حبیب احمدزاده از آن دست نویسندههای ادبیات دفاع مقدس است که اتفاقا رابطه بسیار خوبی هم با عرصه هنر تصویری دارد، تا آنجا که بسیاری از اهالی رسانه و نیز علاقهمندان حوزه فرهنگ او را سینماگر میدانند، چه که او در سابقهکاری خود همکاری در نگارش فیلمنامه فیلمهای «اتوبوس شب» و «آژانس شیشهای» را هم دارد. احمدزاده همچنین فیلمهای مستندی هم با عنوان «بهترین مجسمه دنیا» ساخته که درباره یک شهید ناشناخته عرصه دفاع مقدس است. از او دو کتاب «شطرنج با ماشین قیامت» و «داستانهای شهرجنگی» در حوزه دفاع مقدس منتشر شده است. در حال حاضر دو نمایش با اقتباس از رمان «شطرنج با ماشین قیامت» و داستان «ننه» احمدزاده در حال تمرین است. با او درباره چند و چون نگارش نمایشنامههای اقتباس در تئاتر دفاع مقدس گفتوگو کرده ایم.
ميخواهم گفت و گو را با اشاره به یک فقر در تئاتر ایران آغاز کنم، فقر نمایشنامه. در وضعيت کنوني که تئاترکشورمان با فقر نمايشنامه مواجه است، علی القاعده تئاتر دفتاع مقدس ما بسیار بیشتر با این فقر دست و پنجه نرم می کند، بنظر شماآيا میشود بخشي از اين فقر را با اقتباس از آثار ادبي این حوزه برطرف کرد؟
چرا نشود. همين الان دو اثر از همین برادرتان در خارج از کشور در حال تبديل شدن به نمايشنامه است. داستان «ننه» و رمان «شطرنج با ماشين قيامت».
از جانب چه کسانی؟
داستان «ننه» را خانم سمیرا سینایی در کشور مجارستان و نیز کشورهای دیگری به صحنه میبرد و رمان «شطرنج با ماشین قیامت» هم توسط آقای «شاهين صيادي»؛ كارگردان ايراني الاصل مقيم كانادا در آن کشور به روی صحنه می رود. هردوی این تئاترها البته در ایران هم اجرا خواهد شد.
درخواست برای تئاتر شدن این آثار از جانب آنها بود يا شما؟
به هر حال در هر کاري يک رابطهاي وجود دارد. مهم اين است که که اثر به دست مخاطبش برسد. مشکلي که ما در فضاي فرهنگي کشور با آن مواجه هستيم اين است که نميتوانيم با دنياي خارج از کشور ارتباط برقرار کنيم. اين عدم ارتباط هم به خاطر زبان غلط و روشهای غلطي است که انتخاب کردهايم. وقتي ما حتي نميتوانيم با فرزندمان ارتباط برقرار کنيم، چه توقعي داريم که بخواهيم ارزشهاي جنگ و دفاع مقدس را به دنيا عرضه کنيم. مثل اين است که يک گروه از وسط اقيانوس ظاهر شوند وبدون زبان مرسوم بخواهند با بقيه مردم دنيا ارتباط برقرار کنند. وقتي زبان ارتباطيمان مشکل دارد چگونه ميخواهيم با مردم دنيا ارتباط برقرار کنيم.
به نظر شما کم کاري در برقراري ارتباط در این حوزه از جانب نويسندهها بوده يا از سوي نمايشنامه نويسها؟
کم کاري از طرف همه ماست. هيچ کس نيست که خودش را مقصر نداند. همه ما بايد خود را مقصر بدانیم.
اين وسط وظيفه ارگانها چيست؟
من چند سالی است که دیگر کاري به ارگانها ندارم. من فکر ميکنم ما باید مانند زمان جنگ که در محاصره بوديم، خودمان راه خودمان را پيدا کنيم. کشاورز اگر منتظر است کسي به کمک او بيايد هيچ وقت زمين کشاورزي اش آماده نخواهد شد. بنابراين بايد همه وظيفه خودمان را بشناسيم و تلاش کنيم. به قول بزرگی اگر قرار است رفتگر محلهمان هم باشيم، سعي کنيم بهترين رفتگر باشيم.
بنظرتان همه آثار دفاع مقدس، چه خاطره و چه داستاني، قابليت اين را دارند که تبديل به نمايشنامه شوند؟
من نميتوانم بگويم همه اين آثار قابليت اين کار را دارند يا نه، ولي مثل هر ژانر ديگري برخي از اين کتابها قابليت اين را دارند که تبديل به نمايشنامه و فيلمنامه شوند. بعضي موقع مي توان از ايده اين کتاب ها بهره گرفت، برای بعضی از آنها ميتوان با افزودن درام به اين آثار، آنها را تبديل به نمايشنامه کرد و برخي هم خودشان اين ويژگي را دارند که به صورت آماده تبديل به نمايشنامه يا فيلمنامه شوند، یعنی اصلا خودشان داد می زنند که من قابلیت نمایش شدن دارم، مرا به صحنه ببرید.
البته اين مسئله در داستانهاي کوتاه بيشتر ديده ميشود؟
نه، خيلي از رمانها هم آن قابليت را دارند.
ولي در مورد داستان کوتاه بيشتر است؟
ببيند ما در وظایف هنری تعریف شده دنيا فردي داريم به اسم درآماتور که اثر ادبي را براي نمايشنامه يا فيلمنامه آماده ميکند، ولي در ايران ما دراماتور کم داریم. اين يک کار تخصصي است که اثر ادبي را تبديل به اثرنمايشي ميکند و از نویسنده جداست، مثل فيلمهايي که در تلويزيون نمايش داده ميشود که کارگردان تلويزيوني از کارگردان هنري متفاوت است. ولي ما چون عقده مولف بودن و مولف نمايي داريم دوست داريم همه کاره باشيم.
برخي از نويسندگان از اين مسئله ميترسند که اقتباسي که از کتابشان ميشود با واقعيت کتاب همخواني نداشته باشد، به نظر شما اين نگراني نويسنده تا چه حد درست و موجه است؟
اولا آن چيزي که من نويسنده مينويسم، حتما برتري نسبت به کار ديگري ندارد. چه اشکالي دارد که ديگري هم فکر خودش را در اين اثر وارد کند منتها فلسفه کلي اثر بايد رعايت شود. مهم خط فکري اثر است که بايد رعايت شود.
منبع.سوره مهر