جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:



نگاهی به نمایش "لیر شاه"،نویسنده "حمید رضا نعیمی"، کارگردان "آرش دادگر"
امروزی و جذاب
چهارشنبه 06 آبان 1388 - 13:38

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 210

آی سان نوروزی: نمایشنامه های ویلیام شکسپیر علیرغم اینکه سالهای سال از زمان نگارش آنها می گذرد اما همچنان در شهرها و کشورهای مختلف مورد تحقیق و پژوهش قرار می گیرند و اجراهای مدرن و کلاسیک بسیاری از آنها هر روز در سراسر جهان به روی صحنه می رود. در ایران نیز اگرچه کار بروی نمایشنامه های شکسپیر به نسبت سایر کشورها کمتر است اما همواره نمایش های خوب و تازه ای از این نمایشنامه های اجرا می شوند. اجرای مدرن و متفاوت مکبث توسط آرش دادگر در چند سال گذشته، اجرای رویای شب نیمه تابستان به کارگردانی حسن معجونی در سال گذشته و حالا هم نمایش لیر شاه به کارگردانی آرش دادگر کارهای خوب و به روز شده ای از متون شکسپیر هستند که به واسطه نوع نگاه و دراماتورژی متفاوت و امروزی شان به شدت مورد توجه مخاطبان ایرانی هم قرار گرفته اند.
نمایش "لیرشاه" که این روزها در کارگاه نمایش مجموعه فرهنگی – هنری تئاتر شهر در حال اجراست، با بازنویسی حمید رضا نعیمی نگاهی کاملا موضوعی و امروزی به مضمون لیر شاه شکسپیر دارد. حمیدرضا نعیمی که چند سال پیش هم "مکبث" را معاصر سازی کرده بود، اینک "لیرشاه" را با توجه به رویکردهای روز اجتماعی جامعه اش معاصر سازی کرده و "آرش دادگر" با کمک گروه نمایشی اش این متن را برای تماشاگرانی که سالها بعد از حیات ویلیام شکسپیر و شاه لیر زندگی می کنند به اجرا گذاشته است.
لیر، پادشاه انگلیس به یکباره احساس می کند که باید بقیه عمرش را به استراحت بگذراند و علیرغم توصیه های دوست وفادارش کنت گلاوستر، سرزمین پادشاهی را براساس میزان علاقه ابراز علاقه دخترانش بین گانریل و ریگان تقسیم می کند و چون دختر کوچکتر(کردلیا) حاضر به تملق و چاپلوسی نمی شود، او را از ارث محروم می کند و از دو دختر دیگرش قول می گیرد که تا آخر عمر همراه با صد شوالیه اش در خانه آنها زندگی کند.
همانطور که پیداست، داستان در زمان و مکانی بسیار دور از زمانه و جغرافیای امروز ما تعریف می شود. اما حمید رضا نعیمی و ارش دادگر با هوشمندی، مضمون و موضوع مهمی را از دل ان استخراج کرده اند و در محوریت روایت داستانی قرار داده اند که کاملا رنگ و بوی امروزی دارد. ایمان جاهلانه و اشتباه لیرشاه در محوریت این موضوع امروزی بهانه را برای جنگ جاه طلبانه اطرافیان بر سر قدرت فراهم می کند و سیاست بازی و جدال برای کسب قدرت به موضوع اصلی درگیری های داستان نمایش تبدیل می شود.
نمایش در صحنه ای یک سویه و در حالی اجرا می شود که گروه بازی سازان در لباسهایی یکرنگ و تقریبا یک شکل در دو طرف میدانگاه با صندلی هایشان نشسته اند. بنابراین کلیت اجرا را می توان بزنگاهی برای بازی سازان دانست. شیوه ای که تقریبا با شیوه های ایرانی نمایش قرابت پیدا می کند. بنابراین اجرا از روند کلاسیک آن فاصله می گیرد و بازی سازی و روایت متفاوت آن به یک راوی نیاز پیدا می کنند.
شخصیتی از میان بازی سازان جدا می شود و خودش را کارگردان مولف معرفی می کند. این شخصیت که بی شباهت به دلقک لیرشاه هم نیست، در مقام راوی ضمن تفسیر و تعبیر موقعیت ها با زبانی کمیک سعی دارد تا موقعیت قبل را تعریف کند و در ضمن شرایط را هم برای ورود رویداد بعدی فراهم سازد. راوی علاوه بر این با نگاه و بیان کمیک و آمیخته با طنزش اجازه دخالت در همه رویدادها و مباحث مهم را نیز به خود می دهد. بدین ترتیب او به وسیله ای برای دخالت در امور و در ضمن نزدیک کردن این امور به فضا و دنیای امروز نیز تبدیل می شود و از آنجا که هموست که رویدادها و شخصیت ها را به دنیای تماشاگر نزدیک می کند، رفته رفته به محبوب ترین شخصیت نمایش هم تبدیل می شود.
آرش دادگر با خوانش متفاوت و اجرای فرازمانی و بدون جغرافیایش از نمایشنامه بزنگاهی را در صحنه کوچک اجرایش مهیا می سازد که از سوی دیگر محل قضاوت است. نمایش شخصیت هایش را بدون تمایل به پیچیده سازی معرفی می کند و رویدادهایش را بی آنکه قصد وارد آوردن در انها داشته باشد روایت می کند. با این شگرد بیشترین نتیجه گیری از راه به قضاوت واداشتن اندیشه و تفکر تماشاگر حاصل می آید.
در واقع این شیوه اجرایی همذات پنداری را که حاصل غرق شدن در دنیای داستان است به حداقل می رساند و در عوض با القای اینکه این نمایش ساخته هنر بازی سازان است قصد دارد تا تماشاگر و نیروی قضاوت و مواجهه اش را با اجرا به سمت اندیشیدن و فکر کردن به وقایع گرایش دهد.
اجرا بیش از هر شگرد دیگر با کمک نقش راوی و تاکید بر بازی سازی، بازیگرانش به این کارکرد دست پیدا می کند. اما پیش از آن حمیدرضا نعیمی نیز در نمایشنامه اش با خروج مداوم از جهان داستان و ایجاد پیوندهای موضوعی با اتفاقات روز جامعه مخاطبان همین کارکرد اندیشگانی را قوت می بخشد. در واقع هر جا که اندک تصوری بر حاکمیت داستان ایجاد شود یا حسی از همذات پنداری در حال شکل گیری باشد، متن به سرعت از جهان داستان خارج می شود. این بیگانه سازی با یک کلام و گفتار کمیک یا مشابه سازی یا هر ترفند دیگری به سادگی انجام می پذیرد و قوانین و قواعد ساختار متن (و همچنین اجرا) به گونه ای تعریف شده که منطق بیگانه سازی اینچنینی نیز برای مخاطب باور پذیر است.
نکته دیگر آنکه آرش دادگر در حوزه کارگردانی و در نمایش نه چندان کوتاهش مسلما به این نکته آگاه بوده که هدف به تفکر واداشتن و دور شدن از تعلیق و همذات پنداری ممکن است با است با اشکال همراه شود و پیش از هر چیز تماشاگر را خسته کند و حوصله اش را سر ببرد. به همین خاطر نمایش اش را به انواع جذابیت های اجرایی مجهز کرده است.نخستین جذابیت "لیر شاه" دادگر انرژی کمدی و طنز آنست که بیشتر بار آنهم بر دوش راوی بامزه و شیرین سخن نمایش است. اما کنار این ترفند های اجرایی یکی پس از دیگری نمایش را از تکرار یا سقوط به ورطه کندی و خمودگی نجات می دهند.
نمایش آرش دادگر با ریتم تند و سرعت تعویض صحنه ها و اجرای پی در پی رویدادها همواره در جریان است و هیچگاه اجازه خسته شدن را به مخاطب اش نمی دهد. طنز، حرکت، موسیقی، تصویر سازی و... پشت سر هم و بی وقفه در اجرای "لیرشاه" آرایش داده شده اند و به همین دلیل نمایشنامه ای که سالها پیش نوشته شده است در زمانی دورتر و در جغرافیایی بسیار متفاوت تر از جغرافیای خلق آن بر دل می نشیند و مخاطب ایرانی اش را در بیشتر لحظات به خود جذب می کند.


< نقد بعدی                          نقد قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل نقدهای سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei