آدمي در طول تاريخ هر كجا از تفاهم و درك متقابل ناتوان شده كشتار و جنگ را به عنوان حربة نهايي مورد استفاده قرار داده است.
ابتداييترين نوع كشتارها تا پيشرفتهترين آنها كه با سلاحهاي هستهاي و شيميايي انجام ميشوند همه يك كار را انجام ميدهند و آن نابودي انسان است .
سؤال اساسي اينجاست كه انسان چرا و بر چه مبنايي به پيامدهاي اين درگيريها در طول تاريخ ميپردازد. هنرها بهصورت عام سعي در نزديك كردن خود به فرايندهاي موجود در زندگي دارند. چرا بايد از عنصري به نام جنگ كه در نهايت باعث خسارات فراوان مالي و جاني ميشود، عرضة هنري داشته باشيم؟
آيا به وجود آوردن يك اثر هنري در راستاي جنگ به نوعي همذاتپنداري با جنگ نيست ؟
آيا پرداختن به اثرات جنگ، ريشههاي پيدايش آن و... به نوعي مهر تأييد زدن بر يك موقعيت غيرقابل اجتناب زندگي بشري نيست ؟
به هر حال، جنگ وجود دارد و همواره وجود خواهد داشت. مهم اين است كه هنر و جنگ چگونه ميتوانند در كنار يكديگر قرار گيرند. هنر چگونه ميتواند با تصوير كردن نتايج مخرب جنگ تا سر حد امكان از بروز و توسعة جنگ و خونريزي بكاهد؟
ايران با شروع حملة ناجوانمردانة ارتش بعث عراق با ميدان وسيعي از خباثت، دنائت و پستي درگير شد. غربيها در همان روزهاي آغازين جنگ بر اين باور بودند كه ايران اسلامي را به زانو در خواهند آورد، اما اين خيالي پوچ و بيهوده بود، چرا كه مردم ايران با تمام وجود در مقابل ارتش تا دندان مسلح بعث ايستادند. فلسفة ايستايي مردم قهرمان ايران در مقابل حكومت بعث و استكبار جهاني، دقيقاً انگيزههاي اصلي پيدايش تئاتر جنگ در دوران هشت سالة دفاع مقدس است. بايد گفت تئاتر دفاع مقدس در يك تعريف كلي ميتواند تبلور روحيات ايثارگرانة انسانهاي هدفمندي باشد كه تنها متكي بر باورهاي الهي هستند و با دست خالي در مقابل پيشرفتهترين سلاحهاي دشمن ميايستند.
بدنيست مختصري نيز دربارة تئاتر جنگ در جهان اشاراتي داشته باشيم، اگر چه تئاتر جنگ در ايران با جهان تحت هيچ شرايطي قابل مقايسه نيست، چرا كه دو جنس كاملاً متضادند و آن چيزي كه در يك جمعبندي كلي ميتوان در مورد تئاتر جنگ در جهان اشاره كرد، در مورد تئاتر ايران صدق نميكند.
روحية يأس، جنون، طغيان و پوچگرايي كه پس از جنگهاي جهاني اول و دوم در هنر به وجود آمد، تحت هيچ شرايطي قابل قياس با تأثيرات بعد از جنگ در ايران نيست.
مطالعه در وضعيت انسان غربي قرن بيستم، صنعتي شدن و جنگهاي جهاني اول و دوم زمينههايي بود كه نوعي تئاتر متأثر از جنگ را به وجود آورد. در حالي كه، در ايران همزمان با اولين روزهاي جنگ، گروههاي نمايش نيز شكل گرفتند كه در پارهاي موارد همراه و همدوش رزمندگان با حضور فرهنگي خويش در به ثبت رساندن و نشان دادن لحظههاي ايثار و دفاع مقدس، نقش بهسزايي داشتند.
در تئاتر غرب تأثيرات جنگ، عمدتاً در نفي مطلق مقولهاي است به نام جنگ و نتيجهاش نيز يك نوع سردرگمي، به پوچي رسيدن و همه چيز و همه را سياه قلمداد كردن بوده است.
