 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
نگاهی به نمایش "اهل قبور"،نوشته و کار "حسین کیانی"
قبرها را با خاک پر کنیم
سه شنبه 13 مرداد 1388 - 12:39 |
|
|
|
|
|
مهدی نصیری: آثار حسین کیانی معمولا به واسطه لحن اجتماعی و انتقادی شان مخاطبان خاص و عام را مجذوب خود می سازند. کیانی در نمایش هایش یک بستر اجتماعی از دوران را دستمایه پرداخت داستانی قرار می دهد که یک رویکرد مشخص در آنها برجسته می شود و در گستره ای وسیع تر از دیروز تا امروز اهمیت پیدا می کند. به همین دلیل مخاطب ایرانی ویژگی ها و مشخصه هایی را در آن می یابد که در زندگی تاریخی و اجتماعی اش به عنوان یک مشکل مهم وجود دارد. این اشکال یا بحران اجتماعی و تاریخی غالبا به شوخی و با لحنی ساده و کمیک مطرح می شوند و آنقدر خودنمایی می کنند و بر زندگی آدمهای داستان تأثیر می گذارند که به یک دمل چرکین اجتماعی تبدیل می شوند و زندگی ساده قهرمانان داستان را به یک فاجعه سخت و سنگین تبدیل می کنند.
اهل قبور هم اگر چه یک بستر تاریخی مشخص و معلوم را دستمایه کار قرار نداده و بدون هیچ اشاره به رویدادهای دوران داستانش را تعریف می کند اما مشخصا به خصلتی تاریخی اشاره دارد که گویی در تمام دوران های تاریخی جامعه مورد نظرش قابل تعمیم است. بعلاوه اینکه اشاره به نام و اسامی شخصیت ها تصور جریان داشتن موضوع اجتماعی و انسانی داستان در تمام دوران های تاریخی را قوت می بخشد.
سمرقند، طوطی، آیت، ولی شاه، معمار هانی، جعفر و مسلم و بی بی انگار اسامی آشنایی هستند که معناها و کنایه های حضورشان را می توان در دوران های دور و نزدیک مورد جستجو قرار داد.
زبان روایت هم در نمایش کیانی زبانی کنایی است. هر چند که هر مولفه ای در نمایش اشاره و کنایه ای به معنا و مفهوم خاص دارد اما نمی توان آن را نمادین دانست ولی به هر جهت همین که هر نام و نشان و کلامی معنایی غیر از خود را به ذهن متبادر می سازد می توان آن را کنایه ای به مفاهیم مهمتر از آن دانست .
با وجود این و علیرغم همه محاسن کار، نمایش کیانی در فضایی میان همین کنایه ها که در بسیاری از مواقع به فضایی فانتزی دامن می زنند و نشانه ها و ساخت مایه های رئالیستی معلق است و همین بلاتکلیفی است که اجازه انسجام روایت و یکدستی در پرداخت و اجرای متن و اجرا را به اثر نداده است.
بی زمانی و بی مکانی و از میان برداشتن همه نشانه ها و اشاره هایی که به زمان و مکانی خاص و مشخص ارجاع داده شوند، مهمترین رویکردی است که نمایش کیانی را در لحن کنایه آمیز آن آزاد می گذارد و اجازه برون رفت از محدوده روایت داستان و گذر به تعابیر و تفاسیر بعدی را می دهد. هر چندکه باز هم در محدوده ژرف ساخت خود مولف است که تعبیرها را به گونه ای هدفمند و در چارچوب مورد نظر خودش ارائه می دهد و به زبان ساده می توان گفت مفهمومی خاص را در پرده بیان می کند و خودش پشت پرده را هم به مخاطبانش نشان می دهد.
همانطور که اشاره شد در کنار این شیوه روایت داستان و لحن کنایه آمیز که به فانتزی هم گرایش پیدا می کند، نمایش تمایل زیادی هم به پرداخت رئالیستی دارد. صحنه و دکور ، پوشش و نوع زندگی و حتی خورد و خوراک آدمهای داستان و مشکلات زندگی آنها همه و همه در محدوده ای واقعی و ملموس پرداخت شده اند و گاهی حتی در واقع نمایی آنها زیاده روی هم می شود. ای کاش حسین کیانی در همه جای نمایش و با دقت و وسواس دیگری این لحن و پرداخت رئالیستی را ادامه می داد و می گذاشت تا کنایه ها و اشاره هایی که ژرف ساخت داستان را مطرح می کنند از بین همین واقعیت های داستان خودشان را به تناسب نشان بدهند.
اما تمایل به کنایه که به صورت افراطی آن تبدیل به متلک گویی شده و همچنین طنز روایت که با همه محاسن آن در جاهایی به ضعف نمایش تبدیل می شود بزرگترین آسیب هایی هستند که بسترهای واقعگرایانه نمایش را دچار اشکال می کنند و در ضمن با نخ نما کردن منظور و معنا ارزش و اهمیت و لذت کشف آن را از بین برده اند.
شاید بهتر بود که نمایش با حفظ همه مولفه های واقعگرایانه و بدون گرایش افراطی به خروج از واقعیت و ورود به عرصه تمثیل و کنایه، منظور و ژرف ساخت اش را حتی بیشتر و تاثیرگذارتر از این در پرده بیان کند، تا تماشاگر را نیز بیش از این در لذت کشف مفاهیمش مشارک دهد.
