جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:



نگاهی به نمایش "آرا" ،نوشته: مهدی نصیری،کارگردان: علیرضا اسدی
مرزها را فراموش کن!
سه شنبه 14 مهر 1388 - 11:24

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 205

آی سان نوروزی:امروز بسیاری از کارشناسان و منتقدان تئاتر، مهمترین ضعف حوزه تئاتر دفاع مقدس را در داستان و شیوه روایت دراماتیک نمایش دنبال می کنند. ضعفی که با قاطعیت می توان چگونگی آن را در روایت گذشته بر اساس ساده انگاری های پردازش وقایع پیشین جنگ تحمیلی به عنوان رویداد حماسی و تاریخی، مورد جستجو قرار داد. به بیان ساده تر باید گفت که بسیاری از نمایش های دفاع مقدس ، ایثار و آثار منتسب به وقایع جنگ تحمیلی روایتی بر رویدادهای گذشته بوده اند و هستند.
مهمترین ویژگی نمایش علیرضا اسدی و نمایشنامه مهدی نصیری آن است که با ترفندهای دراماتیک و آنچه که درام در اختیار قرار می دهد. وقایع و رویدادهای گذشته را به عنوان عنصر محرک مهم به حال (همین لحظه اجرا) می آورد و در واقع یک اکت نمایشی با ارزش موقعیت آن در لحظه اجرا را به گذشته با اهمیت داستانش پیوند می دهد. نمایشنامه به این ترتیب از سویی رویداد گذشته را حفظ کرده و از سوی دیگر موتور محرک داستان نمایش مربوط به حال است.
در داستان نمایش یک خبرنگار ارمنی به نام "آرا" بعد از ترخیص از بیمارستان و تحت مداوای پزشک با برخی بحرانهای روانی از جبهه به خانه بازگشته و به دنبال وسایل گمشده و دوربین عکاسی اش می گردد.
کابوسهای تامارا (همسر آرا) و هذیانهای مداوم آرا از همین لحظه با اصرار پدر تامارا که از ارمنستان به ایران آمده و قصد دارد برای حفظ خانواده دخترش از خطرات جنگ آنها را به کشورش بازگرداند همراه می شود. از سوی دیگر صحبت های آرا درباره یک دختر و آشفته گویی هایش درباره این دختر تردیدها و نگرانی ها تامارا را هم به دنبال دارد و ....
آنچه در پس این داستان مطرح می شود، اما، روایت فداکاری یک دختر کرد در روستای چیلاب دهلران است که با مرگ خود جان آرا را نجات داده و همین عمل او نقطه تحول شخصیت آرا از ترس های گذشته به میل به جبران در امروز می شود.
داستان در عین حال که به مبانی درام پایبند است و واقعیت ها را محمل پرداخت قرار داده، اما به روایت واقعی ذهنیت ها نیز می پردازد و به نوعی می توان ادعا کرد که به زیبایی توانسته ذهنیت های شخصیت ها را نیز واقعی کند. همچنانکه، هر چه آرا در هذیان ها و بحران های روحی بیان می کند هر چند در لحظه روایت واقعیت ندارد اما روایتی از یک واقعیت است.
از سوی دیگر تم فداکاری و ایثار نقطه اصلی حرکت داستان و منبع تفسیر و توجیه وقایع و رویدادهای آن است. اما جنس تم با نمونه های مشابه دیگری که در این حوزه موضوعی تجربه شده تفاوت دارد. نصیری فداکاری را در رفتار یک دختر کرد تعریف کرده و آن را همچون تجربه ای تاثیرگذار در روح و ذهن قهرمان ارمنی اش تثبیت می کند و آنچه زمینه همه این رویدادهای روساختی و ژرف ساختی قرار گرفته یک رویداد تاریخی و ملی است. حماسه ای که ما آن را جنگ تحمیلی می نامیم و برای تعبیر و تفسیر آن از عنوان دفاع مقدس استفاده می کنیم.
در واقع در حوزه ژرف ساختی داستان زبان و مذهب و جنسیت و .... از میان برداشته می شود و مسئله مهم انسانی در محدوده ای بسیار وسیع تر بستر طرح مضمون قرار می گیرد. همچنانکه دختر کرد حتی زبان آرا را نمی فهمد، اما برای نجات او که از نقطه ای دیگر برای دفاع از مرزها به منطقه ای در غرب آمده حتی از جان خودش می گذرد.
نکته دیگر آنکه قهرمانان نمایشنامه طبق یک تعریف اشتباه و مرسوم مقدم و فرشته وار نقش بازی نمی کنند، بلکه مثل همه آدمهای دفاع مقدس انسانند و همه احساسات و نیازهای انسانی را دارا هستند. آرا می گوید که تفاوت آدمهای جنگ تحمیلی با آدمهای معمولی در این است که آنها برای هدف و خواست قلبی شان بر ترس ها و نیازها غلبه می کنند و از آنها می گذرد و نام این رفتار همان ایثار است.