سبكهايي چون دادائيسم به رهبري «تريستان تسارا»، تئاتر سوررئاليسم به رهبري «آندره برتون»، تئاتر خشونت به رهبري «آنتوان آرتو»، تئاتر هرج و مرج بر اساس فلسفة اگزيستانسياليسم«ژان پل سارتر»، تئاتر مواجه بر اساس تأثيرات متقابل «پيسكاتور» و «برشت»، نمونههايي هستند كه هر كدام متأثر از شرايط جنگ در غرب هستند.
در ميان آثار مشهور نمايشي در غرب، بخشي نيز به تئاتر جنگ اختصاص دارد، «ايرانيان» اثر «اشيل»، نويسندة بزرگ يوناني در شمار نخستين نمايشهايي است كه در مورد جنگ نوشته شده است. «آنتيگونه» اثر «سوفوكل»، «ايفي ژني» اثر «اورپيد»، «راهزنان» اثر «شيللر»، «مكبث»، «آنتوني و كلئوپاترا» و «كوريولانوس» اثر «ويليام شكسپير»، «ظهور و سقوط رايش سوم»، «آدم آدم است»، «شويك در جنگ جهاني دوم»، «ننه دلاور و پسرانش» و... از «برتولت برشت»، نمايشنامهنويس حماسي، «پيك نيك در ميدان جنگ» اثر «فرناندو آرابال»، «استنطاق» نوشتة «پيتروايس»، «مرد بيرون» اثر «ولفگانگ بورشرت»، «بيدرمان و آتشافروزان» نوشتة «ماكس فريش» و بسياري از نمايشهاي ديگر كه ملهم از جنگ در غرب به رشتة تحرير درآمده است.
در ميان آثار ارائه شده در تئاتر جنگ در ايران، در يك جمعبندي كلي ميتوان به صراحت ادعا كرد كه آنچه در تئاتر جنگي غرب مدنظر است به هيچ وجه نزديكي و مشابهتي با تئاتر دفاع مقدس در دوران هشت سالة جنگ عراق با ايران و پس از آن ندارد.
اگرچه در ميان آثار تئاتري جهان در مورد جنگ، نمونههاي بسياري ميتوان يافت كه بر اساس ساختار مناسب و پرداختن به مسئلة جهان شمولي چون انسان و رو در رويي او با شرايط زيستي خود، تبديل به نمايشهايي فراگير و قابل اجرا در هر عصر و زمانهاي شدهاند، اما اين بخشي از تئاتر جنگ در غرب است و بخش ديگر آن يك نوع طغيان و هيچانگاري مطلق است كه نميتواند در ايران اسلامي جايي داشته باشد.
پيش از آنكه به بررسي نمايشهاي ايراني جنگي در دوران هشت سالة دفاع مقدس و سالهاي پس از جنگ بپردازيم، بايد اشارهاي هر چند گذرا به تعزيه داشته باشيم. شايد بتوان گفت كه تعزيه يكي از اولين نمايشهايي است كه دربارة جنگ اجرا ميشود.
اگرچه در ايران پيش از اسلام در حماسههاي اوستايي، ملي و تاريخي اين مرز و بوم، بازيها، مراسم و آيينهاي كهن وجود دارد، ولي بهطور يقين ميتوان به خاطر نوع بينش مذهبي در تعزيه و حماسة دفاع مقدس اين مقوله را از نخستين نمايشهاي جنگي قلمداد كرد.
تعزيه، ريشه در يك فاجعة بزرگ مذهبي و تاريخي دارد. فاجعة كربلا كه در آن در يك جنگ نابرابر، امام حسين (ع) و يارانش در جدال با سپاه كفر در سال 1361 هجري به شهادت رسيدند.
اشتراك موضوعي و مذهبي تعزيه با نمايشهاي جنگي ريشه در باور ديني دارد، چرا كه اصولاً دفاع مقدس ايران اسلامي در مقابل تجاوز ارتش بعث عراق بيشتر از آنكه نمايانگر يك جنگ تمام عيار نظامي و سياسي باشد، بيانگر يك جنگ عقيدتي براي ماست، جنگ بين حق و باطل.
