 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
تئاتر و گسترش اندیشه ورزی و تفکر
چهارشنبه 07 اسفند 1387 - 20:14 |
|
|
|
|
|
دکتر محمدحسین ناصر بخت :فرهنگ تئاتر دیدن یکی حوزه های مهم تئاترشناسی است که تحقیق در زمینه آن می تواند بخش مهمی از کاستی ها و آسیب های تئاتر ما را بر طرف سازد. به نظر من بهترین کاری که می شود در این زمینه انجام داد، به وجود آوردن فرهنگ تئاتر دیدن است. ما باید جامعه را از اولین مقاطع تحصیلی با تئاتر آشنا کنیم. اگر این کار از کودکی و پیش دبستانی انجام بگیرد همین تماشاگران به تئاتر عادت می کنند، نسبت به آن احساس نیاز پیدا می کنند و این عادت و احساس نیاز را همراه با رشد خودشان رشد می دهند.
مشکل عمده دیگر تئاتر ما در حال حاضر به امکانات و سالن های تئاتر مربوط می شود. طی سال های گذشته سالن هایی ساخته شده یا تجهیز شده اند و به هر دلیل تا کنون بلااستفاده مانده اند ما باید این سالن ها را فعال کنیم (با هر کیفیتی). در این صورت فضای لازم برای اجرای دائم تئاتر در اختیارمان قرار می گیرد. در مرحله بعد نیز باید تئاترهایی داشته باشیم که به خواسته های تمام اقشار اجتماع جواب بدهند؛ برای کودک و بزرگسال باید تراژدی و کمدی و نمایش اجتماعی و ... داشته باشیم که بتواند همه سلایق و خواسته ها را در بر بگیرد و در مناطق مختلف اجرا شود. حتی خیلی خوب است که نمایش های ما این امکان را داشته باشند که در سالن های سطح شهر بگردند و خودشان را به گونه ای دیگر به مردم نزدیک کنند. در این صورت مردم نیز آرام آرام عادت می کنند و این امکان برایشان به وجود می آید که بروند و تئاتر ببینند. شاید این امکان برای برخی از مردم فراهم نباشد. شاید سالن های تئاتر برای بعضی ها دور باشد. ما باید تئاتر را به مردم نزدیک کنیم و آثاری که در سالن های تئاترمان اجرا می روند را با کیفیت بالاتری عرضه کنیم. این ویژگی ها مردم را به تئاتر علاقه مند می کند و نسبت به تئاتر در کنار آنها شناخت ایجاد می کند.
تئاتر آیینه زندگی است و الگوهای اصلی اش را چه در شکل و چه در محتوا از زندگی می گیرد. در نتیجه اگر تئاتر به زندگی مردم و اتفاقاتی که در جامعه رخ می دهد توجه داشته باشد. در این صورت مسلما در ارتباط برقرار کردن با مردم هم موفق خواهد بود.
تئاتری که در تهران یا شهرهای بزرگ دیگر اجرا می شود باید بخشی از موضوعاتش را به زندگی مردم این مناطق و خواسته و سلایق آنها اختصاص دهد، این تئاتر باید بتواند به نحوه زندگی، خواسته ها، آمال، سختی ها و مشکلات و غم های مردم بپردازد. اگر چنین باشد می توانیم بگوییم که به تئاتر اجتماعی رسیده ایم و تئاتر ما تئاتری است که به جامعه خودش توجه دارد، به معضلات اجتماعی می پردازد و در نتیجه جذاب خواهد شد.
تئاتر از زمانی که به وجود آمده با اندیشه همراه بوده است. حتی در بسیاری از موارد الهام بخش اندیشه قرار گرفته است و بسیاری از بزرگان فلسفه نظریات و گفته هایشان را از تئاتر نمونه آورده اند. بحث های مطرح شده از کانت، هگل، نیچه و بسیاری از بزرگان فلسفه جهان بحث های مهم شان را از تئاتر الهام کرده اند و یا در تئاتر مطرح می کنند. ارسطو که از اندیشمندان بزرگ است، بسیاری از نظریاتش را در حوزه تئاتر مطرح می کند. همه اینها نشان می دهند که پیوند عمیقی بین اندیشه و تئاتر وجود دارد. در روزگار معاصر هم هر جا که تحولی در اندیشه رخ داده در تئاتر هم تاثیرگذار بوده است. بزرگترین نمایشهای معاصر را هم که مطالعه کنید می بینید که در ارتباط تنگاتنگی با اندیشه قرار دارند و با توجه به تحولاتی که در اندیشه بشری رخ داده، در بازتاب با دستاورهای جامعه و همه آن چیزی که به تفکر مربوط می شود قرار می گیرند. بر این اساس گسترش تئاتر در کشور ما می تواند به گسترش اندیشه ورزی و تفکر منجر شود و اگر چنین اتفاقی روی بدهد بدنبال آن ما رشد فرهنگی جامعه را خواهیم داشت.
در چنین جامعه ای تئاتر تاثیر می گذارد و می توانند مخاطب داشته باشد و عمومیت پیدا کند.
|
|
< یادداشت
بعدی
یادداشت
قبلی > |
|
|
|