 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
نگاهی به نمایش”همه چیز درباره آقای ف” ، نوشته و کار آرش عباسی
جزئیات ساده و حساب شده
چهارشنبه 20 خرداد 1388 - 14:17 |
|
|
|
|
|
آرش عباسی نویسنده جوانی است که طی چند سال اخیر توانسته با نگارش چندین نمایشنامه با تم های اجتماعی و همچنین با نگاه جدی ای که به مسائل مختلف جامعه پیرامونش دارد و در برخی از نمایشنامه با پشت سر گذاشتن خط قرمز های این حوزه از تئاتر توجه بسیاری از هنرمندان و منتقدان تئاتر قرار بگیرد . عباسی در بیشتر آثارش یک موضوع کلی را به عنوان طرح و پلات اصلی انتخاب می کند و در پرداخت نمایشنامه این کلیت داستانی را رفته رفته با بزرگنمایی جزئیات آن مورد تحلیل قرار می دهد . در واقع شیوه کار عباسی در این نمایشنامه ها را می توان در یک حرکت از کل به جز داستان مورد ارزیابی قرار داد .
"همه چیز درباره آقای ف" که در حال حاضر در تئاتر شهر بر روی صحنه رفته است نیز در ادامه همین روند نمایشنامه نویسی نوشته شده و یک اجرای یک پرسوناژی است که باز هم موضوعی اجتماعی را محمل پرداخت قرار داده است . عباسی در این نمایشنامه باز هم موضوعی متفاوت را در حوزه اجتماعی انتخاب کرده که یک بار دیگر به خط قرمز ها و مضامین تجربه نشده موضوعی نزیک شده است ." همه چیز درباره آقای ف " درباره یک آوازه خوان بیچاره و فقیر است که در مجالس عروسی میخواند و از همین راه روزگار می گذراند . آقای ف اما حالا به دلیل بیماری قادر به آواز خواندن نیست . به همین دلیل تلاش می کند تا خودش را یک جانباز شیمیایی جا بزند و بتواند برای باقی عمر درآمدی داشته باشد .همین قرار گرفتن حرفه و شغل آقای ف در مقابل آنچه که می خواهد به آن وانمود کند ؛ نکته ای است که در حوزه موضوعیت نمایش اهمیتی دو چندان پیدا می کند و با نزدیک شدن به همان خط قرمز های - هر چند کمرنگ – جذابیت ها و تازگی های داستان را به رخ می کشد .
علاوه بر این حسن دیگر کارهای مشابه آرش عباسی در حوزه تئاتر اجتماعی اینست که داستان و نمایش اش را با واقع گرایی ملموس و باور پذیری مورد پرداخت قرار می دهد . به این معنا که سعی دارد تا با نزدیک شدن به علت ها و بهانه های واقعی و ملموس عمل ، آنها را با لحن و شیوه ای جذاب و باور پذیر ارئه کند و برای رسیدن به این مقصود جزیئاترفتار و عمل نمایشی را مورد توجه قرار می دهد . به همین تناسب شکل و شیوه اجرای نمایشی که خود او کارگردانی کرده است نیز در همین راستا قرار می گیرد . عباسی در آرایش صحنه جزئیات محل زندگی قهرمان داستانش را با رعایت همه معیارها و مولفه های واقعی و رئالیستی انجام داده است .یک اتاق ساده با همه جزئیات واقعی در صحنه نمایش قرار گرفته اند و مجموع حضور آنها در اجرا در کنار تناسب با سایر مولفه های نمایش قرار گرفته است . این صحنه ضمن نشان دادن رتبه و موقعیت اجتماعی قهرمان تصویری کلی از جامعه او را نیز به نمایش می گذارند و همچنین زمینه های ارتیاط با دنیای بیرون ( جامعه ) را فراهم می آورند .
عباسی در حوزه پرداخت زبان و گسترش رویدادهای داستانش نیز به شیوه ای دست پیدا کرده که می توان آنرا مخصوص خود او دانست و به عنوان یک شیوه مستقل مورد بررسی قرار داد . او در این شیوه علاوه بر آنکه به زبان و لحن امروزی جامعه اش رسیده و توانسته آن را به خوبی پرورش دهد و در نمایشنامه به اجرا در آورد ؛ پیوند ی پویا میان زبان ایرانی و سنتی نیز با این زبان به وجود آورده است . در واقع لحن نمایشی درآثار او را می توان در ادامه زبانی دانست که به ویژه تا اواخر دهه شصت در نمایشنامه نویسی ایران معمول بوده است . عباسی برای وسعت بخشیدن به این زبان و گسترش نگاه و زاویه دید اجتماعی اش ، شخصیت های دیگری را هم به اجرای یک نفره اش وارد می کند . دوست فرهاد ، مادر ، خواهر ، دختر همکار ، فروشنده پیتزا فروشی و دیگران ، شخصیت هایی هستند که با کمک ابزارهای دیگر نمایش وارد فضای داستان می شوند و دامنه ارتباطات داستان و رویدادهای آن را وسعت می بخشند . در واقع این زندگی قهرمان داستان است که در باز خورد با سایر ارتباطات نگاه و زاویه دید اجتماعی اثر را وسعت می بخشند و لحن جامعه شناختی آن را کامل می کنند .
رفیق پا منقلی، فرهاد را به صرافت دروغ گفتن میاندازد. مادر از آرزوهای خودش میگوید که دوست دارد پسرش را در لباس دامادی ببیند. خواهر با یک پیغام صدای فرهاد را درمیآورد که دیگر پول و پلهای ندارد برای تلفن زدن به شهرستان. دختر همکار او را به عصیان وامیدارد که در این شرایط اصلاً اوضاع مساعدی برای زندگی کردن ندارد و بنابراین نمیتواند ازدواج کند و دختر باید دنبال یک مرد و شرایط بهتری برود. فروشنده پیتزا فروشی گرسنگی فرهاد را به طور تشدید شدهای به نمایش میگذارد چون فرهاد دو هزار تومان پول ندارد که یک وعده غذای نسبتاً مطلوب را برای پر کردن شکمش سفارش بدهد.
اما در عین حال تنها فرهاد است که به عنوان محور رویداد و مرکز بازخورد رویدادهای نمایشی مورد توجه قرار می گیرد . حضور او در مقام قهرمان نمایشنامه به عنوان یک مرکز و نقطه تمرکز حوادث به محملی برای دستیابی به نقطه دید واقعی اجرای نمایش تبدیل می شود . براین اساس سایر شخصیت ها بهانه ای هستند تا ابعاد مختلف شخصیت قهرمان در فواصل مختلف داستان به مخاطب معرفیو شناسانده شود . آرش عباسی با انتخاب درست ، به اندازه و مناسب سایر شخصیت ها از طرفی امکانات لازم برای بیان اجتماعی و شناساندن ابعاد نختلف شخصیت را فراهم آورده و از طرف دیگر ضمن حفظ جذابیت ها داستان اش را به خوبی گسترش می دهد و اجازه خروج تماشاگر از فضای نمایش و قطع ارتباط او از فرایند پیگیر اجرا را نمی دهد .
علاوه بر اینها زبان و لحن اجتماعی نمایشنامه که هر تماشاگری را شامل می شود ، بر جذابیت های نمایش افزوده و در عین حال عده زیادی از مخاطبان را تا پایان مجذوب اجرای نمایش نگه می دارد . ضمن اینکه لحن طنز آمیز نمایش هم این جذابیت ها را برای تماشاگر دو چندان کرده است. آرش عباسی با انتخاب کمدی در زبان و برخی موقعیت های نمایش علاوه بر اینکه نگاه و لحن انتقادی کمدی را در اثرش تقویت کرده به خوبی هم توانسته بر جذابیت های نمایش اش بیفزاید و تماشاگر را تا پایان مجذوب و درگیر با نمایش نگه دارد. شاید اگر همین پرداخت کمیک در نمایش وجود نمی داشت تحمل یک اجرا ، تنها با یک شخصیت نمایشی و یک بازیگر برای تماشاگر تا اندازهای کسل کننده و دشوار به نظر می رسید .به ویزه آنکه نگاه و پرداخت واقع گرایانه به زندگی سخت و دشوار قهرمان هم در این محدوده بدون لحن کمیک خسته کننده و کسالت آور به نظر می رسد .
طنز در نمایش"هم ه چیز درباره آقای ف" نقش موثری در تلطیف تلخیهای زندگی فرهاد دارد. اگر طنز را از این موقعیت بگیریم، دیگر همه چیز ملالآور و کسالتبار میشود. احمد مهرانفر نیز در القای این لحظات طنز در بازی خود حضور فعال و پررنگی دارد. او علاوه بر این سعی بر آن دارد که در لحظات دیگر تنوع بارزی را در رفتار و گفتارش با بازی و رفتارهای واقعگرا به اجرا بگذارد .این در حالی است که اغلب نمایشهای تک نفره به این ضرباهنگ جذاب نمیرسند، اما در " همه چیز درباره آقای ف " احمد مهرانفردر ارتباط با صداهای حاکم بر صحنه و یادآوری نامهها و خاطرات چنین جاذبهای را به وجود میآورد.
نمایش آرش عباسی یک اجرای ساده و خوش پرداخت درباره موضوعی اجتماعی است که جذابیت هایش را با بکار گیری جزئیات ساده اما دقیق و حساب شده ای ایجاد می کند . به علاوه اینکه کارگردان و نویسنده اثر برای رسیدن به این نتیجه پا را فراتر از کلیشه های معمول در این شیوه و قالب موضوعی از داستان می گذارد و از همین روست که داستان آن در عین سادگی به دل می نشیند .
|
|
< نقد
بعدی
نقد
قبلی > |
|
|
|