البته نباید از این نکته نیز غافل بود، که کمدی و فانتزی ظریف و کنایه های افراطی در نمایش کیانی از مهمترین دلایل جذب مخاطب عام و ارتباط موثر تماشاگر با آن هستند. طنز یکی از مولفه های مهم در بیشتر کارهای حسین کیانی است و از جمله تاثیرگذارترین مولفه ها در برقراری ارتباط اثر با مخاطبان هم به شمار می رود. اما به نظر می رسد که در "اهل قبور" خیلی بیشتر از آنکه توقع می رود مورد پرداخت قرار گرفته و حتی در برخی فصول به مسخره گی و سطحی انگاری هم نزدیک می شود. شاید تکیه بر همین قدرت هم هست که کیانی را وادار به استفاده بیش از اندازه کمدی می کند و حتی به او اجازه می دهد تا روایت و داستانش را کش بدهد و طولانی کند. به همین خاطر آنجا که کمدی کمرنگ می شود تناسب سبک و شیوه روایت هم بر هم می خورد، اجرا لحن عوض می کند و به ویژه در فصول پایانی (پس از ورود لطیف) اصلا همه ارزش های داستانی ودراماتیکش را از دست می دهد و دیگر گونه می شود.
"اهل قبور" علیرغم اینکه در تمام روایت داستان کشدار و طولانی است و در بسیاری از زمان ها می تواند خلاصه تر و موجزتر باشد، به بهانه تکه های گفتاری کمیک خودش را طولانی می کند و اگر چه حوصله تماشاگر را سر نمی برد اما او را در برخی از مقاطع ناخودآگاه خسته می کند. اما واقعیت این است که تا اواخر نمایش هیچ کدام از تاثیرات منفی ساختار و تطویل و اضافه پردازی ها به چشم نمی آیند.
اما داستان ، ساختار و روایت و اجرا بعد از تکرارهای مداوم ماجرای تمام شدن کار و آماده سازی قبرها و بهانه ها و شرط های مکرر پیمانکار ارزش و اهمیت نمایشی شان را از دست می دهند و با ورود لطیف به داستان و حذف یکباره کمدی کاملا وارد حوزه دیگری می شوند. در واقع داستان "اهل قبور" با در نظر گرفتن برخی معایب تا این بخش بر اساس یک ساختار و هدف معلوم و مشخص پیش می رود و می توان مناسبات آن را منطقی و باورپذیر دانست . اما ورود لطیف، بردن طوطی، مرگ بی بی و باقی قضایا به دنبال همه رویدادهای قبلی خیلی سرهم بندی شده و سطحی به نظر می آید. گویی اینکه این پایان بندی ضعیف خودش را بر همه ماجراهای پیش از خود تحمیل کرده است و جزء بی قواره ای از آن به حساب می آید.
باز هم می توان این ضعف پایان بندی را به میزان و کیفیت واقع گرایی در نمایش نسبت داد. در پایان داستان ما شاهد نتیجه گیری غیر واقعی و شعاری و سرهم بندی شده ای هستیم که تناسب چندانی با کلیت داستان و وقایع پیش از آن ندارد.
به هر حال "اهل قبور" نمایش خوبی است که با وجود برخی ضعف ها، ارتباط موثر و مطلوبی با تماشاگرانش برقرار می کند. با این نگاه می بایست جایگاه و نقش بازیگران را هم در موفقیت نمایش حتما مورد اشاره قرار داد. رویا میرعلمی، سیامک صفری، امیر دلاوری، شهرام حقیقت دوست، فریده سپاه منصور و بقیه بازیگران به هر حال چه به واسطه چهره ها و نام ها و چه به واسطه بازی و نقش آفرینی متناسب با ساختار و شکل نمایش ، بخش مهمی از موفقیت کار رضا کیانی را به خود اختصاص داده اند.
در این میان تنها اغراق های بی فایده حمیدرضا آذرنگ است که نمایش را از سبک و لحن جاری در آن جدا می کند و به سمت مسخرگی گرایش می دهد و همچنین شلختگی های بازی الهام پاوه نژاد خیلی بیشتر از آنچه که در مورد شخصیت او انتظار می رود خودش را نشان می دهد.
همانطور که ذکر شد کمدی در "اهل قبور" خیلی به کمک کار آمده و در جذاب سازی آن بسیار مهم است اما در عین حال باید توجه داشت که کیانی در برخی فصول و حمیدرضا آذرنگ با اغراق ها و زیاده روی هایش در بیشتر زمانی که بازی دارد، عنصر کمیک را تا حد افراط و از میان رفتن کارکرد آن بی ارزش می کنند.
در مجموع، با در نظر داشتن همه قوت ها و برخی ضعف ها باید اعتراف کرد که "اهل قبور" یکی از نمایش های خوب امسال است که به طور کلی تماشاگر خاص و عام را از خود راضی نگه می دارد. دلیل آن هم صرفنظر از هر عنصر ساختاری و معنای محتوایی آن است که از دل بر می آید و بر دل می نشیند.
|
|
< نقد
بعدی
نقد
قبلی > |
|
|
|