علیرضا اسدی، نیز در حوزه کارگردانی نمایش و با توجه تحلیل خود از متن، ساختاری مشابه آنچه ذکر آن رفت را برای نمایش اش انتخاب کرده است. با این تفاوت که اسدی و طراح صحنه نمایش اش (ابراهیم شیبانی) ترجیح داده اند آرایش صحنه و دکور را به واقعیت های ذهنی شخصیت های داستان نزدیک تر کنند.
صحنه نمایش "آرا" را دو دایره – یکی دایره ای که با خط پهن قرمز کف صحنه را محدود کرده و دیگری آنکه عمود بر انتهای صحنه همچون دیواری (پرده) فضا را بسته است- تشکیل داده اند. زندگی آرا و تامارا با یک بحران همراه شده یک بحران مربوط به آراست و تامارا را تحت تاثیر قرار داده است بنابراین در مواجهه با آن زن و شوهر در میان دایره بزرگ سرخ رنگ کف صحنه محدود شده اند (محیط در دایره اند). دومین بحران مربوط به خانواده تاماراست و آرا را تحت تاثیر قرار می دهد.
این بحران با دایره سفید رنگ عمود بر انتهای صحنه که سایه پدر تامارا بر وی آن می افتد نمایشی شده است. به این ترتیب طراحی صحنه به حداقل امکانات و در عین حال به کاربردی ترین و موجزترین آنها اکتفا کرده است. دکور و صحنه افزار هم همین نقش را دارند، مختصر و کم هستند و در حد چند المان یا نشانه بکار گرفته می شود. به جز چمدان که جدا از نشانه های تکراری و کلیشه ای حضورش در صحنه هیچ توجیه دیگری برای استفاده ندارد و عملا از آن استفاده ای هم نمی شود.
علیرضا اسدی، بر اساس ساختار داستان واین طراحی صحنه کلیت اجرایش را در حرکت بینابینی میان ذهنیت واقعی و واقعیت عینی ترتیب داده و برای پرهیز از ایجاد فاصله و قطع شدن رابطه سیال میان این دو فضا تنها از محدودیت های نور و یا کارکردهای نورپردازی و نورهای رنگی و همچنین بازی بازیگرانش استفاده کرده است.
هادی وکیلی و ندا محمدی به عنوان بازیگران نمایش به خوبی از عهده اجرای نقشها برآمده اند و با تسلط بر جزئیات رفتار بدن و بیان شان را در خدمت جنبه های ساختاری کارشان قرار داده اند. این دو بازیگر با رعایت حریم تاثیر و محدوده های حسی به خوبی توانسته اند در اجرای میزانسن های متفاوت میان دو فضای ذهنیت واقعی و واقعیت عینی تمایز قائل شده و آنچنان که رفتار بدن و جایگاه و فاصله شان متاثر از اکت در لحظه اجرا زیاد به چشم نیاید، با ظرافت آن را به اجرا بگذارند.
اما یک کاستی مهم هم در کار بازیگران اصلی نمایش علیرضا اسدی وجود دارد که ممکن است همه محاسن بازی آنها را تحت تاثیر قرار داده باشد. ندا محمدی و هادی وکیلی با نمایش حضورشان در "آرا" به راحتی نشان می دهند که قواعد بازیگری و عناصر اصلی کارشان را به خوبی به کارگرفته اند و بر آنها تسلط دارند. اما در عین حال در بخش های زیادی از نمایش قادر به تفکیک پاساژهای حسی بازی شان نبوده و این فواصل و مقاطع را به گونه ای یکنواخت و کم تاثیر به اجرا می گذارند. بازی این دو بازیگر از منظر دیگر به واسطه قواعد ساختار و مکانیک بازی کم نقص است و از نظر ژرف ساخت و احساس نقش ها ضعف های زیادی دارد. به نظر می رسد که مقایسه این دو حوزه مورد نیاز بازیگری شتابزدگی در اجرای نقش و عدم تمرین کافی را نتیجه می دهد. چنانکه می بینیم جسم بازی ها بدون اشکال است، ولی روح نقش ها به دل نمی نشیند.
عنصر دیگری که در این اجرا خیلی به کمک نمایش علیرضا اسدی آمده است، موسیقی مهدی حسنی و بکارگیری نشانه های صوتی مثل صدای زنگوله، ناقوس و همچنین ملودی های تداعی گری مثل موسیقی ارگ مذهبی، کلیسایی و ... است که در زمان مناسب به کمک اوج و فرودهای اجرا می آید وحتی در بخشهایی از آن ریتم و تمپوی اثر را هماهنگ می کند و تناسب می بخشد.


< نقد بعدی                          نقد قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل نقدهای سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei