جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:



نگاهی به نمایش "مادر مانده"، نوشته: حمیدرضا آذرنگ، کارگردان: نیما دهقان و حمیدرضا آذرنگ
نمایشی خوش ریتم، حاصل هماهنگی تفکر جمعی
چهارشنبه 13 خرداد 1388 - 14:44

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 410

بهزاد صدیقی: نمایش مادر مانده درحوزه متن، دو روایت موازی را به تصویر در می آورد. داستان نمایشنامه اگر چه تکراری است اما نویسنده با شیوه بیان روایت، آن را به صورت غیرمتعارف تعریف می کند. ساختمانی که نویسنده برای روایت این داستان در نظر گرفته نشان می دهد که او ضمن تسلط به عناصر درون متن، می تواند پیشنهادهای اجرایی گوناگونی را به کارگردانی یا کارگردانان علاقه مند به این متن قرار دهد.
نمایشنامه به لحاظ شخصیت پردازی و دیالوگ نویسی از وجوه مثبتی برخوردار است. نویسنده برخلاف بسیاری از چنین مضامینی که اغلب نمونه هایش را در فیلم ها ، سریال ها یا داستان ها دیده یا خوانده ایم، شخصیت ها و آدمهایش را مطلقا سیاه نمی بیند، بلکه با تصویر کردن آدمهایش در موقعیت های مختلف، وجوه مثبت یا منفی را همزمان به مخاطب نشان می دهد. با این حال البته دو شخصیت مثبت مادر و به خصوص حبیب (شهید) در رده شخصیت های سفید قرار می گیرند. به خصوص آنکه شخصیت حبیب کاملا مثبت و به شکل بسیار تکراری در نمایشنامه به تصویر در می آید. به همین دلیل موجب غیر منسجم دیده شدن شخصیت پردازی او با سایر آدمهای نمایش می شود. شخصیت مادر اگر چه از شخصیت تازه ای برخوردار نیست اما دیالوگ های او کاملا در جهت موقعیت های متن بیان و بازگو می شود. آذرنگ با نگارش این متن نشان داد که بر اساس افزوده شدن تجربیاتش در نمایشنامه نویسی نیز بر اساس شناخت و آگاهی اش در امر درام نویسی توانسته دیالوگ های خوبی را برای آدمهای نمایشنامه اش بنویسد. دیالوگ ها روان، ساده و به اندازه از زبان آدمها بیرون می آیند و متناسب با شخصیت آدمها بیان می شوند. همچنین به لحاظ تصویری و نمایشی از پختگی و قابلیت های لازم برخوردارند.
تصویر کردن یک داستان تکراری با شکل و فرم غیر متعارف که به صورت سیال، خیال و واقعیت یا واقعیت و رویا در هم آمیخته می شوندو گره می خورند، نمایشنامه را به لحاظ شکلی و فرمی از قراردادها و شیوه های نمایشنامه نویسی کلاسیک دور می سازد و همین مساله سبب می گردد تا متن تشخص ویژه ای بیابد. این شیوه و فرم نمایشنامه نویسی با وجود آنکه پیش از این در نمایشنامه های دیگر و همچنین نمایشنامه های متاخر این نمایشنامه نویس هم دیده شده اما در نهایت موجبات قوت و هویتمندی اثر را فراهم آورده است.
در حوزه اجرایی، نویسنده با کارگردانی مشترک به همراه نیما دهقان کوشیده با خلق موقعیت های ساده، هدفمند و خلاقیت های بصری و نمایشی، هم شکل و فرم متن را به درستی تبلور ببخشد و هم عناصر درون متنی را متجلی سازد. از این رو می توان گفت نمایش مادر مانده با انتخاب های درست عوامل صحنه و اجرایی از سوی دو کارگردان حتی در برخی مواقع جلوتر از متن حرکت می کند واثر را به نمایشی شاخص و موفق بدل می سازد. بازیگران با درک درست از شخصیت ها و موقعیت های نمایشی داستان بازی های محکم وتاثیرگذار و باورپذیری از خود ارائه می دهند. به همین دلیل عکس العمل های به موقع آنها در رویارویی با موقعیت ها و آدمهای پیرامونی موجب شده تا ما بازی های باورپذیری را از سوی آنها شاهد باشیم.
در این جا شایدتنها بازیگر نمایش که بازی نه چندان گرمی را از او شاهد بودیم مربوط به بازی های شخصیت حبیب می شود که البته به نظر نگارنده این ضعف در بازی، ناشی از همان شخصیت پردازی تکراری و کلیشه ای این شخصیت می شود . بازی شبنم مقدمی همچون همیشه جذاب و محکم دیده می شود. پونه عبدالکریم زاده هر چه جلوتر می رود، به دلیل نگاه عمیق به شخصیت و درک و دریافت درست تر از نقش هایش و همچنین با جزئی نگری بازی های قدرتمند تری از خود نشان می دهد. حمیدرضا آذرنگ و شهرام حقیقت دوست بازی های بسیار روان و راحتی دارند. رویا میرعلمی باز هم در بازیگری خلاق است و همیشه با طراوت و تازگی نقش هایش را ایفا می کند. آذر سماواتی در این نمایش نقشی تازه را ارائه می دهد و بازی درست و پخته ای دارد. به این ترتیب می بینیم که در حوزه بازیگری، بازی های این اثر تقریبا همگی از قوت، یکدستی و انسجام برخوردار است.
اما یکی از موفق ترین و خلاق ترین بخش های نمایش مربوط به طراحی صحنه می شود که موجب تشخص بخشیدن و قوت یافتن اجرای این متن شده است.
نرمین نظمی با بهره گیری از پرده های متعدد هم فضاهای متعدد نمایشنامه را به درستی و در عین حال سادگی نشان داده و هم به لحاظ بصری و زیباشناسی صحنه، تصاویر تازه و جدیدی را در صحنه تئاتر ما فراهم آورده است.
از سوی دیگر بهره گیری از این پرده ها متناسب با تکنیک و فرم متن موجب شده تا دو روایت موازی نمایشنامه به درستی از یکدیگر تفکیک شود.
تنها عنصری که درطراحی صحنه به غیر از صحنه پایانی از آن بهره برده نشده و در واقع می توان گفت تقریبا تا نود درصد از اجرای نمایش از کاربرد آن محروم می ماند، سکوی مرتفع انتهای صحنه است. به نظر می رسد در همان دو سه صحنه ای هم که این سکو در طول نمایش کاربرد پیدا می کند، چندان متناسب با صحنه پردازی ها نیست و به جای آن کارگردانان می توانست همان سطح همسان با بقیه صحنه ها و طراحی نور خاص بسنده کند تا این بخش از دکور چنین اضافی در صحنه دیده نشود و نگاه تماشاگر را خسته نسازد، به خصوص آنکه اگر این اتفاق می افتاد، سکو در پایان نمایش به دلیل پایان غیر قابل پیش بینی اش و هم چنین شوکه کنندگی اش هویت خاصی پیدا می کرد و به لحاظ نمایشی از تشخص ویژه برخوردار می شد.
در طراحی نور متناسب با فضاها و صحنه های خاص نمایشنامه، طراح، حساب شده و خلاقانه عمل کرده به همین دلیل صحنه با تغییرات نوری ساده و هویت ساز و بهره گیری از آکسوارها یا دکورهای گونه گون را غیر ضروری ساخته بود .
اما یکی از وجوه و عناصر جذاب این نمایش جدا از بقیه عوامل اجرایی، مربوط به موسیقی آن می شود. فرشاد فزونی به تناسب موقعیت ها، شخصیت ها و فضاهای متفاوت متن و با نگاه و درک درست و عمیق از متن توانسته یکی از بهترین موسیقی های تئاتر این سال های اخیر را در روی صحنه نشان دهد. به همین دلیل تماشاگر وقتی با موسیقی در این اجرا روبرو می شود، تنها کارکرد تزئینی و کاربرد تکراری آن را شاهد نمی شود، بلکه موسیقی فضاساز و هویتمندی را می بیند که در لحظات و صحنه های مختلف اجرا، رنگ و بوی خاص دارد.
در واقع می توان گفت موسیقی با سایر عوامل اجرایی خلاقانه و درست حرکت می کند. فرشاد فزونی با خلق این موسیقی در نمایش مادر مانده تاثیرگذار و خلاق دیده می شود. او در این چند سال اخیر ثابت کرده است که موسیقی نمایش می تواند از هویت ویژه ، سازنده و تاثیرگذار و غیر تکراری برخوردار شود که تماشاگر آگاه نیز می تواند به راحتی فرق آن را از موسیقی دیگر هنرهای تصویری همچون فیلم های سینمایی و تلویزیونی تشخیص دهد. او جدا از استفاده از ساز یا سازهای مورد نظر خود متناسب با قصه و موقعیت نمایشی، با صداسازی به کمک دهان و حنجره یا حتی دستها وانگشتانش، به فضاسازی و جان بخشی و باورپذیری صحنه ها کمک می کند و خلاقیتی دو چندان و گاه غیر قابل توصیف نشان می دهد که نمونه اش را در نمایش های قبلی این آهنگساز جوان در نمایش های دیگر همچون "پینوکیو" و "عجیب ولی واقعی" دیده بودیم.
در اجرا کارگردانان از همه نقاط صحنه بهره می برند و تقریبا صحنه هیچ نقطه غیر قابل استفاده ای ندارد. به همین دلیل می توان گفت آنها با تمهیداتی که به کمک طراحی صحنه برای خلق فضاهای خاص و گوناگون به کار می برند ، تلاش می کنند تصاویر متنوع و منسجم و هماهنگ با متن را پیش روی تماشاگر قرار دهند. شاید بتوان گفت صحنه پردازی این نمایش یکی از بهترین صحنه پردازی های تئاتر در طول سال های اخیر باشد. به خصوص هر دو کارگردان، خود نشان داده اند که به دیدگاه و سلیقه ای فکری و اجرایی مشترکی می تواننددست پیدا کنند به شرط آنکه از فردگرایی و ایده های منفردانه خود فاصله بگیرند. تا حاصل خلاقیت های متنی و اجرای شان با تلاش جمعی به اثری بدیع، خلاق و حتی ساختار شکنانه بدل گردد.
نمایش مادر مانده جدا از یکی دو مورد ضعف متنی و اجرایی (شخصیت پردازی شخصیت حبیب و صحنه پردازی سکوی انتهایی نمایش) با همفکری و هماهنگی دو کارگردان و گروه اجرایی توانسته است به انسجام و یکدستی لازم دست یابد و ریتم درونی متن با ریتم بیروی اجرایی نمایش به هماهنگی برسد تا یکی از خوش ریتم ترین تئاترهای ایرانی را شاهد باشیم.
این نمایش البته به لحاظ نشانه شناسی مورد نظر و توجه نویسنده و کارگردانان آن بوده است. به همین دلیل می توان گفت که چگونگی استفاده از نشانه های کلامی و تصویری کاملا در خدمت موقعیت ها و مفاهیم اثر بوده و تاثیرگذار در صحنه ها دیده شده و از این رو هم در ایجاز صحنه پردازی و هم در غنا و جذابیت بخشی آن موثر است که البته این جدا از به کارگیری نشانه های تکراری سیب و دوچرخه که توسط حبیب به صحنه آورده می شود، است. این رویکرد نشانه شناسانه را البته پیش از این هم در دو نمایش "دو متر در دو متر جنگ"، "خیال روی خطوط موازی" از سوی این دو نویسنده و کارگردان شاهد بودیم.
در پایان نیز به رویکرد و توجه و دغدغه آذرنگ به نشان دادن آدمهایی که به نوعی در جنگ بودند یا جنگ بر زندگی آنان تاثیر بسیار و سایه بزرگی افکنده است اشاره می کنم. حضور و تصویر کردن شخصیت شهید و بررسی زندگی خانواده او در این اثر مثل بسیاری دیگر از نمایشنامه هایی که در تئاتر جنگ و مقاومت دیده می شود، برای همه مخاطبان ملموس است اما این حضور متاسفانه همانگونه که در سطور پیش اشاره شد، اصلا تازه نیست. تنها فرق این اثر با آثار مشابه این است که هم کارگردانی آن را در فرم و شکلی غیر متعارف و در دو روایت موازی نشان داده و هم به بررسی روابط خانوادگی و اجتماعی آدمهای پیرامون این شهید دست زده است. البته بگذریم از اینکه مساله شخصیت خواهر (با بازی آذر سماواتی) چندان برای مخاطب تعریف و تبیین نمی شود و سووالات بسیاری نسبت به او در ذهن تماشاگر پدید می آید و بدین لحاظ جا دارد که این شخصیت در بازنگری مجدد پس از بازنگری هایی که نویسنده به متن خود داشته، از چنین ابهاماتی بری گردد.


< نقد بعدی                          نقد قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل نقدهای سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei