گفت گو از مهدی نصیری؛ کتایون حسین زاده فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه هنر است و در حال حاضر آخرین ترم تحصیلی اش را در مقطع دکترای (P.H.D) دانشگاه ملی تاجیکستان در رشته فیلولوژی با گرایش تئاتر می گذراند.
حسین زاده کار در حوزه کارگردانی و نمایشنامه نویسی را از دوران دانشجویی و نقد نویسی را از سال 1372 آغاز کرده است . دو دوره بازرس کانون ملی منتقدان بوده و در دوره نیز به عنوان هیات مدیره کانون ملی منتقدان تئاتر انتخاب شده است . او همچنین از سال گذشته به عنوان عضور هیات مدیره کانون بین المللی منتقدان تئاتر I.A.T.C انتخاب شده و همراه با دو عضور دیگر از کشورهای مختلف ، نماینده ایران در این کانون است:
• فکر می کنم آخرین نمایشی که روی صحنه بردید "چاه" بود که موفقیت هایی هم در اجرای عمومی و حتی در اجرای چند روزه طرابزون ترکیه بدست آورد...
ما چاه را سال 86 روی صحنه بردیم که برداشت آزادی از "جای خالی سلوچ" استاد محموددولت آبادی بود. این تجربه برای گروه ها تجربه تقریبا موفقی بود و در بخش مرور برگزیدگان جشنواره فجر هم انتخاب شد و بعد یکی از منتقدین و رئیس طرابوزون آمد و این کار را دید و برای اجرای عمومی در این شهر آن را به ترکیه دعوت کرد. نمایش در ترکیه خیلی مورد استقبال قرار گرفت. نقدهای خیلی خوبی روی نمایش نوشتند و من واقعا تصور چنین استقبالی را هم نمی کردم، حتی هنوز که هنوز است مطبوعات ترکیه در مورد این نمایش و اجرای آن در طرابوزون می نویسند و بارها بارها خوانده ام که نوشته اند: یک کارگردان زن ایرانی نمایشی را با دو نفر بازیگر به ترکیه آورد و با حداقل امکانات اجرا کرد که معجزه آفرین بود.
• بعد از روی صحنه بردن نمایش چاه که موفقیت هایی را هم برایتان به دنبال داشت، دیگر تصمیم نگرفتید، نمایش تازه ای را کارگردانی کنید؟
امسال می خواهم نمایش فاوست را کار کنم، که یک برداشت شخصی از فاوست گوته و دکتر فاستوس کریستوفرمارلو است. در نمایشنامه ای که من نوشته ام اما، هیچ یک از این متن را هم نمی توان بطور مستقل مورد توجه قرار داد، ولی در عین طرح کمی و نشانه هایی از هر دو متن در آن وجود دارد. و در مجموعه متن حاصل ایده و طرح خودم است و کاملا می توان گفت که شخصی است و با اعتقادات خودم همخوانی دارد. در نمایشنامه من فاوست به دلیل زیاده خواهی و برای کشف حقیقت زندگی روح خودش را به شیطان می فروشد ودر پی کشف حقیقت است، تا اینکه در آخرین سفر به زنی به نام مارگریت برخورد می کند و عشق را می یابد و تحول عظیمی در زندگی او صورت می گیرد. فاوست در این داستان از طریق عشق زمینی به عشق الهی می رسدو در واقع پیش از مرگ رستگار شده است. من حدود سه سال پیش به مناسبت روز فلسفه این متن را در فرهنگسرای نیاوران نمایشنامه خوانی کردم و سعیدپور صمیمی و پریزاد صیف زحمت خوانش متن را بر عهده داشتند. بعد متن را برای اجرا به جشنواره بیست و ششم ارائه کردم که در مسابقه بین الملل انتخاب شد ولی به خاطر مشکلاتی که برای بازیگرانم پیش آمد نتوانستیم اینکار را انجام بدهیم. ولی امیدوارم که امسال بتوانم برای آن نوبت اجرا بگیرم.
• کار پیش تولید و آماده سازی گروه و تمرین نمایش را انجام داده اید....
بله، تا اندازه ای انجام شده و انتخاب ها صورت گرفته است . ما حتی تا مرحله تمرین هم پیش رفته ایم و تمریناتمان هم به نتیجه رسید، اما متاسفانه نتوانستیم خودمان را به مرحله بازبینی برسانیم. در این نمایش آقای سعید پورصمیمی نقش فاوست و خانم پریزاد صیف نقش مفیستو، مارگریت و چند نفر دیگر را بازی می کنند. اما امکان داردکه نقش هایی را هم جدا کنیم و به کسان دیگری بدهیم و خانم صیف فقط مفیستو را بازی کنند . تصمیم صددر صد درباره این موضوعات منوط به این است که زمان اجرا تعیین شود.