براي بررسي تئاتر جنگ لازم است نخست يك شناخت كلي از اجراها و آثاري كه در اين راستا خلق شدهاند، داشته باشيم. نمايشهايي كه در مورد جنگ بر روي صحنه رفتهاند در يك تقسيمبندي كلي به شرح زير ميباشند:
الف. آثاري كه در سالنهاي نمايش اجرا شدهاند، اين آثار بعضاً توسط گروههاي حرفهاي تئاتر يا ارگانها، نهادها و همين طور گروههاي غيرحرفهاي اجرا شده است؛
ب. آثاري كه در جبهههاي جنگ اجرا شدهاند، اين آثار عمدتاً توسط گروههاي غيرحرفهاي در جبهههاي مختلف اجرا گرديده و هدف گروههاي اجرايي سرگرم كردن رزمندگان و تقويت روحية آنها بوده است، مضامين اين گونه اجراها عمدتاً بر موضوعات كمدي و خندهآور استوار بوده است.
مجموع نمايشهايي كه براي اجرا به جبههها اعزام شدهاند، معمولاً داراي موضوعات متفاوتي بودهاند كه ميتوان به عناوين زير اشاره كرد:
نمايشهايي با موضوعات جنگي
طبعاً اين نوع آثار با توجه به اينكه رزمندگان خود از نزديك درگير جنگ بودند نميتوانست تأثيرات آن چناني بر آنها داشته باشد. در پارهاي از اين نوع نمايشها، از ارزشها، شهادتها و تحول انسانها سخن به ميان ميآمد و در بخشي ديگر، به جبهة مقابل يعني نيروهاي بعثي پرداخته ميشد، از نكات منفي اين نوع نمايشها اين بود كه دشمن را انسانهاي ضعيف و زبون قلمداد ميكردند كه لاجرم ضعيف نشان دادن و احمق تصوير كردن نيروهاي دشمن اين سؤال را به ذهن متبادر ميكند كه چرا ما در مقابل اين احمقها مبارزه ميكنيم و چرا نميتوانيم آنها را شكست دهيم و...
اغلب اين نمايشها، داراي ضعف شديد در ساختار نمايش و اجرا بودند.
نمايشهايي با موضوعات اجتماعي و روز
اين نوع نمايشها در تقويت روحي و رواني رزمندگان تأثير بيشتري داشت و حتي اگر به قصد سرگرمي و تفريح رزمندگان اجرا ميشد تأثير بيشتري ميگذاشت. مضامين اجتماعي، با توجه به عدم حضور رزمندگان در اجتماع شهري و دور بودن از شرايط زيستي اجتماعي ميتوانست به نوعي براي آنان جذاب باشد.
نمايشهاي كمدي و شاد
بخش ديگري از نمايشهايي كه در جبههها اجرا ميشد، نمايشهاي صرفاً شاد، سرگرم كننده و كمدي بود. اين نوع نمايش با هدف متبسم نمودن رزمندگان در جبههها اجرا ميشد و شايد بتوان گفت موفقتر از هر دو نوع قبلي (جنگي و اجتماعي) عمل ميكرد.
برگزاري جشنوارههاي تئاتري با عنوان دفاع مقدس و آثار جنگ نيز يكي از نمودهاي بارز تئاتر در چند سالة جنگ تحميلي است.
جشنوارة 17 شهريور تبريز براي اولين بار در سال 1362 برگزار شد و بخش عمدهاي از جشنواره اختصاص به آثار جنگي داشت.
نمايشهاي «لالههاي سرفراز» (مشهد)، «حديث عشق» (خوي)، «صالح آسيابان» (كردكوي)، «حماسهسازان» (گرگان) و «راه» (خراسان) آثار جنگي شركتكننده در اين جشنواره بودند.
در طول چهار سال برگزاري جشنوارة 17 شهريور تا سال 1365، دهها نمايش جنگي در اين جشنواره بر صحنه رفت و آثار شركتكننده در اين جشنواره با مضامين اخلاقي، تاريخي و اعتقادي و برخورد با گروهكها، مسائل جنگ را مطرح ميكردند.
يكي ديگر از جشنوارههايي كه اختصاص به جنگ داشت، تحت عنوان گلچهرگان بسيج و به ياد شهيد «حسين فهميده» در سه دوره برگزار شد و در سال 1364 پروندة اين جشنواره نيز بسته شد.
جشنوارة تئاتر سنگر نيز دو سال به همت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در باختران برگزار شد.
