 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
نگاهی کوتاه به نمایشنامه "آسيدكاظم" ،نوشته "محمود استاد محمد"
ساده و عاميانه
یکشنبه 11 مرداد 1388 - 11:15 |
|
|
|
|
|
صابر محمدی: آسيدكاظم عنوان كتابي است توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسيده و شامل مقدمه اي درباره "ترنا" ست كه "محمود استاد محمد"- نويسنده- آن را به عنوان يكي از شيوه هاي نمايش ايراني در ادامه مراسم "ميرنوروزي" و "كوسه برنشين" معرفي مي كند؛ به علاوه سه نمايشنامه "آسيدكاظم" كه در سال 1350 در خانه نمايش بر روي صحنه رفته است، "شب بيست و يكم" و "سپنج رنج و شكنج" كه به قلم خود استاد محمد نوشته شده اند و همچنين يادداشتي از ناصر ايراني كه سال 1351 با عنوان "عيب ها و هنرهاي آسيدكاظم" در مجله نگين به چاپ رسيده است .
آسيدكاظم" يكي از مهمترين آثار نمايشي دهه پنجاه ايران است كه ويژگي بارز آن، علاوه بر زباني كه دارد، تكيه بر شيوه هاي نمايش ايراني است. نمايش قهوه خانه اي "آسيدكاظم" با محوريت مراسم "ترنا" پرداخت شده و در واقع اين مراسم ساختار داستاني نمايشنامه را به يك پايان بندي كاملاً نمايشي و منطبق بر شيوه نمايشهاي ايراني استوار مي سازد.
آسيدكاظم" نمايشنامه اي مربوط به جامعه ايراني دهه هفتاد است؛ با همه علقه هاي ارزشي و اعتقادي و هنجارها و ناهنجارهاي اجتماعي و اخلاقي زمانه خودش، چارچوب روايي نمايشنامه، بر محور يك شخصيت قوي به نام سيدكاظم استوار است كه به دلايلي هشت سال در زندان بوده و امشب (زمان نمايش) قرار است دوباره به شهر و محله اش برگردد. داستان تا لحظه ورود آسيدكاظم به قهوه خانه ( كه محور مكاني نمايش است) با چالش آفريني در ميان دوستداران و بدخواهان و بدگويان سيدكاظم پيش مي رود و با آمدن و حضور قهرمان در قهوه خانه، به پايان مي رسد. شخصيتهاي نمايش استاد محمد همه به تيپ شدن گرايش دارند و در مجموع هم دو قطب غالب در ميانشان وجود دارد كه كاركرد و دسته بندي شان منجر به ايجاد تعليق و افزايش كشمكش در داستان مي شود. دومين نمايش اين كتاب "شب بيست و يكم" است كه باز هم فضايي مشابه همان فضاي نمايشنامه نخست را دارد.
در اين نمايشنامه كه در يك اتاق در خانه اميد اسعدخان اتفاق مي افتد، فريدون و فرخ، پسرهاي معتاد صاحبخانه، براي ترك اعتياد در اتاقي كه صحنه مركزي نمايش هم هست، محبوس شده اند. تمام زمان نمايشنامه تا رسيدن به نقطه اوج پاياني، در راستاي تحليل روان شناسانه شخصيت فرخ و فريدون پرداخت شده است و علاوه بر همه آنچه درباره اعتياد اين دو شخصيت وجود داشته، نتيجه تراژيك نمايش يك پايان بندي تلخ و در عين حال تكان دهنده است. آنجا كه فرخ و فريدون در اوج نياز به هروئين به زور سعي مي كنند بسته هروئين را كه فروشنده به برادر كوچكشان (فرهاد) خورانده، بيرون بياورند و موفق نمي شوند، هيچ پاياني به اين زيبايي نمي توانست تنفر و زشتي اعتياد و انسان مستحيل در زندان اين واژه مهلك را بر روي صحنه نمايش بنماياند.
بخش سوم كتاب با نام "سپنج رنج و شكنج" شامل سه نمايشنامه همراه است و به قول استاد محمد سه چهره از هستي را ترسيم مي كند. پرداخت نمايشنامه ها با ساختار متعارف نمايشنامه هاي ايراني و آثار خود استاد محمد متفاوت است. به ويژه اپيزود دوم آن كه كاملاً مبتني بر روايت نوشته شده است و سومي كه ساختاري پيوسته و اپيزوديك دارد. اين بخش از نمايشنامه هاي كتاب را مي توان در قالب اجراهاي كارگاهي به عنوان يك الگو و نمونه مناسب مورد استفاده قرار داد.
يكي از ويژگيهاي مهم آثار نمايش محور استاد محمد كه نمونه هايي از آن را در دو نمايشنامه نخست و دوم اين كتاب مي توان به راحتي تشخيص داد، زبان ساده و عاميانه اي است كه بر اساس فضا و شخصيتهاي نمايش انتخاب كرده است. واژه ها و كلماتي كه از زبان شخصيتهاي نمايشنامه بيان مي شوند، كاملاً برخاسته از زبان عاميانه حاشيه نشينهاي دهه 50 و 60 تهران است كه در پرداخت شخصيت و جان بخشيدن به فضاي نمايش، تأثير زيادي دارد. يا مثلاً آگاهي كامل به زبان و لحن متداول ميان معتادها و اشراف و واژه هايي كه به كار مي برند: - فريدون: "توفير دوا داشتيم؟ يعني دواي من لابراتواري بود و دواي تو باديه اي؟
|
|
< نقد
بعدی
نقد
قبلی > |
|
|
|