مقدمه
پيش از پرداختن به موضوع مقاله لازم ميدانم نگاهي به تعريف عروسك نمايشي و تفاوت آن با عروسك اسباببازي داشته باشم:
عروسك نمايشي را «بيل برد» نويسندة كتاب «هنر عروسكي» چنين تعريف ميكند: «عروسك نمايشي پيكرهاي بيجان است كه ساخته ميشود تا به كوشش انسان در مقابل تماشاگر به حركت درآيد». «سرگئي ابراتسف» يكي از بزرگترين استادان هنر عروسكي جهان نيز ميگويد: «بازي عروسكي معجزة جان بخشيدن به چيزي بيجان است». زندگي يافتن يك شيء در برابر چشم تماشاگر يك معجزه است. اگر جان يافتن عروسك به قصد وظيفة تمثيلي و عدم خلق گرههاي مختلف از طريق انجام مجموعهاي از كارهاي عجيب در داستان نمايش نباشد و صرفاً براي نمايش دادن ابعاد گوناگون زندگي بهخاطر تكذيب يا تأييد آنها باشد، آنگاه آن مهم تحقق يافته است. عروسك درحاليكه همچنان عروسك است زنده شده و وظايف تمثيلياش را با افتخار انجام ميدهد. عروسك با تقليد از انسان يا تقليد از يك موجود زنده عروسك نخواهد شد، بلكه پيكرة متحركي در يك موزة عمومي ميشود. عروسك نمايشي شيئي است كه براي بيان مطلبي يا به اجرا درآوردن داستاني در نمايش توسط بازيگر استفاده ميشود و بسته به نوع نمايش، ابعاد، رنگآميزي، قابليتهاي حركتي و ديگر نيازهاي كار اجرائي آن، طراحي و ساخته ميشود. لذا، بين يك عروسك كه براي بازي كودكان ساخته ميشود تا يك عروسك نمايشي فرقهاي عمدهاي وجود دارد. البته لازم است در اينجا به اين نكته اشاره كنم كه در زبان انگليسي (DOLL) به معناي عروسك بازي است و (PUPPET) براي عنوان عروسك نمايش بهكار برده ميشود، ولي متأسفانه در زبان فارسي از نام عروسك براي هر دو شكل عروسك استفاده ميكنيم. شايد اگر ما نيز براي هر كدام نامي مشخص را بهكار ببريم، تفاوت اين دو بهراحتي مشخص بشود، زيرا بر اساس نام است كه با محتوا ميتوان ارتباط برقرار كرد.
بيشك نمايش عروسكي را ميتوان بهعنوان يكي از شاخههاي پرتوان و گوياي هنر نمايش دانست. توانمندي زبان بياني اين هنر به همراه تنوع رنگها و همچنين تكنيكهاي اجرايي، اين امتياز را به اين هنر داده كه بتواند با شهامت، در تمام عرصههاي زندگي انسان به نقشآفريني بپردازد. همچنين، ارتباط مناسب با مخاطب، به اضافه توانايي در ارائۀ صحنههاي تخيلي و معنوي همزمان با واقعيت زندگي بر روي صحنه، از ديگر ويژگيهاي اين هنر ميباشد. حال شايد براي شما اين سؤال پيش بيايد كه نمايش عروسكي چه نقش و چه كاربردي ميتواند در انتقال ارزشهاي هشت سال دفاع مقدس داشته باشد؟
اگر ما به تاريخچه نمايش عروسكي رجوع كنيم، بهخصوص از قرن بيستم به بعد، ميبينيم كه نمايش عروسكي در اين قرن پيشرفت غريبي پيدا كرده است، زيرا كه موضوعات جهاني روز به روز پيچيدهتر ميشود و براي بيان اين پيچيدگيها و غيرعادي بودن آنها نياز به يك وسيلۀ بياني خاص است؛ در كشورهاي غربي به نمايش عروسكي روي آوردند، بههمين علت است كه ميبينيم خيلي از كارهايي كه حتي در زمينۀ تئاتر هم انجام شده، از جمله «محاكمه» اثر «فرانسيس كافكا» وقتي بهصورت عروسكي اجرا شد، همۀ منتقدين گفتند كه قويترين شكل ارائة انديشة كافكا همين اجراي عروسكي آن بوده است.
در زمينۀ نمايش عروسكي براي كودكان، كه از اواخر قرن نوزده به بعد، يكي از مباحث مطرح شده در آموزش جهان بوده است، متوجه شدند كه يكي از سادهترين و قويترين و تأثيرگذارترين فنون و هنرها براي كار با كودكان، نمايش عروسكي ميباشد. بههمين علت هم اين هنر روز به روز مورد توجه بيشتري قرار گرفت و توانست پيشرفت بهتري پيدا كند كه از جمله موارد شاخص آن كشورهاي اروپاي شرقي است. آنها در اين زمينه چه در توليد و چه در آموزش به بهترين نحو عمل كردند. سپس، ميرسيم به هند كه قويترين و تأثيرگذارترين زبان را براي سوادآموزي، نمايش عروسكي تشخيص دادند و از آن استفاده كردند و در ايران هم بهعنوان يك پديدۀ نو بسيار خوب و صحيح مورد استقبال مردم واقع شد و ديديد كه در كانون پرورش فكري كودكان خصوصاً از سالهاي پنجاه به بعد، توليدهاي بسيار شاخص و تأثيرگذار و سازندهاي در زمينۀ نمايش عروسكي به روي صحنه آمد.