جشنوارة تئاتر فتح، جشنوارة تئاتر دفاع مقدس و جشنوارة تئاتربسيج نيز از ديگر جشنوارههايي است كه به مضامين دفاع مقدس ميپردازند.
آثار جنگي در بسياري از جشنوارههاي تئاتري اجرا ميشدند، از جمله در جشنوارة سراسري تئاتر فجر، جشنوارة سراسري تئاتر دانشجويان، جشنوارة تئاتر دانش آموزي، جشنوارة تئاتر كارگران و...
سهم و حضور تئاتر جنگ در جشنوارة سراسري تئاتر فجر قابل بررسي و تعمق است. براي نخستين بار اين جشنواره در سال 1360 برگزار شد.
در طول برگزاري جشنوارة سراسري تئاتر فجر، همواره بخشي از آثار دربارة جنگ بوده است، اگر چه تا پايان سال 1366 تعداد آثاري كه به جنگ ميپرداختند، رقم قابل توجهي بود، ولي از اين سال به بعد به مرور تعداد آثاري كه مربوط به جنگ باشد در جشنوارة سراسري تئاتر فجر رو به كاهش نهاد. از جمله نمايشهاي جنگي كه در جشنوارة تئاتر فجر حضور داشتند ميتوان به آثاري چون: «بار ديگر غدير»، «شگرد آخر»، «بهشت من اينجاست»، «ناميرا»، «پرندههاي شط»، «پوتينهاي گشاد»، «قبل از انفجار»، «كوي آفاق كجاست»، «آب باد خاك»، «هاتف»، «تفنگ برنو»، «حديث رفتن»، «خاك صبور»، «گرگور كهنه»، «خليل؛ طلايهدار درون مرز»، «بازي شبانه»، «حاجت»، «قاسمي ديگر»، «نخل سوخته»، «در انتظار واگشتن يونس»، «طلوع عزمي ديگر»، «حافظون الحدود الله»، «عاشوراي ديگر در كربلاي ما»، «بازگشت»، «طلوع خورشيد»، «وداع»، «فتح الفتوح»، «محاصرة خرمشهر»، «قاب بي تصوير»، «خوان آخر»، «مثل پدر»، «به سياهي شليك كن»، «شب شكستني است»، «طلايۀ قديم» و... اشاره كرد.
از اولين نمايشهايي كه بهصورت حرفهاي و توسط بازيگران ادارة نمايش در مورد جنگ به روي صحنه رفت، بايد به نمايش «حماسة ننه خضيره» اشاره كرد، ننه خضيره در تالار وحدت اجرا شد و داستان آن دربارة زني است كه در يكي از روستاهاي جنوب با پسرش زندگي ميكند، جنگ آغاز ميشود. «شيخ عثمان» كه نفوذي وابسته به عراق است سعي در تحريك مردم دارد، عراقيها روستا را اشغال ميكنند و در پايان نمايش، ننه خضيره با يك عمل افتخارآفرين نانهايي را كه سمي كرده است و خود نيز از آن ميخورد به فرماندهان عراقي ميدهد و آنها كشته ميشوند .
از شروع جنگ تحميلي تاكنون كه هفت سال از پذيرش قطعنامه ميگذرد بيش از صدها نمايش جنگي در سالنهاي نمايش تهران و شهرستانها به روي صحنه رفته است. چندين نمايش جنگي در سيماي جمهوري اسلامي ايران ضبط و پخش شده است. اما به جرئت ميتوان گفت كه شمار آثار جاودانهاي كه بتواند بيانگر ارزشهاي دفاع مقدس باشد، انگشت شمار است.
بد نيست مروري بر بخشي از نمايشهاي جنگي كه از سال 1360 در سالنهاي حرفهاي تهران به صحنه رفتهاند داشته باشيم، اگر چه در اين مقال فرصت بحث و بررسي حتي تعداد محدودي از اين آثار وجود ندارد، اما نميتوان از نمايشهايي چون ننه خضيره، «ميعاد در باران»، «صالح آسيابان»، «مظلوم پنجم»، شگرد آخر، آب باد خاك، ناميرا، خليل؛ طلايهدار درون مرز و پارهاي ديگر از آثار كه ماندگارترين آثار جنگ هستند، سخن به ميان نياورد.
مظلوم پنجم، نوشته و كار «رضا صابري» يكي از نمايشهاي به ياد ماندني دربارة جنگ است. صابري با استفاده از شيوة اجرايي مناسب، از تمرين نمايش استنطاق اثر پيتروايس به جبهههاي جنوب ميرود و حماسة علمداران عاشق كربلا را به تصوير ميكشد. اگر چه در متن مظلوم پنجم اشكالاتي به چشم ميخورد و در لحظاتي ديالوگ بسيار شعار گونه نوشته شده است، اما اجراي صابري از مظلوم پنجم چيز ديگري است. تدبر، تيزهوشي، نهايت ايجاز و كاربرد بسيار دقيق از اشياء و ابزار و فضاسازي مناسب از ويژگيهاي نمايش مظلوم پنجم است.
شگرد آخر، كار «انوشيروان ارجمند» و رضا صابري، اگرچه بسيار كمرنگتر از مظلوم پنجم است، اما در ادامة همان مسير حركت ميكند... در شگرد آخر، داستان نقل و نقالي با جبهههاي جنگ گره ميخورد و مراد و مريد در ادامه كار با حضورشان در ميدان ديگري كه عرصههاي نبرد حق و باطل است به زندگي خود معنايي ديگر ميدهند، اجراي شگرد آخر و استفادة بسيار جذاب از فرم و حركات موزون را نيز بايد در زمرة آثار به يادماندني جنگ دانست.
«سلمان فارسي صالحزهي» با اجراي نمايش آب باد خاك، يكي از زيباترين آثار نمايشي را در عرصة هنر دفاع مقدس به يادگار گذاشت، آب باد خاك، تلفيق بسيار جذاب و شايستهاي است از رسم و رسوم بومي ايران با نمايش و جنگ جايگاه ويژه و بارزي در اين اثر دارد. اگر چه زبان نمايش نمادين است، اما به صراحت ميتوان مشخصههاي هشت سال دفاع مقدس را در اثر يافت.
نمايش خوب ناميرا، اگر چه به لحاظ متن دچار نوعي شعارزدگي مفرط است، اما در اجراي «نعمت الله لاريان» از اين نمايش روايت دلنشيني از مبارزه با دشمن را نظارهگر هستيم، تلفيق تعزيه و جنگ تحميلي و تداوم حضور رزمندگان در صحنة دفاع مقدس كه به نوعي ادامة حضور امام حسين (ع) و يارانش در كربلاست.
صالح آسيابان و اجرايي ساده و صميمي؛ و اجراهايي از اين دست كه در نوع خود توانستند تأثيرات فراواني در عرصة ادبيات و هنر دفاع مقدس داشته باشند.
آثار نمايشي ارائه شده در زمينة جنگ تحميلي و دفاع مقدس در طول چند سالة اخير، هنوز نتوانسته است مبين يك حقيقت باشد و آن هم ابداع و يافتن شيوهاي خاص در صحنة نمايش كشور است.
مامعتقد هستيم كه هنرمندان تئاتر بايد سهمي بسيار والا از فرايندهاي استواري و اعتبار و ارزش و قداست و ايثار و ايمان رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را به دوش بگيرند.
ما بر خلاف فلسفة واماندة غرب و ديدگاه پوچ گرايانهاي كه بعد از جنگ در آثار هنري غرب به وجود آمده است، فكر ميكنيم كه تئاتر جنگ ما ميتواند ايثار، شهادت، مقاومت، بسيج، ظلم ستيزي، آرمانگرايي، وطن دوستي، روحية مقابله با ظالم و دهها موضوع منبعث از دفاع مقدس ما را به تصوير بكشد.
به راستي اين باورها را بايد در كجا و چگونه ديد؟
در تئاتر جنگ ما اين باورها به چه ميزان به واقعيت پيوسته است؟ پاسخ كاملاً روشن است، به اندازة قطرهاي از درياي بيكران معرفت و كرامت جنگجويان ما. نميخواهيم عنوان كنيم كه تئاتر جنگ كم داشتهايم، اما آثاري كه بتوانند منعكس كنندة اين همه ارزش و ايثار باشند اندك بودهاند. اميد آنكه شاهد خلق آثاري ارزشمند و تأثيرگذار در تئاتر دفاع مقدس باشيم.