل نیستم. تئاتر تئاتر است. اگر یک تئاتر بتواند با مخاطبش خوب ارتباط برقرار کند و آن نخ نامرئی و حسی بین تماشاگر و صحنه برقرار شود چه فرقی می کند که خاص ایرانی باشد یا خارجی! گاهی وقتها ممکن است یک نمایشنامه ایرانی این ارتباط را با مخاطبش برقرار نکند و به نظر آنچه که باید به عنوان اساس کار مورد توجه قرار گیرد، ربطی به تئاتر ایرانی یا غیر ایرانی ندارد و مهم این است که هنرمند بتواند مسئله ای را به خوبی مطرح کند. که آن مسئله را من مخاطب درک کنم و برایم موضوعیت داشته باشد و مسئله من هم باشد. ابروان می افزاید: مثلا در همین جشنواره تئاتر فجر گاهی اوقات ما آثاری را دیدیم که حتی زبانشان را هم نمی فهمیدیم اما مفاهیم آنها به شکلی به ما منتقل شدند و توانستیم با آنها ارتباط برقرار کنیم. بعضی اوقات پیش می آید یک نمایش مسائل روز را هم به روی صحنه می برد ولی قادر به برقرار چنین ارتباطی با مخاطب نیست. وی می گوید: بنابراین به نظر من تئاتر ایرانی و غیر ایرانی اصلا مزاحم هم نیستند و اصلا نباید به نفع یکی از آنها دیگری را کنار گذاشت. در واقع اینها مکمل هم هستند و اگر قرار باشدکه ما در مملکت تئاتر داشته باشیم، به همه گونه های آن نیاز داریم. ابروان می افزاید: حالا این مسئله شکل های مختلفی دارد. نمایش می تواند آداپتاسیون هم باشد. حتی ممکن است یک موقع نمایشنامه ای فرنگی را به همان شکل فرنگی هم اجرا کنند. کما اینکه فردی مثل حمید سمندریان به این شکل کار می کند و موفق هم هست. ابروان جزء هیئت داوران کانون ملی منتقدان تئاتر در همایش آیین های عاشورایی هم بوده است . می گوید: فکر می کنم در برخورد با انواع و شکل های مختلف نمایش مهمترین موضوع این است که هنرمند نمایشگر هر شکلی را درست اجرا کند. این از هر چیزی درست تر است. پس می توان کارهای ایرانی و فرنگی خوبی داشت که نه در تقابل ، که در جهت تکامل هم باشند. چون به هر حال مخاطب ما نیاز به خوراک فرهنگی متفاوتی دارد، ضمن اینکه ما در جهانی زندگی می کنیم که دیگر بحث ارتباطات جهانی و دهکده جهانی مطرح است. وی می افزاید: اجرای نمایش خارجی، چیزی مثل ترجمه است. شما برای اینکه ادبیات رشد کند، حاضرید جلوی ترجمه آثار "فالکنر" ، "مارکز" ، "کازانتاناکیس" و ... را بگیرید؟ مسلما هیچ متخصص ادبیاتی چنین کاری را انجام نخواهد داد. ترجمه آثار این نویسندگان به ما درس می دهدو خواننده های ما هم به آنها نیاز دارند. در زمینه تئاتر هم وضع به همین صورت است. ابروان همچنین یادآوری می کند که بحث تئاتر ملی در همان دهه 70 خیلی داغ بود و تا حدی بود که نمایشنامه های فرنگی حتی برای جشنواره ها تصویب نمی شدند. این مسئله هیچ کمکی به تئاتر ما نکرد و تازه باعث رکود آن هم شد. بنابراین باید اجازه داده شود که تئاتر سیر طبیعی خودش را طی کند. در این میان گروهی هم هستند که علاقه بیشتری به کارهای ایرانی دارند و باید به همه گروه ها امکان داده شود و تعصب بی جا در برابر تئاتر فرنگی هم کورکورانه است و باید مراوده فرهنگی صورت بگیرد و تئاتر هم مبادله شود.
با توجه به برآیند کلی مباحثی که از طرف صاحبنظران و کاشناسان تئاتر کشور مطرح شد، به نظر می رسد که در وهله اول تئاتر باید بواسطه نوع ارتباطی که قرار است با مخاطبانش برقرار کند تعریف شود. یعنی اینکه در ابتدا به عنوان یک هنر مردمی باید پاسخگوی نیازها و سلایق مخاطبانش باشد و ظاهرا برای دستیابی به چنین نتیجه و هدفی هنرمندان باید بدون توجه به انواع آن تنها در جهت رضایت و نیازهای تماشاگر به تولید و عرضه آن بپردازند. و اینکه تقسیم بندی ها و جدا کردن های بخش های مختلف (به عنوان مثال تئاتر ایرانی و فرنگی) نمی تواند ضرورتی مهم و اولویتی تأثیرگذار باشد.
اما مسئله بعد این است که به هر حال تئاتر برآمده از بطن یک جامعه به مراتب نزدیک تر به اجزاء آن جامعه خواهد بود و ناخودآگاه نیازهای مردم آن جامعه را نیز برخواهد تاباند. ضمن اینکه تئاتر ایران چه در داخل کشور، چه در خارج از مرزهای آن اگر خواسته باشد به عنوان تئاتر ایران مطرح باشد باید جریان و قالبی را برای خود انتخاب کند و در حالی که بیشتر کشورها (ژاپن، چین، هند و ...) بواسطه شکل ویژه و نوع تئاتر ملی شان در جهان مطرح هستند، بهتر است که تئاتر ایرانی هم شکل و نوعی بخصوص را پیدا کند و دست کم با شاخصه هایی خاص فرهنگ و هویت ملی ایرانی است مطرح شود.
آنچه مسلم است این که دارا بودن شاخه های مختلف تئاتری و به ویژه تئاتر غربی که پایه و اساس تئاتر دنیاست، فواید و نتیجه های مثبت و ارزنده ای چه در جهت بازخورد با مخاطب و چه از نظر رشد هنر تئاتر در کشور ما خواهد داشت ولی اکتفا کردن به آن مسلما تئاتر ایرانی و ملی مان را همین حد (نامطلوب) باقی خواهد گذاشت و تکیه بیش ازحد بر متون خارجی بخصوص در میان نسل های جدید تئاتر رشد تئاتر ملی و ایرانی را با رکود مواجه خواهد نمود.
|
|
< گزارش
بعدی
گزارش
قبلی > |
|
|
|