جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:



نگاهي به نمايش "خنكاي ختم خاطره" به نويسندگي "حميدرضا آذرنگ" و كارگردانی "نيما دهقان"
بهترين گزينه براي بيان مسائل واقعي
شنبه 04 مهر 1388 - 14:13

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 185

رضا آشفته :خنكاي ختم خاطره فاصله بين رئال و فرا رئال را بر مي دارد. نمايشي كه به لحاظ سبك و سياق اجرايي چندگانه به شمار مي آيد. يك رويه كار رئاليسم هست. همان كه آدم هايي در حاشيه جنگ منتظر فرزندان گمشده خود هستند و در اين مورد با مشكلاتي روبرو شده اند، خود بهترين گزينه براي بيان مسائل واقعي است. رويه ي ديگر سورئاليسم است. يوسفي از عالم ارواح يا غيب به زمين مي آيد تا نظري به منتظران داشته باشد. اما در صحنه همه چيز در لفافه ي نور و المان هاي تصويري از زندگي به چشم مي آيد. اختصاري كه رنگ و لعاب ميني ماليسم به خود مي گيرد.
نيما دهقان از بازي هاي معمايي در چيدمان صحنه حظ و لذت بسياري مي برد كه در تمامي كارهايش از اين نوع طراحي استفاده مي كند. شايد به تعبيري اين نوع چيدمان هم در كارهاي بعدي او بايد تبديل به نكات برجسته و نوتري شود. بالاخره يك گروه درمدار آثار خود، با نوآوري بر داشته هاي خود تاكيد مي كنند. منوچهر شجاع هم بر اين اساس صحنه را مي آرايد تا اشتراكات صحنه اي با كمي تفاوت در جابه جايي ها دلالت بر اشتراكات ذهني و مشكلات روحي و رواني آنها داشته باشد.
نور هم بنابر تاكيدات غيرواقعي براي برداشتن مرز رويا و واقعيت به كار مي آيد. پريدخت عابدين نژاد رنگ خاكستري را در طراحي لباس ها ركن اصلي قرار داده است. يك رنگ خنثي كه در برگيرنده اندوه و دلالتگر يك وضعيت ذهني است.

بازيگري يك مقوله به هم وابسته
بازيگري در تئاتر، يك مقوله به هم وابسته است. بازي در تئاتر بسيار مشابه بازي در زمين فوتبال است. يك بازي خوب زماني به جريان مي افتد كه تك تك بازيگران انرژي 90 دقيقه بازي به هم پيوسته را داشته باشند. در نمايش خنكاي ختم خاطره تا نيامدن علي سرابي صحنه ها با افت انرژي روبرو مي شود. از صحنه پدر آذري زبان، نمايش وارد سيكل اساسي تري مي شود كه ماموران بنياد شهيد به دنبال چه هستند و بايد چه چيزي را مورد كنكاش قرار دهند. آنها با يكسري پرسش مشترك والدين يك يوسف بازآمده را به پاسخ درست وا مي دارند. آنها به مقطي مشترك مي رسند كه احتمال يوسف داشتن تمامي خانواده ها بسيار بالاست. پس يك يوسف به تمامي خانواده هاي منتظر تعلق خاطر دارد.
علي سرابي دوبار در ارائه دو تيپ متفاوت در صحنه حاضر مي شود و هر دوبار هم تكان دهنده است. او بر پايه يك بازي حسي چهارچوب صحنه را در سيطره خود قرار مي دهد تا توجه عاطفي و حسي را بالا ببرد. او مسبب نوعي بغض نشكسته است كه تا پايان همراه تماشاچي مي شود. الهام كردا نيز در نقش زن كرد درست بازي مي كند. در بقيه موارد لهجه هاي آذري و خرمشهري براي هنگامه قاضياني، و ارمني براي حميدرضا آذرنگ با مشكل روبرو مي شود.
در صحنه اي كه محسن بابايي با علي سرابي، بازيگر نقش پدر آذري روبرو مي شود، ناخواسته انرژي بازيش همسطح با او مي شود. بايد كم نياورد تا هر دو بازي به موازات هم پيش برود. همين اتفاق در صحنه مرد كرد براي مسعود ميرطاهري مي افتد. او هم نقش خود را در اين لحظات مطلوب بازي مي كند. آذرنگ در نقش ارمني خوب است اما در بيان و لهجه هنوز نپخته مي نمايد. او در نقش پيرمرد سرگردان كاملا كليشه اي بازي مي كند چون از همين شيوه در نمايش هاي قبلي خود در سالجاري بهره برده است. بازيگر بايد بين تمامي نقش ها به تمايزات چشمگير برسد وگرنه در ورطه موازي كاري و كليشه نگري مي افتد كه نتيجه ي آن جز فرود از ورطه بازيگري نخواهد بود.
سعيد چنگيزيان بازي دروني و هجومي دارد. شايد كمي پياز داغ اين نقش بايد بالاتر برود تا بيشتر خود را نشان بدهد. اين همان موردي است كه طلبكارانه نظم موجود را بر هم ريخته است. اين تاكيد ازسوي كارگردان و بازيگر جريان انتقادي نمايش را از طريق همين نقش بالاتر مي برد. بالاخره در اين وسط كه همه به نوعي با دردهايشان فراموش شده اند، بايد يكي نقش مسبب را بازي كند. همين معلوم بودن است كه معادلات ذهني را خوب پيش خواهد برد تا اينكه همه چيز گنگ و در لفافه تلقي شود.
بنابراين بايد فكري عملي براي بالابردن انرژي در صحنه هاي پيش از حضور علي سرابي بشود. از طرف ديگر در پايان نمايش مونولوگ يوسف صد در صد شعاري است و نمي تواند در خدمت اجرا باشد. با حذف آن حرف ها ذهن مخاطب خود فعال مي شود تا بهتر از آن براي داوري درباره وضعيت مرور كند. شايد بازي در سكوت محمدرضا حسين زاده مي توانست بافت اجرايي نمايش را با تنوع خلاقانه اي روبرو كند. تا اينكه بخواهد يك نقش ملكوتي و شعاري را پيش روي مخاطبان قرار دهد.

درباره يوسف
نمايش خنكاي ختم خاطره، درباره يك يوسف گمگشته و هزاران خانواده چشم به راه است كه جنگ تحميلي هشت ساله چنين شرايطي را براي برخي از خانواده ها ايجاد كرده است. با آن كه بيست و يكسال از پايان زمان جنگ مي گذرد اما برخي با چنين حس و حالي همچنان در پي آمدن يوسف گمشده خود هستند.
آذرنگ سالهاست درباره جنگ مي نويسد، همين باعث شده تا تم هاي مشتركي در آثارش برقرار باشد. شايد با فاصله نوشتن و يا متنوع نوشتن او را از اين رويكرد مشترك باز بدارد. تكرار در بازنمايي موقعيت ها به نفع نويسنده خلاق نيست. بايد كاملا نو باشي و بي درنگ مخاطبت تو را در موقعيتي تازه تر ببيند. در عين حال پرهيز از بازنمايي مفاهيم نخ نما شده ما را به چالشي درست مي خواند. يوسف قرن هاست كه مفهومي كهنه در متون ادبي، عرفاني و مذهبي شده است. تازگي حضور او در نمايش خنكاي ختم خاطره، در برخي صحنه ها بسيار چشمگير بود. يوسف در صحنه ديدار با خانواده آذري، خانواده كرد، و خانواده ارمني بيشتر رويت مي شد تا آنچه در صحنه هاي ديگر مي ديديم. اين يوسف جلوه متفاوتي داشت. در عين حال همان يوسف گمگشته بود. يوسفي كه از عهد عتيق مي آيد و در قرآن احسن القصص مي گردد. در ايران هم سريال يوسف كار فرج الله سلحشور و فيلم سينمايي بوي پيرهن يوسف كار ابراهيم حاتمي كيا نمونه هايي از برداشت هنرمندان ما از اين قصه هست كه هر يك ارزشها و انتقادهايي برخوردار بوده است. اين بار آذرنگ در تكثر و تعميم پذيري مفهوم يوسف كوشيده است تا از نگاه آرماني و اسطوره اي به برداشتي از يك وضعيت امروزي دست يابد. يوسف اين بار در جنگ هشت ساله گم شده است و در جاهاي مختلف خانواده هايي لحظه شماري مي كنند تا برگردد. در اينجا يوسف نه از مصر كه از ملكوت اعلي بازمي آيد. همين خود تازگي نمايش را موجب مي شود كه نگره اي متفاوت در برداشت از داستان يوسف در جريان بوده است. شعار اين ايده را خدشه دار مي كند چون همه چيز در بيان همان انتظار بغض آلود نمايان است و خود گويا بسياري از ناگفته هاست.


< نقد بعدی                          نقد قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل نقدهای سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei