 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
نگاهی به نمایش " عروسی در سایه " نوشته و کار "علی عابدی"
فراتر از مرزهای کمدی
یکشنبه 14 تیر 1388 - 15:52 |
|
|
|
|
|
کمدی مهمترین مشخصه ای است که "عروسی در سایه " براساس آن روایت و تعریف می شود . در واقع این کمدی محملی برای آنکه نمایش بتواند مفاهیم و محتوای مورد نظرش را با بیانی غیر مستقیم و در عین حال با جذاب سازی مخاطب به گونه ای مطلوب بیان کند. اما در عین حال نمی توان اجرای علی عابدی را یک کمدی کلاسیک یا نمایشی براساس مقید به ساختار معمول کمدی دانست .
"عروسی در سایه " سعی دارد تا در فرایند روایت و تعریف مضامین در حوزه سبک و شیوه های تلفیقی تئاتر حرکت کند و از این منظر ضمن حفظ تازگی و جذابیت ، قواعد و قوانین تئاتری را نیز رعایت کرده باشد . از این منظر می توان نمایش را در نوع خود و به واسطه همین وابستگی به قواعد اثری منظم و منسجم دانست که علیرغم برخی آشفتگی ها و خروج از قواعد در برخی فصول هماهنگی و هارمونی اش را حفظ می کند و زیاد هم شلوغ نمی شود و مثل اغلب کمدی های ایرانی به بیراهه بی نظمی نمی زند.
در این میان انتخاب فضای خاص نمایش و بی زمانی ، بی نامی و بی مکانی آن ضمن ایجاد جذابیت دست کارکردان را برای دخالت دادن مضوعات مختلف – و درعین حال باور پذیر ، براساس منطق اثر – باز می گذارد . عابدی در نمایش اش با بستر قرار دادن همین فضا مفاهیمی چون زندگی ، جنگ ، آرزو ها و امیدها ، انسان و بشریت و... را در حوزه ژرف ساختی و براساس یک داستان مشخص روایت می کند . داستان نمایش علیرغم برخی ابهام ها و سختی درک آن به طور کلی قادر به برقراری ارتباط موثر و مطلوب با نمایش است . به همین دلیل نمایش در فصول و مقاطع مختلف می تواند از مرزهای کمدی فراتر رفته و براساس مضمون آن گهگاه به سرانجام ترازیک قهرمانان داستانش هم اشره کند و تلفیقی از کمدی و تراژدی را در معرض انتقال قرار دهد.
وسعت تراژیک نمایش بعد از ایجاد ارتباط موثر بین تماشاگر و اجرا و به واسطه شرایط شخصیت ها و قرا رگرفتن آنها در جبر گریز ناپذیر دوران جنگ مورد پرداخت قرار گرفته است . در همین گستره هم هست که رگه ها و انگاره های مفهومی در باره تسلیم و نابودی بشر وارد حوزه ژرف ساختی نمایش شده و مفاهیم آن را در معرض انتقال با تماشاگر قرا ر می دهد . شخصیت های نمایش این بار تراژیک را با رفتار ها و واکنش های غریب و متفاوت شان تقویت می کنند و در عین حال بر گریز ناپذیر بودن آن صحه می گذارند. این شخصیت ها در داستان نمایش گویی اینکه آدمهای مرده ای هستند و فقط می توانند شاهد شرایطی باشند که پیشتر برای آنها روی داده است و حالا به راحتی آن را پذیرفته اند و به جبر آن عادت کرده و تن در داده اند.
شخصیت ها در برابر همه اتفاقات مهم داستان واکنشی نشان نمی دهند و یا اینکه واکنش های آنها دروغین و مقطعی و بلا فاصله در میان حوادث و رویدادهای بعدی فراموش می شود . به همین راحتی است که تماشاگر با فاصله گرفتن از ابعاد احساسی موضوع و غرق شدن در انها می تواند شرایط را با طنز تلخ آن مورد ارزیابی قرار بدهد و آن را در موقعیت کمدی – تراژیک اثر به وضوح مورد تحلیل قرار دهد.
برای مثال پدر و مادر عروس با شنیدن خبر مرگ دخترشان توسط سرباز ،ابتدا با عزاداری و مغلطه ای دروغین واکنش نشان می دهند و چندی پس از آن ، موضوع را فراموش می کنند و فکر بقیه دخترهایشان می افتند. این موقعیت ضمن قرار دادن موضوع در وضعیتی نامتعارف و کمیک ، تراژدی تلخ داستان را رغم می زند.
علی عابدی طراحی صحنه اش را هم بر اساس منطق و کارکرد نمایش آرایش داده است و در ضمن این طراحی صحنه می تواند در ادامه آزادی هایی که کمدی به عنوان یک شیوه اصلی در اختیارش قرار داده است نیز مورد یررسی و تحلیل قرار بگیرد. طراحی صحنه " عروسی در سایه " مجموعه ای از قراردادهای صحنه آرائی را شامل می شود که منطبق بر آنچه نمایش از همان ابتدا وضع می کند ، قدرت تغییر دارد و می تواند به راحتی در موقعیت های متفاوت نشاندهنده فضاها و رویدادگاههای مختلف باشد . بنابراین عابدی توانسته در حوزه دکور و صحنه آرائی ابزار های اجرایش را اندازه زیادی به کلیت اجرا و حتی به آنچه در پس ساختار آن مطرح می شود نیز نزدیک کند . صحنه نمایش به راحتی فضایی شبیه به واقع و در بخشی دیگر فضایی ذهنی و غیر واقعی را براساس ضرورت های اجرا به نمایش می گذارد و تماشاگر هم ضمن اینکه به راحتی آن را باور می کند از تغییرات و فضاسازی های متععد و باور پذیر ان لذت می برد. همچنین می توان اضافه کرد که در گستره ساز و کارهای مربوط به صحنه نمایش استفاده از پرده انتهای صحنه به راحتی با این تنوع و تغییرات هماهنگ می شود و کاربرد و حضور موثر و درستی دارد. اما در عین حال نمی توان این نکته را هم به زبان نیاورد که کلیت دکور و آرایش صحنه در " عروسی در سایه " صرفنظر از این کاربرد ها و ویژگی های استفاده به لحاظ بصری آنچنان که می بایست زیبا نیست و تنها می تواند در راستای ساختار اجرا ارزش و اهمیت داشته باشد .
نمایش به طور کلی در بیشتر حوزه های ساختار اجرایی آن به تناسب ساختار متن آن ، هماهنگ و مناسب مورد پرداخت قرار گرفته و به نسبت ، هم با مخاطب اش ارتباط برقرار می کند و هم اینکه می تواند بستر های مفهومی و منظورش از داستان را نیز به خوبی به مخاطب انتقال بدهد . بنابراین " عروسی در سایه را براساس همه این ویزگی ها می توان در جهت دستیابی به یک زیبایی شناسی در شیوه و سبک خاص آن نمایشی خوب و خوش ساخت ارزیابی کرد . به استثنا یک موضوع مهم در ساختار نمایش که آنهم به داستان پردازی نمایشی مربوط می شود و ظاهرا عابدی به واسطه آزمونی که در حوزه شیوه خاص نمایش در حال تجربه کردن است ، تا حدی از آن غافل مانده است .
شاید اگر عابدی در پردازش و کار بر روی متن وقت بیشترسی صرف می کرد و روایت های نمایشی اش را براساس ساختار داستانی مجددا مورد باز خوانی قرار می داد ، متن و نمایشنامه نیز در ساختاری منسجم تر و کم نقص تر می توانست در خدمت اجرای آن بر قوت های اثر بیفزاید.
|
|
< نقد
بعدی
نقد
قبلی > |
|
|
|