سرمقاله:
حلقهي محدودهي موضوعي، راهگشاي چالشها
مفهوم واژهي مقاومت، نقطهي آغازين بحثي است ميان هنرمندان و مسئولان. تعريف هر كدام از مقاومت تا چه اندازه به هم نزديك ميباشد؟ سئوالي است كه پاسخگويي به آن ميتواند درخواستهاي طرفين را نسبت به يكديگر روشن سازد. به تعريفي مقاومت عبارت است از ايستادگي آگاهانهي قهرمان در راه آرمانهايش، عقيده و اعتقاداتش و پذيرش آگاهانهي مرگ از روي شجاعت، كه اين تعريف ميتواند كارمايهي اصلي تئاتر مقاومت باشد. تئاتري كه به لحاظ محتوا متاثر از موضوعات و واقعيات خاص جنگ است. تئاتر مقاومت از جنس حماسه است و ماندني است. اما يكي از مواردي كه مانع بروز يك ارتباط سازندهي هنري ميان هنرمندان و سياستگذاران هنري ميشود، روشن نبودن محدودهي موضوعاتي است كه ميتواند در اين نوع از تئاتر قرار بگيرد.
بنابه تعريفي ديگر حضوريك قهرمان در هر زمان و مكاني كه باشد و شخصيتي در مقابل او، درست در نقطه متضاد او قرار گيرد، نمودهاي تصويري از مقاومت را شكل ميدهد. رسيدن به محدودهي موضوعات در تئاتر مقاومت ميتواند راهگشاي چالشهاي ميان 2 بخش وابسته به يكديگر – هنرمندان و مسئولان فرهنگي – باشد و تعامل گستردهاي را موجب شود. در شمارهي آينده – فروردين و ارديبهشت 87- قصد داريم به اين موضوع در پروندهي ويژهي "محدودهي موضوعي در تئاتر مقاومت" بپردازيم. لطفاً مقالات خود را در اين خصوص تا تاريخ 10 ارديبهشت 1387 براي ما ارسال فرماييد تا بتوانيم با طيف بيشتري از نظرات به آسيبشناسي اين مساله بپردازيم.
جشنوارهي بيست و ششم بيترديد يكي از بهترين دورههاي برگزاري اين بزرگترين رويداد تئاتري كشور بود. گسترش تئاتر در همه ابعاد، فارغ از كيفيت سنجي آثار، نويد بخش تحقق شعار "تئاتر براي همه" و نه مانند ساليان گذشته شعار "تئاتر براي همهي دوستان و آشنايان" بوده است. درايت و هوشمندي دبير جشنواره توانست اين دوره را به نقطهي عطفي تبديل كند. ولي همانگونه كه انتظار ميرود، اين نقطهي عطف شروع پيش روندهي اتفاق دراماتيك جشنواره تا رسيدن به نقطهي اوج ميباشد.
مشاركت سازندهي متولي تئاتر كشور با دبيراني همچون دكتر مجيد سرسنگي و دبيرخانهي دائمي جشنوارهي تئاتر فجر ميتواند چشماندازي روشن براي داشتن جشنوارهاي در شأن تئاتر كشور باشد.
بر خود لازم ميدانيم از طرف نقش صحنه به دبير و تمامي همكاران جوان دبيرخانهي بيست و ششمين جشنوارهي تئاتر فجر" خسته نباشيد" عرض كنيم.