ما ميتوانيم مخاطبان را به سه گروه اصلي شامل كودكان و نوجوانان، جوانان و ميانسالان و بالاخره كهنسالان تقسيم نماييم و براي هر گروه درخور فهم و دانششان نمايش اجرا كنيم، زيرا ميبينيم در تاريخ نمايش عروسكي، انتقال مفاهيم زمينههاي مختلف، در هر سه گروه بهطور ريشهدار انجام پذيرفته است. بهعنوان مثال، از نمونههاي موفق اين هنر در ايران نمايشهاي عروسكي همچون «مدرسه موشها» براي گروه اول، «سفر سبز» براي گروه دوم، «داستان لطيف» براي گروه سوم و نمايشهاي «كدوي قلقلهزن» و «خيمه شبباز» به شيوۀ قاجار براي هر سه گروه را نام برد. اينگونۀ نمايشي ميتواند به نوعي فرهنگسازي نيز منجر گردد كه ما عموماً پس از اجراي موفق برخي نمايشهاي عروسكي، در كلام يا رفتار مخاطبان تأثير آن را مشاهده ميكنيم. حال به ارتباط نمايش عروسكي و دفاع مقدس ميپردازيم.
دفاع مقدس ما آكنده از لحظات عرفاني و سير و سلوك عاشقانه توأم با جنگ دروني انسان بوده است. تجلي اين جنگ يا بهتر بگويم، جهاد اكبري كه همزمان با جهاد اصغر در يك رزمنده به منصۀ ظهور ميرسد را ميتوان به نحوي با شكوه و تأثيرگذار همراه با انتقال مناسب پيام به مخاطب در اين شكل نمايشي مشاهده كرد. البته اين كار آسان نميباشد، زيرا يكي از بزرگترين مشكلاتي كه ملل جهان، بالاخص ما با آن روبهرو هستيم چگونگي انتقال تجارب نسل گذشته به نسل جديد ميباشد. هماكنون، در مقابل نسل جوان كنوني سؤالاتي همچون، چرا جنگيديم؟ چرا هشت سال اين جنگ طول كشيد؟ و اينكه چگونه يك انسان حاضر به از دست دادن جان خود به جهت حفظ دين و ايمان خود ميشود؟ و شايد هزاران پرسش بدون پاسخ ديگر، پرسشهايي كه قطعاً جشنوارههايي همچون جشنوارۀ تئاتر دفاع مقدس ميتواند پاسخگوي مناسبي در كنار ديگر روشهاي پاسخگويي باشد.
ما ميتوانيم ارزشهاي دفاع مقدس را به بچهها و ديگران از طريق گفتار عروسكي در تئاتر و تلويزيون آموزش بدهيم؛ چون مردم به عروسك بيشتر توجه ميكنند. عملاً ما تأثير نمايش عروسكي را در تبليغات تجاري ميبينيم، چراكه تجار كمي جلوتر از دولت هستند، زيرا براي منافع خودشان، تشخيصشان بهتر است. ميدانيد چرا بخشي از فيلمهاي تبليغاتي عروسكي است؟ براي اينكه سازندگان اين فيلمها فهميدهاند كه حرف عروسك را مردم بيشتر گوش ميكنند. ما ميتوانيم از طريق نمايش عروسكي به مردم فضيلت اخلاقي را ياد بدهيم. اگر ميخواهيم انسانهاي پاكتر و درستتري بسازيم، چرا اينها را از طريق عروسك به بچهها ياد ندهيم؟ با يك قشر طنزي كه روي آن ميكشيم يا با يك شوخي، يا با يك خنده كه جلبنظر هم بكند؛ تمام اينها امكانپذير است.
ما ميدانيم كه نمايش عروسكي در آموزش كودكان و نوجوانان در موضوعات مختلف نقش بسيار موفقي را در سطح جهان داشته، به نحوي كه بعضاً از اين هنر بهخصوص در زمينۀ پيشگيري از بيماريهاي خاص و بهداشت عمومي استفاده شده است. پس چرا از اين هنر براي انتقال ارزشهاي دفاع مقدس به كودكانمان استفاده نكنيم، تا آنان از همان دوران كودكي با فلسفۀ مبارزه آشنا شوند؟ حتي در حوزۀ دو گروه ديگر ميتوانيم بهطور بسيار جدي به بحث پيرامون چالشهاي بهوجود آمده در موضوع دفاع مقدس همچون سؤالات مطرح شده در سطور قبلي بپردازيم.
براي رسيدن به اين نتيجه يعني استفاده از هنر نمايش عروسكي در بيان ارزشهاي دفاع مقدس بايد ابتدا چند موضوع را براي خودمان حل كنيم:
اول: نمايش عروسكي، نمايشي فقط ويژۀ كودكان نيست.
دوم: نمايش عروسكي ابزاري براي بيان موضوع ماست، پس بايد از تمام اشكال آن استفاده نمود.
سوم: اطلاق عبارت نمايش عروسكي به يك نمايش به معني عروسكي بودن تمام شخصيتهاي آن نيست، بلكه ميتوان فقط يك شخصيت عروسكي داشت.
چهارم: مطلبي را كه عروسك ميتواند بيان كند در اكثر مواقع يك انسان زنده نميتواند (بيشتر منظور بحثهاي فلسفي و مباني فكري ميباشد).
پنجم: نمايش عروسكي نهتنها به موضوع دفاع مقدس ميپردازد، بلكه به پيامدهاي آن نيز ميتواند بپردازد. مثل وضعيت جانبازان، آزادگان و رزمندگان پس از پايان جنگ و مشكلات پيش آمده براي آنان؛ چه در ارتباط با جامعه، چه در ارتباط با خود.
ششم: حتيالمقدور سعي گردد بيان اين ارزشها با كمك از نمايش عروسكي توسط افراد متخصص و با پيشزمينۀ پژوهشي انجام پذيرد.
براي بيان و بهكارگيري موارد ذكر شده در بالا ميتوان از تنوع ابزار و روشهاي اجرايي نمايش عروسكي نيز استفاده نمود.