جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:



نگاهی به نمایشنامه "روی نی بندی"،نویسنده "جمشید خانیان"
خاطره ها و واگویه ها
شنبه 18 مهر 1388 - 12:30

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 296

جمشید خانیان، یکی از شناخته شده ترین نمایشنامه نویسان تئاتر دفاع مقدس و در واقع به واسطه کیفیت و کمیت مطلوب نمایشنامه هایش می توان او را در ردیف سه نمایشنامه نویس مطرح دفاع مقدس در تئاتر ایران دانست.
آشنایی با فضا و رویدادهای جنگ تحمیلی، زبان ساده و روان، پرهیز از شعار و شعر در زبان و پرداختن به زندگی و شخصیت آدمهای بعد از جنگ از مهمترین ویژگی هایی هستند که در کنار فضاها و موضوعات متنوع آثار خانیان را در میان دیگر نمایشنامه های نوشته شده در حوزه تئاتر دفاع مقدس شاخص کرده اند.
"روی نی بندی" هم فضای تقریبا متفاوتی با اغلب نمایشنامه های دفاع مقدس دارد. خانیان در این نمایشنامه تک پرسوناژ جدال شخصیت چغوک را با اتفاقات پس از جنگ تحمیلی تعریف می کند. چغوک، تنها شخصیت نمایشنامه "روی نی بندی" یک مرد جنوبی است که همسر و فرزند و خانواده اش را در جنگ از دست داده و حالا با رویاها و خاطرات گذشته اش زندگی می کند و در ضمن منتظر فرزندش است که گویا در جنگ شهید شده است.
خانیان در این نمایشنامه، همه رویدادها و اتفاقات (بهتر از بگوییم تعریف خاطرات) را از دریچه ذهن تنها شخصیت آن (چغوک) روایت می کند. شناسنامه خانوادگی چغوک با قرار دادن تصاویر خانواده و آشنایان او بر روی بوم های قرار گرفته در صحنه تعریف می شوند و چغوک با برداشتن هر یک از بوم ها که حامل تصویر یکی از آشنایان اوست، بخشی از گذشته اش را برای خواننده و تماشاگر روایت می کند.
این ترفند اگر چه چندان جذاب نیست، اما استفاده از اشخاص بازی را در حد لزوم و تا کمترین اندازه به حداقل رسانده است و در حد خود نمایشنامه پاسخگوی نیازهای آن است. بعلاوه آنکه نویسنده نمایشنامه در جریان روایت خاطرات و در توضیح صحنه ها اجازه به نمایش درآمدن موقعیت ها با حضور دیگر شخصیت ها را داده است. اما با وجود این چغوک تنها شخصیت نمایشنامه و راوی رویدادهای آن است .
کاستی مهم نمایشنامه جمشید خانیان همچون بسیاری از دیگر نمایشنامه های دفاع مقدس در خالی بودن ساختار آن از داستان و کنش دراماتیک است. چغوک در "روی نی بندی" ماجرای جوانی، ازدواج، بچه دار شدن، به سرپرستی گرفتن یک فرزند، کشته شدن همسرش خیری زیر آوار و به جبهه رفتن پسرانش را تعریف می کند، اما در طول مدت زمان روایت نمایشنامه و تعریف این خاطرات هیچگاه کنش دراماتیک ایجاد نمی شود و اکت و عمل نمایشی به وقوع نمی پیوندد. تنها اتفاق داستان "روی نی بندی" همین تعریف گذشته و روایت خاطرات چغوک است و در این محدوده ما تنها با اتفاقاتی که جنگ به آدمهای درگیر با آن تحمیل کرده است، و تازه فقط تعریف و نقل آنها در گذشته مواجه هستیم.
این مهمترین ایرادی است که "روی نی بندی" را از دارا بودن جنبه های دراماتیک خالی کرده و کیفیت آن را به ویژه در گستره ساختار دراماتیک با اشکال مواجه می سازد. بنابراین مخاطب نمایشنامه تنها شاهد نقل قول ها و تعریف های غیر دراماتیک است. شاید کنجکاوی در مورد پی بردن به سرنوشت خیری که حالا نیست و تمایل به شناختن کسی که چغوک در پشت در منتظر اوست تنها موضوعاتی باشند که تا اندازه ای می توانند، مخاطبان نمایشنامه یا تماشاگران این نمایش را با وقایع آن درگیر کنند.
در کنار این کاستی اما باید به برخی از دیگر جذابیت ها و قوت های نمایشنامه خانیان هم اشاره کرد و افزود که برخی مولفه های قوی در نمایشنامه وجود دارند که مخاطب را مجذوب خود می سازند اما در واقع این قوت ها هم نمی توانند برای مثبت ارزیابی کردن کلیت اثر کافی و مطلوب باشند.
زبان یکی از مشخصه های مثبت و قدرتمند نمایشنامه جمشید خانیان است؛ خانیان در دیگر نمایشنامه هایش هم توانسته تسلط و مهارت در پرداخت زبانی واقعی و ملموس را به اثبات برساند.
آشنایی و تسلط او به لهجه ها و گویش ها و استفاده مناسب از این گویشها در کنار بیان خوب و ملموس و واقعی ، زبان را در نمایشنامه های خانیان به یک نقطه مثبت و تکیه گاه قابل اعتنا در گستره برقراری ارتباط با مخاطب تبدیل کرده اند.
از سوی دیگر خانیان در "روی نی بندی" این زبان را به خوبی با شخصیت، جغرافیا و مکان و حتی تمثیل ها و کنایه های معنایی و نمادین نیز ترکیب کرده است. نام شخصیت داستان که به معنای گنجشک در کنار علاقه زیادش به کبوتر و پرواز قرار می گیرد، حتی تمثیلی تکراری و کلیشه ای (کبوتر) را نیز به عضوی کارکردی و معنا دار تبدیل می کند.
چغوک: شده بودم عین کفتر قوشی . کفتری که اولش از بی خیالی تو هوا شاخ ببنده و بعد شووی شووی تو بازی هر روزه ش بده و بخواد بی خیال بی خیال روزه به شبش بچسبونه.
در مجموع "روی نی بندی" به عنوان یک نمایشنامه کوتاه و ساده با وجود سادگی ها و جذابیت های واقع گرایانه اش در حوزه تئاتر دفاع مقدس در گروه آثار خوب نمایشی قرار می گیرد. شاید اگر خانیان در نگارش این نمایشنامه دقت و توجه بیشتری را برای تاکید بر جنبه های دراماتیک روایت نمایشی اش می گذاشت و مثلا شهید شدن و انتظار در مورد پسر چغوک یا کشته شدن خیری را بیشتر و بهتر مورد تاکید و توجه قرار می داد، "روی نی بندی" حتی می توانست خیلی بهتر از این ها هم باشد.


< نقد بعدی                          نقد قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل نقدهای سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei