جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
شنبه، 15 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:



نگاهي به نمايش " مانيفست ‌چو" نوشته محمد رحمانيان :
جنایت کار دوست داشتنی !
دوشنبه 02 دی 1387 - 16:40

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 267

آی سان نوروزی: مانیفست چو این روزها با حضور جمعی از بازیگران حرفه ای تئاتر و به کارگردانی محمد رحمانیان در تالار چهارسو مجموعه فرهنگی هنری تئاتر شهر در حال اجراست . نمایش رحمانیان که سال گذشته و همزمان با برگزاری جشنواره تئاتر فجر جنجال و حواشی بسیاری را با خود به همراه داشت و بلا خره هم اجازه حضور در جشنواره را پیدا نکرد، اینروزها باز هم انتقادات و جنجال های بسیاری را در محافل تئاتری و البته مطبوعات و رسانه ها به پا کرده است .
البته شاید بتوان بسیاری از این انتقادات را بیش از نمایش متوجه کارگردان آن دانست و این نکته که رحمانیان با وجود آثار قابل تامل و تاثیر گذاری که در تئاتر ایران دارد و با اینکه در حوزه نگارش و کارگردانی تئاتر از بهترین هاست ، اما خودش نه تنها تبدیل به یک کارگردان محبوب نشده بلکه ....
اما در میان همه انتقادات و بحث های که درباره " مانیفست چو " در بسیاری از رسانه ها مطرح شده باید به نکته مهم اشاره کرد ؛ آنهم اینکه نمایش رحمانیان نمایش خوبی است و نباید آنرا مستحق اینهمه تنگ نظری و یکجانبه نگری دانست .
" مانیفست چو " بر خلاف نظر بسیاری از منتقدان این نمایش به هیچ وجه یک اثر مبتذل و آمریکایی یا حتی دارای اطوارهای عجیب و غریب نیست ! بر عکس این نمایش و داستانی که مطرح می کند به شدت ضد آمریکایی است و نحوه مطرح کردن موضوع آن بر اساس شرایط تاریخی و زمانی داستان ، ممکن است آنرا تا اندازه ای ، در تعارض با شرایط متعارف تئاتر ما نشان بدهد .
" مانيفست ‌چو" به كارگرداني محمد رحمانيان، واقعه مستند جنایت هولناک يك دانشجوي كره‌اي در دانشگاه ويرجينياتک آمريكا را با شيوه‌اي غريب و معلق در ميان واقعيت و ذهنيت‌هاي خوفناك قهرمان داستان روايت مي‌كند. سونگ هوي چو، دانشجوي 23 ساله ادبيات انگليسي در دانشگاه ويرجينيا، پس از كشتن يك دختر و پسر دانشجو، فيلمي كه در آن مانيفست خود را بازگو كرده براي شبكه تلويزيونيNBC ارسال می کند و پس از قتل‌عام 33 دانشجو و استاد دانشگاه دیگر خودش را نيز مي‌كشد.
موضوع تكان‌دهنده اين كشتار بي‌سابقه و بحث درباره علت‌ها و انگيزه‌هاي مختلف ارتكاب آن محور اصلي توجه و پرداخت نمايش محمد رحمانيان است. خشونت، فرياد و رعب و وحشت از همان لحظه ورود تماشاگر به سالن و پيش از نشستن مخاطب روي صندلي‌ها نمايش را آغاز كرده است. 6 بازيگر در حالي كه لباسي شبيه به يونيفرم سربازان آمريكايي بر تن دارند، با سلاح‌‌هايشان ورود تماشاگر به سالن را كنترل مي‌كنند، تماشاگران را تهديد مي‌كنند و حتي سلاحشان را روي شقيقه تماشاگران مي‌گذارند و به اين ترتيب شرايط را براي ورود به فضاي غريب و خوفناك نمايش فراهم مي‌كنند.
این فضا همان چیزی است که کارگردان با تاکید بر آن قصد دارد تا بخشی از انگیزه ها و بهانه های انجام عمل قهرمان ، جنایت ، را ریشه یابی کند . چو ، پیش از آنکه یک قاتل وحشتناک خارجی باشد در نمایش رحمانیان قربانی خشونت ها و بی رحمی ها و بی احترامی های جامعه آمریکایی نشان داده میشود .در واقع این شخصیت بیش از آنکه به عنوان یک جنایتکار معرفی شود ، در نمایش رحمانیا ، خود ، قربانی جنایت های جامعه است . شاید به همین دلیل هم هست که تماشاگر نمایش بیش از آنکه به عنوان یک جنایتکار به او نگاه کند ، او را به خاطر مظلومیتش دوست دارد . تلاش رحمانیان در نزدیک کردن چهره نزدیک تری از چو درست بر خلاف همه تبلیغات یک سویه ای که جامعه غرب نسبت به او دارد منجر به این نتیجه شده است : " ما این جنایتکار را دوست داریم ."
مانيفست‌چو در قالب مكاشفه‌اي جامعه‌شناسانه و روانشناسانه به بررسي انگيزه‌ها و پرسش‌هاي احتمالي درباره انگيزه‌هاي قهرمان براي ارتكاب جنايت معطوف مي‌شود. نمايش رحمانيان در فضايي معلق ميان واقعيت‌هاي بي‌رحمانه جامعه‌اي كه چو در آن زندگي مي‌كند، غرابت خوفناك ذهنيت‌هاي متاثر از واقعيت شخصيت قهرمان و موقعيت‌هاو عوامل و انگيزه‌هاي نمايشي احتمالي، سعي دارد تا واقعه كشتار دانشگاه ويرجينيا را از منظر گوناگون مورد توجه قرارداده و بدون آن‌كه درباره هيچ يك از آنها به جستجوي قطعي يا دستيابي به نتيجه بپردازد، مدام دريچه‌هاي جديدي از تلاش قهرمان براي قرار گرفتن در كنار جامعه يا گريز از آن را به مخاطبش نشان بدهد.
چنين رويكردي بدون توجه به مشخصات و متعلقات واقعه مستند، داستان و روايت‌هاي نمايش را به كليتي مستقل تبديل مي‌كند كه بدون وابستگي به مختصات واقعه مي‌توانند يك داستان هدفمند و داراي انديشه و تحليل را روايت كنند كه از مناظر روانشناختي و جامعه شناختي خودش را نشان مي‌دهد.
در واقع نمايش يك شخصيت را در جامعه‌اي نشان مي‌دهد كه مدام او را پس مي‌زند. مسخره‌كردن چو در دانشگاه، پرسش‌هاي بي‌ربط و شايد تحقيرآميز كارمندهاي پست درباره مليت و شخصيت‌ او و ديگر برخوردهاي جامعه با او مهم‌ترين دلايلي است كه رحمانيان آنها را درتوجيه تغيير شخصيت قهرمان و درباره مانيفست او ارتكاب جنايت مورد پرداخت قرار مي‌دهد. اما حضور راوي و راهنمايي‌ها براي ادامه بازي و تلاش براي رسيدن به پاسخ پرسش‌ها، باز هم قطعيت موضوع را با ترديد مواجه كرده، سوالات بسيار ديگري را درباره قهرمان و عمل او مطرح مي‌كند.
چنين رويكرد و پرداختي را در طراحي حركت‌ها و ميزانسن‌هاي نمايش نيز مي‌توان مشاهده كرد. افشين هاشمي بازيگر نقش چو از ابتداي نمايش تا پايان آن مهره‌اي است كه رفته‌رفته جايگاهش را درمقابل ديگر بازيگران و شخصيت‌هاي نمايش تغيير مي‌دهد. چو در صحنه نمايش از ميان ديگر بازيگران حضورش را به نمايش مي‌گذارد و در تكرار مداوم حركات، رفته‌رفته از آنها جدا مي‌شود و تا پايان نمايش كاملا از آنها فاصله مي‌‌گيرد و حتي در مقابلشان مي‌ايستد.
اجراي مانيفست چو به زبان انگليسي كه تعداد زيادي از تماشاگران نمي‌توانند آن را بفهمند پرسش‌هايي را درباره انگيزه‌هاي‌ رحمانيان پيش مي‌كشداين چينش حضور شخصيت‌ها در صحنه يا جايگاه قهرمان در مقابل ديگر اشخاص نمايش از سويي مي‌‌تواند حاصل تحليل يا نگاه بازيسازان درباره او باشد و از سوي ديگر در بخش‌هايي از نمايش نيز نتيجه تقابل حضور و ذهنيت‌هاي خود قهرمان در جامعه پيرامون اوست.
محمد رحمانيان علاوه بر آنچه براساس واقعيت‌هاي موجود درباره قهرمان، جامعه و زندگي او در صحنه نمايش‌اش قرار داده، همواره سعي داشته با تكثير ذهنيت‌ها و واكنش‌هاي دروني قهرمان در مقابل رفتارهاي جامعه به فضايي غريب و نامتعارف از دنياي اين قهرمان دست پيدا كند كه در آن احتمالات و پس‌زمينه‌ها و تصورات به اندازه واقعيت‌ها اهميت و ارزش پيدا كنند و امكان وقوع‌ آنها نيز به اندازه حدس و گمان درباره علت‌ها منطقي به نظر برسد.
فرآيند بازيسازي و خلق موقعيت‌هاي مختلف توسط بازيگران كه با اعلام صحنه در ابتداي آن آغاز مي‌شود نيز ساختاري است كه چنين انتظاراتي را از روايت نمايش برآورده مي‌كند. احتمالا دستيابي به اين ساختار نيز حاصل شيوه كار گروه تئاتر پرچين به گسترش اشتراكي و گروهي طرح و ايده اوليه در جريان تمرين است كه رحمانيان به عنوان مدير اين گروه بارها درمورد آن صحبت كرده است.
در اين ساختار، شخصيت راوي تصوير احمدآقالو در مقام كارگردان بازيگران، بازيسازان را در رسيدن به يك نقطه مشترك و هدفمند راهنمايي مي‌كند و در طول اجراي يك صحنه آن را آزاد مي‌گذارد تا موقعيت را به واسطه نقش‌ها و تحليل‌هاي گروهي‌شان از موضوع، گسترش بدهند و روايت كنند.
حضور بازيگران خلاق و پرانرژي چون افشين هاشمي، اشكان خطيبي، سيما تيرانداز، مهتاب نصيرپور، ترانه عليدوستي و هومن برق‌نورد‌ هم در چنين ساختاري يك غنيمت بزرگ به شمار مي‌آيد، چراكه در مجموع اين بازيگران و راس آنها مثلث هاشمي، عليدوستي و تيرانداز براحتي قادرند با انرژي و مهارت در خلق موقعيت‌هاي مختلف به سرعت تغيير كنند و در عين حال نگاه و برداشتشان نسبت به رويداد اصلي را نيز از دريچه تحليل شخصي و وابسته به نظر گروه به نمايش بگذارند.
افشين هاشمي در نقش چو، بدون اين كه تماشاگر متوجه چگونگي روند تغييرات باشد از ابتداي نمايش تا انتهاي آن از يك دانشجوي ساده و شاداب خارجي كه تمايل زيادي به ارتباط گرفتن با گروه دارد به يك جنايتكار منزوي و آشفته تبديل مي‌شود. اين انزوا و خشم پنهان در رفتار را مي‌توان در هر لحظه از حضور هاشمي در صحنه مانيفست چو ملاحظه كرد.
نمایش رحمانیان مثل دیگر آثار این کارگردان ، نمایش متفاوت و تاثیر گذاری است و بی انصافی است اگر بدون در نظر داشتن نکات مثبت بسیار موجود در سبک آن تنها و یک سویه به قضاوتش بنشینیم از ارزشهای آن ساده و بی تفاوت بگذریم .


< نقد بعدی                          نقد قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل نقدهای سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei