 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
یاداشت محمدرضا الوند بر نمایش "خشکسالی و دروغ"
"خشکسالی و دروغ" فریاد یک هراس و یک کابوس پنهان است
سه شنبه 10 شهریور 1388 - 12:41 |
|
|
|
|
|
وقتی در محیط تئاتر از گوشه و کنار، بازخوردهای مثبت و منفی درباره یک نمایش روی صحنه را می شنویم، طبق معمول با این اظهار نظرهای متعدد قبل از دیدن کار یک جمع بندی سرسری در ذهن انجام می دهیم تا وقتی که کار را ببینیم. چه بسا نگاه ما یک نگاه متفاوت به اصطلاح یک نگاه سوم باشد. نگاه و شاید زاویه دید پنهانی که چه بسار از دید مؤلف (گروه اجرایی) نیز دورمانده باشد. چنین واقعیتی نه تنها بعید نیست بلکه کاملا طبیعی است چرا که تئاتر قدرتمندترین هنری است که می تواند به ما مشق دیالوگ یاد دهد و در جامعه فعلی جایگاه دیالوگ قدری تنگ و تنگ تر شده و چه بسا به همین میزان تئاتر نیز محدود و محدودتر شده....
از مقصود زیاد فاصله نگیریم و بگویم بنا به عادت شاید جزو اولین تماشاگران تئاتر بوده ام. نمایش محمد یعقوبی را که دیدم شاید با عنوانش نتوانستم کنار بیایم. اما دریافت اثر یک هشدار و یک زخم پنهان چهره نموده بود. عدم جرأت و جسارت کافی و توسل به نقاب و جعل و دروغ به راحتی می تواند جامعه ای سر به راه با تعریف درست خانواده را از مسیر واقعی خود دور کند واین دردناک و موحش است. لذا معتقدم هر تماشاگری که نتواند به بطن و جانمایه اثر ساده و اجتماعی این نمایش دست یابد می تواند به هر طریق بسته و محدود و بن بست دست به تفسیرهای غلط بزند. پدیده ای که معمولا در بازخوردهای حتی در حد به اصطلاح نقد و یادداشت روزنامه های نیز دیده شده و می شود.
تئاتر دیدن آسان است، اما فن دیدار با مقوله و اندیشه اثر را باید در فضای تئاتر تمرین کرد. "خشکسالی و دروغ" فریاد یک هراس و یک کابوس پنهان است و لازم است با دقت بیشتر به آن نگاه کنیم.
|
|
< یادداشت
بعدی
یادداشت
قبلی > |
|
|
|