 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
نگاهی کوتاه به نمایش "باغ شکرپاره"، نویسنده و کارگردان: قطب الدین صادقی
روحوضی امروزی
یکشنبه 22 شهریور 1388 - 13:41 |
|
|
|
|
|
مهرنوش نصوری: دکتر قطب الدین صادقی یکی از پرکارترین کارگردانهایی است که بهترین آثارش را در حوزه تئاتر ایرانی؛ بر اساس متون کهن ادبیات ایران و یا با شیوه نمایش های ایرانی به روی صحنه برده است. خاطره اجرای آثاری چون "مویه جم"، "سحوری" و همین "یادگار زریران" که سال گذشته در تالار چهارسو به روی صحنه رفت را تماشاگران علاقه مند به نمایش های ایرانی هرگز فراموش نمی کنند.
صادقی امسال هم با یک نمایش ملی و با الگو قرار دادن شیوه های طنز ایرانی میزبان تماشاگران تئاتر است. امسال "باغ شکرپاره" که یک نمایش روحوضی امروزی است، با کارگردانی و نویسندگی صادقی در جشنواره تئاتر آئینی و سنتی اجرا شد و همین نمایش در حال حاضر نیز در تالار اصلی تئاتر شهر به روی صحنه است.
روحوضی، یا تخت حوضی که یکی از عام ترین و مردمی ترین شیوه های نمایش ایرانی است، گونه ای است که در دوره قاجار و در خانه ها و عمارت های بزرگ آن زمان رواج زیادی پیدا کرد و به واسطه نگاه انتقادی و نیش تندش که همواره به طرف قدرت ها و ثروت ها بود در میان عامه مردم به یک شیوه جذاب و دوست داشتنی تبدیل شد. این نمایش که لحن کمیک و خنده داری داشت ضمن جلب و جذب مخاطبان عام، از آنجا که همواره طرف مردم را می گرفت و شاهان و قدرت ها را نقد می کرد، روز به روز محبوب تر شد و تا همین چند دهه پیش هم به عنوان پرمخاطب ترین شیوه نمایشی در کشورمان رواج داشت.
اما صادقی که به حق از هوشمندترین و زیرک ترین کارگردان های معاصر ماست، این بار این شیوه نمایشی را برای طرح مضامین و محتوای مورد نظرش انتخاب کرده و ضمن به سالن آوردن عده زیادی از مخاطبان تئاتر، بار دیگر شیوه محبوب نمایش ایرانی را نیز در سالن بزرگ تئاتر شهر زنده کرده است.
داستان "باغ شکرپاره" در چارچوب آشنای قصه های تخت حوضی پرداخت شده است. یک شاه ظالم به توطئه و نیرنگ زیردستان فرصت طلب اش کشته می شود و برادر او که از ترس قدرت خواهی سالها در زندان بوده توسط همان زیردستان و به گمان اینکه تابع رای آنها خواهد بود جایگزین شاه قبلی می شود. اما آشنایی شاه دوم (سلطان سلیم) با یک مزرعه دار سیاه (همان سیاه معروف تخت حوضی) و تدبیر سیاه ستمدیده همه نقشه های نیرنگ بازان را نقش برآب می کند.
عاقبت فرصت طلبی و توطئه زیردستان که هیچ یک صاحب اصلی زمین نیستند به کشته شدن برخی و به قدرت بیشتر رسیدن سلطان سلیم منجر می شود و سیاه که ماندن در دستگاه سیاست باز حکومت را دوست ندارد، بار دیگر به سراغ مزرعه و زمینی که خودش صاحب اصلی آن است می رود.
صادقی در این داستان ساده به زیبایی پرده از سیاست بازی شاهان و قدرت طلبان و ریشه های قدرت آنها پرده بر می دارد و صاحب اصلی زمین را کارگر ساده ای معرفی می کند که از همه وزیران و مشاوران سلطانی زیرک تر است و بیشتر از هر کس دیگر دلش برای زمین و سرزمینش می سوزد اما عاقبت اسیر نیرنگ و دسیسه و قربانی دعوای قدرت طلبان می شود.
سیاه، "شکرپاره" را که با او ازدواج کرده در این جنگ قدرت باز هم از دست می دهد و یک بار دیگر به سراغ زمین و مزرعه و خاکش می رود تا آن را آباد کند.
اما سیاست بازان و قدرت خواهانی که به کنایه بیگانگان تسلط یافته بر زمین معرفی می شوند، از فرمانده قشون گرفته تا سفیدپوش دزد دریایی و وزیر توطئه گر و هر کدام به نحوی در بازی به قدرت رساندن شاه جدید یا از میان برداشتن سلطان قدیم نقش دارند در حالی که هیچکدام به دنبال صلاح و صلح سرزمین نیستند و تنها در جهت حفظ منافع خودشان رفتار می کنند و توطئه می سازند.
سلطان هم اگر چه عوض می شود و رنگ عوض می کند اما باز همان سلطان قدرت طلب است سیاه می داند که دل سلطان جدید هم به حال زمین او نخواهد سوخت و به همین دلیل دربار را ترک می کند.
کار کمدی نشان دادن زشتی و عیب و به سخره گرفتن خصلت های زشت با اطوار و ابزار خنده است. صادقی در "باغ شکرپاره" این اطوار و ابزار را به خوبی مورد استفاده قرار داده و از آن استفاده نمی کند مگر اینکه مقصود و منظور خاصی داشته باشد.
کشتار و قتل عام مردم با تیر و کمان سلطان یک تفریح و سرگرمی هر روزه است، خصلت ها و ویژگی های اصلی توطئه گران که هر یک را به نیرویی خارج از زمین و بیگانه نشان می دهد، مظلومیت همواره صاحب اصلی زمین (سیاه)؛ نمایش و بزرگنمایی خصلت های شاهانه بیگانه ماب که از دوران قاجار به بعد در ایران رواج بسیار پیدا می کند و .... همه و همه اشاره ها و کنایه هایی هستند که صادقی با زیرکی آنها را امروزی می کند و در غالب یک کمدی خنده آور ایرانی و به گونه ای که برای مخاطبش جذاب باشد به نمایش می گذارد.
اما نکته مهم دیگر آنکه صادقی در "باغ شکرپاره" ضمن پیروی از قواعد و اصول تخت حوضی تا آنجا که توانسته مضامین و موضوعات نمایش اش را به امروز نزدیک کرده است. و به همین دلیل است که تماشاگر امروز پای تماشای آن می نشیند و در طول اجرا بارها و بارها آن را تشویق هم می کند.
|
|
< نقد
بعدی
نقد
قبلی > |
|
|
|