 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
نگاهی به نمایش "مهر هفتم"، نویسنده و کارگردان : سعید شاپوری
اینک آخر الزمان
شنبه 28 شهریور 1388 - 13:25 |
|
|
|
|
|
علیرضا اسدی: سعید شاپوری را بسیاری از اهالی تئاتر و تماشاگران با آثار و نمایشهای مذهبی او می شناسند، نمایشهایی که حتی در حوزه محدود مذهب نیز خود را از بند محدودیت های معمول می رهانند و مضامین و موضوعات را فراتر از گستره های مورد انتظار در بسترهای انسانی و تاریخی مورد ارزیابی و شناخت قرار می دهند.
شاپوری که در حوزه مطالعه، تحقیق و تدریس همواره آشنایی و علاقه اش به سینما را هم نشان داده است، این روزها با یک اقتباس سینمایی از فیلم مشهور و شناخته شده "مهر هفتم" اینگمار برگمن به همین عنوان میزبان تماشاگران تئاتر شهر در تالار قشقایی است.
سعید شاپوری که مدتی است نسبت به سالهای قبل کم کارتر شده، این بار به سراغ نمایش سختی رفته که پشتوانه و سابقه تماشای یکی از معروفترین فیلمهای سینمای جهان را با خود به همراه دارد. برای هر کارگردان تئاتر بسیار دشوار خواهد بود تا بتواند سابقه و ذهنیت تصاویر سینمایی که بیشتر در ذهن تماشاگر نقش بسته است را با تصاویر و اجرای تئاتری جایگزین کند و باید اعتراف کرد که سعید شاپوری هم نتوانسته این کار را انجام بدهد. مهمترین اشکال نمایش جدید شاپوری را با توجه به همین مسئله می بایست در انتخاب سوژه و موضوع نمایش و اقتباس تئاتری او از سینما جستجو کرد.
چگونه ممکن است یک تئاتر بدون استفاده از امکانات و ابزارهای کافی بتواند جایگزینی برای یک فیلم تثبیت شده و شناخته شده به شمار بیاید، در حالی که هیچ جذابیت یا کیفیت مطلوب و موثری را به ابزارهایش در صحنه نیفزوده است.
شاپوری در این اقتباس تئاتری، از سینما اقتباسی وفادار به اصل را ارائه می کند که نعل به نعل با نمونه اصلی سینمایی مطابقت دارد. تنها تفاوتهای نمایش شاپوری با فیلمنامه فیلم برگمن را هم آنجا می توان مشاهده کرد که امکانات تئاتری جوابگوی جایگزین شدن با مولفه های سینمایی نیستند و به ناچار تفاوت هایی را در تبدیل به همراه آورده اند.
تازه این تغییرات ناشی از تفاوت های مدیوم نمایشی باعث به کارگیری و استفاده از ابزارهای جدید و حتی بکارگیری مولفه های مثبت و موثر تئاتری هم نشده است. شاپوری تا آنجا که توانسته سینمای برگمن را (به ویژه در حوزه گفتار متن) وارد صحنه اش کرده و هر جا که تبدیل سینما به تئاتر را دشوار دیده به راحتی از کنار آن گذشته و دست به کار حذف شده است.
نمونه ساده و جزئی این حذف ها را در مورد فضاهای نمایش یا مثلا تبدیل کردن بچه به جنین در شکم مادر می توان مثال زد. به هر حال آنچه که در این مورد بیش از هر چیز خودنمایی می کند آن است که سعید شاپوری به عنوان یک کارگردان تئاتر امکانات، مولفه ها و یا ایده های خلاقه تازه ای را به اثرش اضافه نکرده است . او تا آنجا که توانسته نعل به نعل با اصل اقتباسی اثر پیش رفته و آنجا که خود را در تبدیل سینما به تئاتر ناتوان دیده به سادگی سینما را از صحنه اش حذف کرده است.
مکان اصلی "مهر هفتم" سعید شاپوری هوشمندانه و درست انجام گرفته و به راحتی می تواند فضاهای اصلی مرگ و توهم و مذهب و تردیدهای قهرمان داستان را به اجرا بگذارد، امادر عین شلوغ و زشت و بی قواره است . تابوت های بزرگ چیده شده در صحنه و میز صندلی وسط، اگر چه به کمک کارکردهای اجرایی آمده اند و به ویژه توانسته اند دست کارگردان را در طراحی میزانسن ها باز بگذارند و روند روایت تصویری نمایش را اجرایی کنند، اما به همین اندازه هم جاگیر و پر کننده بیهوده فضا هستند. این تابوتهای بزرگ که در صحنه های مختلف تنها یکی از آنها و محیط محدود اطرافش به بازی گرفته می شوند، صحنه "مهر هفتم" را بدون اینکه به آنها نیازی باشد شلوغ و دست و پاگیر کرده اند.
اضافه کردن فضای بالای صحنه نیز که به دنیای مردگان و فرشتگان تعلق دارد، می توانست ایده خوبی برای کمک به اجرا باشد، اما همین فضا هم با پوشاندن بد سلیقه و نامرتب پارچه های سفید و خالی بودن یک گوشه و ... زشت و بدجلوه می کند.
نکته دیگر آنکه سعید شاپوری فیلم اینگمار برگمن را فشرده کرده است و ضمن حذف صحنه های با امکانات بالای سینمایی، بسیاری از دیگر صحنه ها را نیز به فراخور جهان اقتباسی تئاترش دور ریخته است. به همین سبب، روایت های مربوط به مرد نقاش، زن و شوهر بازیگر و دختر و ... در بستر همان روایت اصلی تردیدهای اعتقادی شوالیه مطرح شده اند و به بیانی دیگر در داستان فشرده شده و روایت می شوند.
اما نکته مهم درباره این شیوه پرداخت آنکه، نویسنده و کارگردان در ترکیب و تلفیق روایت ها و موقعیت های از این دست، آنقدر دست به حذف زده و مختصر سازی کرده که خط ارتباطی میان آنها را در پاره ای اوقات گم می کند.
به هر حال دومین تجربه بازسازی آثار سینمایی در گروه بامداد- بعد از "نور زمستانی" که در سال 1385 توسط سعید شاپوری اجرا شد- به نظر اجرای موفقی نمی رسد و این در حالی است که گروه از همین حالا و در بروشور نمایش وعده اقتباس دیگری از سینمای برگمن (سونات پائیزی) را هم داده است.
در پایان اجازه بدهید، درباره آخرین نمایش سعید شاپوری علاوه بر شمردن ضعف ها و کاستی این اثر اقتباسی به یک ویژگی مهم دیگر که می تواند نمایش را از شکست و عدم موفقیت برهاند اشاره کنم.
شبنم مقدمی، بهنام تشکر، رویا میرعلمی، فرزین صابونی، آذر خوارزمی و علیرضا محمدی برگ برنده های نمایش جدید سعید شاپوری هستند که نمی توان در تئاتر به این راحتی از کنار نام آنها گذشت. بنابراین انتظار می رود که در بدبینانه ترین حالت ممکن همین بازیگران شناخته شده تئاتر با نام هایشان تعداد زیادی از تماشاگران را به تالار قشقایی تئاتر شهر بکشانند.
هر چند که به جز فرزین صابونی و نقش متفاوت او در "مهر هفتم" هیچکدام از دیگر بازیگران نمایش سعید شاپوری در حد انتظار ظاهر نمی شوند و بازی معمولی و یا ضعیفی را به نمایش می گذارند. آنچنان که لااقل در مورد میرعلمی و شبنم مقدمی اینطور انتظار نمی رفت.
|
|
< نقد
بعدی
نقد
قبلی > |
|
|
|