 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
نگاهی به نمایش"اهل قبور"،نوشته و کارگردانی"حسین کیانی"
اجتماعی و ایرانی
چهارشنبه 31 تیر 1388 - 10:43 |
|
|
|
|
|
حسین کیانی یکی از آن دسته کارگردانانی است که آثارش در تئاتر ما به واسطه تعلق داشتن به فضا و محیط ایرانی تا اندازه زیادی مورد توجه تماشاگران ایرانی قرار می گیرند. بنابراین می توان نمایش های او را در حیطه نمایش های معاصر ایرانی و حتی اگر در دوره و زمان خاصی از گذشته باشند در حوزه آثار ملی و امروزی مورد توجه قرار داد.
از دیگر سو نمایش های کیانی، چه آنها که در دوران گذشته و مثلا در دوره قاجار مورد پرداخت قرار گرفته اند و آنهایی که امروز را محمل روایت داستانی قرار داده اند، نمایش هایی مخاطب پسند هستند؛ به مردم و مسائل دوران آنها نزدیکند و حتی از برخی جنبه ها به طور مشخص اجتماعی اند و در حوزه تئاتر اجتماعی که از محبوب ترین حوزه های داستانی در تئاتر ماست مورد ارزیابی قرار می گیرند.
اهل قبور را هم اگرچه سعی دارد تا تعلق و وابستگی به دوران نداشته باشد و مسائل و مفاهیم اصلی داستانش را خارج از محدوده جغرافیایی و مکانی مورد پرداخت قرار دهد، باید در حوزه همین تئاتر امروزی، مخاطب پسند و اجتماعی مورد بررسی قرار داد. هر چند که به نظر می رسد کیانی در آن سعی کرده تا از فضا و محیط داستان اثرش بهانه ای بسازد تا انسان و شخصیت های داستان در آن برجسته شوند و در مرکز توجه روایت مورد ارزیابی و بازنگری از زبان هنر قرار بگیرند.
صرفنظر از این موضوع باید توجه داشت که جنس شخصیت ها و مسائل و مشکلات آنها در اهل قبور به گونه ای است که به هر حال روایت داستانی حول محور آنها بیش از آنکه به آنها وشخصیت و رفتارها و انگیزه های انسانی شان توجه داشته باشد متوجه شرایط زندگی آنها و جامعه ای است که در آن زندگی می کنند. حتی اگر بتوان این فرایند را متصور شد که نمایش و داستان آن از فراشد چالش های بیرونی و اجتماعی به بازخوردی انسانی و درونی می رسند. به هر حال شخصیت های داستان اهل قبور مثل بسیاری از شخصیت های آثار حسین کیانی بر اساس شخصیت خاص و ویژگی های منحصر به فرد شخصی شان تعریف نمی شوند، بلکه شناخت مخاطب از آنها بیشتر تابعی از شرایط پیرامونی و وضعیت اجتماعی شان در دنیای داستان است.
کیانی اینبار برای توجه به تاریخ و دوران جامعه اش به سراغ طبقه فقیر و آواره ای از آدمها رفته که جایگاه و نگاه آنها در جامعه و بازخورد حضورشان در اجتماع مورد اهمیت است و جذابیت پیدا می کند. این آدمها می توانند دوره ای اجتماعی از تاریخ را به نمایش بگذارند، هر چند که تابعیت دوران در مورد داستان انها و شخصیت و جایگاه اجتماعی شان باز هم به طور قطعی برجسته نمی شود و در کیفیتی نسبی در کنار سایر جنبه ها مورد قضاوت و داوری قرار می گیرد.
آدمهای این داستان به نوعی می توانند قربانیان امروز تراژدی اجتماعی باشند. آنها در اهل قبور، اهل جامعه ای معرفی می شمند که دنیای کوچک زندگی شان با فنز های فلزی محصور شده و حتی قدرت خروج از این محدودیت را ندارند. این شخصیت ها اسیر زندان دنیایی هستند که آنسود آن هم چیزی جز گورستان وجود ندارند. در واقع آنها با فنزها از گورستان زندگی شان نسبت به گورستان مردگان جدا شده اند.
این آدمها هیچ راه گریزی از این گورستان ندارند و آنقدر ضعیف و ناتوان تصویر شده اند که حتی قادر به واکنش نشان دادن در برابر هر محرک دنیای خارج از محیط زندگی شان هم نیستند. بنابراین تنها رویا بافی می کنند تا دست کم برای لحظاتی کوتاه بتوانند از واقعیت تلخ این گورستان یا زندان رهایی یابند. این اسارت زندگی یا ناتوانی در برابر تغییر شرایط را کیانی با اغراقی نامحسوس در پرداخت شخصیت ها به گونه ای به انجام رسانده که آدمهای داستانش خود از تلخی و ناگزیر بودن حضورشان در زندگی بکاهند و با رگه های کمرنگی از کمدی معلق در تلخی ترازدی او را نسبت داستان نوعی از زندگی به تفکر و تعمق وادارند. شاید هر مخاطب خود یکی از این زندانی ها باشد که محدوده ها و فنز های زندانش را نمی بیند.
نمایشنامه حسین کیانی در به هدف نزدیک کردن این موضوعات تا اندازه زیادی موفق بوده و از همه مهمتر اینکه تصویر درست، منطقی و باور پذیری از تراژدی امروزی انسان معاصر را به نمایش می گذارد که به هیچ وجه نمی توان آن را در گروه خاصی از آدمها و شخصیت ها محدود کرد، هر چند که شخصیت های اهل قبور از طبقه اجتماعی خاصی هستند که شرایط زندگی و سرنوشت آنها براساس آن رقم می خورد.
نمایش جدید حسین کیانی مثل سایر نمایش های قبلی او به دل مخاطب می نشیند و شاید مهمترین دلیل ان هم این باشد که وضعیت، فضا و داستان آشنایی از آدمهای آشنا را برای آنها به اجرا می گذارد.
|
|
< نقد
بعدی
نقد
قبلی > |
|
|
|