پس از گذشت دو دهه، باید دید امروز واژه تئاتر دفاع مقدس چه حوزه و گستره ای را در بر می گیرد و بانیان اصلی این گونه تئاتری چه تلاش هایی برای رشد و گسترش آن کرده اند.
سعی داشتیم با طرح سه پرسش زیر به این نتیجه برسیم که واژه ای با عنوان تئاتر دفاع مقدس و محدوده ای که در بر می گیرد، تا چه حد به رشد و ارتقای این گونه تئاتری کمک کرده است.
1.موضوعی کردن چه تاثیری در سطح کیفی و تنوع آثار دارد؟ و آیا این موضوعی کردن باعث از بین رفتن خلاقیت نمی شود؟
2.محدودیت موضوعی تا چه حد باعث خود سانسوری می شود؟
3.هر موضوعی دارای یک هدفمندی خاص خود است. این هدفمندی تا چه حد در راستای رشد و ارتقای اثر (اندیشه) آن قرار می گیرد؟
•چیستا یثربی
1.موضوعی کردن به طور کلی می تواند چارچوب های اولیه را مشخص کند؛ از این لحاظ به شخصه با آن مشکلی ندارم. اما مسئله بر سر این است که معمولاً جریان در این چارچوب ها باقی نمی ماند. اینکه از طریق همین چارچوب ها به یک دیدگاه کلی درباره تعریف و کیفیت آثار بسنده کنیم مشکلی ندارد، اما آیا چنین اتفاقی همیشه رخ می دهد؟ دیدگاه هر چقدر جزئی تر و محدود کننده تر بشود از کیفیت اصیل آثار می کاهد و بر چسب سفارشی بر آنها می زند.
اساساً بر این باورم که با حبس و جمود در این زمینه، آثار شکل گرفته دارای ویژگی های یک خلق مستقل نخواهند بود و بیشتر تشریفاتی و غیر ضروری به نظر می آیند.
شما به آثار نمایشی (با موضوع جنگ) که در سراسر جهان پس از جنگ دوم جهانی شکل گرفته است نگاهی بیندازید. خواهید دید که اصول مشخص و چارچوب های اولیه در آنها وجود دارد. به طور مثال به نمایشنامه "ملاقات بانوی سالخورده" اشاره می کنم. اگر با دقت، این اثر را مطالعه کنیم راز ماندگاری آن را ( تا به امروز) درک خواهیم کرد. ملاقات بانوی سالخورده از عناصر درام مربوطه بهره می برد اما تنها در کلیات است که به جریان وفادار می ماند. تنوع این نمایشنامه در آزاد بودن دیدگاه نویسنده آن از هر محدودیت اجباری است. نویسنده در تلاش برای بیان مفهوم خود، به کالبد شکافی عمیق جنگ توجه داشته است و با فاصله گرفتن از زوایای نامطمئن تاریخی، منظر خود را در معرض دید عموم قرار داده است. متاسفانه در ایران این اتفاق (آزادی در عمل) کمتر رنگ واقعیت به خود می گیرد. نه در ژانری مانند دفاع مقدس بل در اکثر ژانرها شما شاهد محدودیت هستید.
امروزه تا حدود زیادی در ایران نمایشنامه مبدل به کالایی تبلیغاتی شده و از ذات اصیل خود دور گشته است. فرمول هایی که تعیین کننده نوع برخورد با یک موضوع (حتی به شکل سفارشی نویسی) هستند، اجازه بروز خلاقیت را از نمایشنامه نویسان می گیرند. عدم خلاقیت مساوی است با حذف اثر هنری. بدین ترتیب شاهد یک افت کیفی در (به اصطلاح) آثار مربوط به انواع ژانرهای تئاتری هستیم.
2.خود سانسوری معضل بزرگی است که نه در هنر که در احوالات دیگر نیز ممکن است با آن مواجه شویم. محدودیت موضوع، حضور چنین معضلی را بیش از پیش تامین می کند و چنین حضوری بی شک در امر نوشتن تاخیر می اندازد. این تاخیر باعث می شود شما به عنوان نویسنده بیش از توجه به دنیای اثر، متوجه محدودیت هایی باشید که به شکلی دست و پاگیر، جلو تبلور درام شما را گرفته اند.
باید بپذیریم دانشجویان و هنرمندانی که در عرصه نمایشنامه نویسی گام بر می دارند، در اغلب موارد دارای ذهنی باز و خلاق هستند. اگر شما سوژه ای خلاقانه (فارغ از محدودیت ها) در اختیار آنها قرار دهید، بی شک بازخورد بسیار خوبی را شاهد خواهید بود زیرا محدودیت نه آنچنان که فکر می کنیم بی شک ذهن را بسته و خشک می کند. باید وضعیتی پیش بیاید که آزادی سوژه، جایگزین محدودیت سوژه شود.
اگر قرار باشد فکر به شکل قالبی به افراد داده شود، آن وقت صحبت از خلاقیت محل اعتنا نیست. هم گرایی و واگرایی دو شیوه ای است که اکنون موضوع بحث ها و گفت وگوهاست. شما در هم گرایی به سوژه محدود و از پیش تعیین شده (در شکل سفارشی) نظر دارید. اما در واگرایی، سوژه آزاد است که تبلور می یابد. در واگرایی، خلاقیت به چشم می خورد و آثار هنری بی شک زاییده همین خلاقیت خواهند بود.
3.اگر موضوعیت در حد طرح کلی باشد، بله؛ این هدفمندی شکل می گیرد و مسائل و اتفاقات بعدی نیز در آن شکل می گیرد. اما اگر به طور جزء به جزء حضور داشته باشد- یعنی تا حد تعیین خط و خطوط جزئی خلق اثر نیز پیش برود- به نظر می رسد باز مشکل فرمالیته بودن ماجرا به جای خود باقی بماند.
برای روشن شدن آنچه اشاره شد به ذکر مثالی بسنده می کنم. در یک دوره ای قرار بود من به سفارش بنیاد شهید نمایشنامه ای بنویسم. موضوع نمایشنامه در مورد زنان شهید بود. من بر این باور بودم که درام مربوطه می تواند جذابیت و معانی خود را در معرض دید بگذارد. علت در این بود که سفارش دهندگان فقط به این کلیت اشاره داشتند که موضوع درام می بایست درباره زنان شهید باشد اما نام یا دوره خاصی مد نظرشان نبود. پس من می توانستم زنان شهید دوران مختلف تاریخ را در این درام شرکت دهم. این عدم محدودیت در دیدگاه باعث می شد موضوعیت دارای هدفمندی، به رشد اثر من کمک کند.
حال حساب کنید اگر قرار بود این پروژه محدود به زنان شهید جنگ تحمیلی، یا زنان شهید صدر اسلام یا حتی یک زن شهید با نام خاص می شد. آن وقت همین محدودیت به حرکت خلاقه اثر لطمه می زد و نوعی شعارزدگی در درام (اگر واقعا درام شکل می گرفت) ایجاد می کرد.
به طور کلی ، دادن طرح موضوع خوب است اما چگونگی پرداخت موضوع نباید با محدودیت مواجه گردد زیرا در این صورت درامی (به تناسب آنچه می شناسیم) خلق نخواهد شد و نوشتار، سفارشی صرف می شود.