T h e a t e r m o g h a v e m a t . i r 

رسول نقوی کارگردان و نویسنده نمایش سه جلد:
قصه های غیر متعارف وموضوعات خاص را دوست دارم
تاریخ: شنبه 25 مهر 1388 - 10:50

رسول نقوی کارگردان و نویسنده نمایش سه جلد معتقد است که این نمایش ، برشی بیرحمانه در جلد آدم هایی است که هویت شان گمشده است.
به گزارش دریافتی سایت تئاتر مقاومت این کارگردان تئاتر درجلسه پرسش و پاسخ نمایش اش گفت: نام این نمایش برای من از دو جنبه باید به جای سجل ، به صورت سه جلد نوشته می شد . دلیل ساده و ابتدایی آن این بود که کلمه سجل در محاوره تحت الفظی با یک دال در انتها گفته می شود و دلیل مهمتر این بود که در این نمایش سه کاراکتر اصلی داشتم که در روند اجرا جلد شان تغییر می کرد. در این اجرا با آدم هایی سر و کار داشتم که هویت شان نا مشخص است . سه جلد برشی بیرحمانه در جلد آدهایی ایجاد می کند که هویت شان گم شده است.
نقوی درباره انتخاب موضوع این نمایش گفت: اکثر نمایشنامه هایی که نوشته ام موضوعاتی خاص دارند. احساس ام این است که نوشتن موضوعات عادی کار سختی نیست. دوست دارم کارهایم در نوع خودشان جسورانه باشند. البته جسارت را با حماقت یکی نمی دانم. در اغلب نمایشنامه هایم موضوعات خاص و شاید لبه پرتگاهی را نوشته ام. به شخصه دنبال قصه های نامتعارف می گردم و از این که در پرداخت شان در فضای کشورم کلنجار بروم کار بهتری انجام داده ام. اگر نمایشنامه لب خط را بخوانید هم می بینید که موضوع آن به نوعی ویژگی اش به شمار می رود.
و ادامه داد: قصه هایی که می نویسم اغلب ذهنی هستند اما کلید آن جایی ،از یک اتفاقی می خورد و معتقدم که سه جلد حتما جایی یک ما به ازا دارد.
وی ضمن رد این سوال که آیا نمایشنامه را از جایی اقتباس کرده است نیز گفت: موضوعاتی که در جامعه بشری مسری هستند را می توان به اشکال و با پرداخت های متفاوت در تمام داستان های اقوام و ملل مختلف مشاهده کرد. از سوی دیگر تم های دراماتیک پیش از ما روایت شده اند و داستان ها همواره ما به ازائی در فرهنگ های مختلف دارند.
نقوی درباره ایهام و به اشتباه انداختن مخاطب نیز توضیح داد: تلاش کرده ام ایهام برای مخاطب بوجود بیاید. با شناختی که از مخاطب ام دارم می دانم در مقابل این ایهام ، تعلیقی ایجاد می کنم که آن را دوست دارد.
و در بخش دیگری از این نشست به مشکلاتی که برای اجرای این نمایش داشت اشاره کرده و از اینکه نمایش های بخش بین الملل مورد کم لطفی قرار گرفته گله کرد. وی ادامه داد: من مولوی را دوست دارم اما این کار آنقدر مهجور واقع شد که غیر قابل باور است. نمایشی که در ویترین تئاتر کشور قرار گرفت با آن همه فراز و نشیب که برای پذیرفته شدن اش پشت سر گذاشتیم به لحاظ قرار داد و زمان اجرا و سالن و ... مورد بی مهری واقع شد. اگر بپرسید چرا اجرا رفتی باید بگویم که من تئاتر را دوست دارم و کاردیگری غیر از تئاتر هم بلد نیستم بنابر این باید نمایشی را که رویش اینقدر زحمت کشیده بودم اجرا میکردم.
وی تصریح کرد: به نظر من هنوز تعریفی از جایگاه جشنواره ها نداریم . من در جشنواره موضوعی حتی استانی کار می کنم و می بینم که برخوردی بسیار خوب با کار می شود اما همان سال در جشنواره ای در حد فجر و آن هم در مسابقه بین الملل پذیرفته می شوم و می بینم که هیچ جایگاهی برای آن تعریف نشده است. زمانی تئاتر کشور نجات پیدا می کند که تعریف درستی داشته باشیم. ازدید من مشکلات تئاتر لذت بخش است اما اگر این مشکلات برای همه یکسان باشد! وقتی بین افراد فرق گذاشته شود ، تحمل آن سخت می شود. معتقدم دوستان دیگرم در این بخش نیز با رضایت در مولوی اجرا نرفتند. خیلی بد است که بخش بین الملل یک سراب باشد.