• اگر قرار باشد از میان حوزه های متفاوت فعالیت تان- نقدنویسی، نمایشنامه نویسی، کارگردانی و تدریس- یکی را به عنوان اصلی ترین حوزه مورد علاقه تان انتخاب کنید، این انتخاب کدامست؟
در حقیقت من فکر می کنم چون عشق به تئاتر دارم چه در حوزه کارگردانی، چه در زمینه نمایشنامه نویسی و نقد کارم را در گستره تئاتر انجام داده ام. بنابراین این سه حوزه تفاوت زیادی برایم ندارند؛ مهم این است که من کارم را دست انجام بدهم . مسئله نقد یک مقدار در این میان حساس تر است. چون در نقدنویسی یک منتقد روی مرزی حرکت می کند که ممکن است فرو افتادن یا پیشرفتش بشود. از این جهت که اگر یک منتقد کارش را درست انجام ندهد، هم باعث سقوط خودش شده و هم باعث سقوط تئاتری که در مورد آن نقد را انجام داده است؛ از طرف دیگر یک نقد نادرست، صاحب نقد را در مواجهه با بدبینی جامعه تئاتر هم قرار می دهد. هر چند به طور کلی من معتقدم که منتقدین در میان هنرمندان وجهه خوبی ندارند، اما به هر حال آن وجه صادق و انسانی هر هنرمندی در مقابل یک انتقاد درست و منطقی واکنش مثبت نشان می دهد.
نقد به نظر من برای پیشرفت فرهنگ تئاتر یک مملکت واقعی با اهمیت است و ما به همان اندازه که داریم روی تئاترمان کار می کنیم، به همان اندازه باید روی منتقدان تئاترمان کار کنیم. یک تئاتر هرگز پیشرفت نخواهد کرد مگر اینکه منتقدین درستی در آن جامعه باشد. این مسئله ای در هر حوزه دیگری هم صادق است، چه درزمینه سیاست، چه در حوزه های دیگر اجتماعی و ...
در هر زمینه هنری و غیر هنری هر مقوله ای با وجود منتقدین آن پیشرفت می کند و در غیر این صورت محال است که بتوانیم وجوه مثبت و منفی آن را بشناسیم. ما باید منتقدین خوبی را تربیت کنیم.
• به نظر خودتان شما توانسته اید که با رعایت این موارد منتقد خوبی در حوزه تئاتر باشید؟
نمی دانم که آیا توانسته ام منتقد خوبی باشم یا نه! اما تلام تلاشم را کرده ام! سعی کرده که هرگز با دیدگاه شخصی به هیچ تئاتری نگاه نکنم؛ سلایقم را زیاد در نقدهایم دخالت ندهم؛ پیرو نقد ساختاری و اصولی هستم و دوست دارم کمک کننده باشم ، نه کوبنده و تخریب کننده یا تشویق کننده افراطی! وجوه مثبت و منفی کار را آن طور که هست و وجود دارد می بینم. حالا اینکه چقدر موفق بوده ام یا نه؛ نمی دانم.
• انتخاب شما درهیات مدیره کانون های منتقدین تئاتر چقدر می تواند به نفع تئاتر ایران باشد؟
اجازه بدهید اول این را بگویم که تنها جایی که از این مسئله در آن هیچ استقبالی نشد، تئاتر ایران بود. بدون اغراق می گویم که انتخاب یک نماینده از ایران و نه انتخاب من خیلی بر روی تفکر منتقدین و هنرمندان تئاتر بسیاری از کشورها تاثیر گذاشت. چون کانون منتقدان جهان صددرصد یک کانون بین المللی است. وقتی که پنجاه و دو کشور عضو این کانون باشند، یعنی اینکه کانون تقریبا شامل تمام کشورهای جهان می شود و روی تئاتر همه کشورها تأثیر مستقیم می گذارد. در صوفیا (پایتخت بلغارستان) و بعد از این انتخابات دو اتفاق مهم مطرح شد که شهردار این شهر هم در مورد آنها صحبت کردو گفت: یکی از اتفاقات مهمی که امسال در کانون منتقدان افتاد این بود که یک آسیایی رئیس کانون ملی منتقدان شد (یون چئول کیم) و اتفاق دوم اینکه یک نفر از ایران وارد هیات مدیره شد. خب ، این برای آنها خیلی اهمیت داشت و آن را بارها و بارها مطرح کردند. برای خیلی ها واقعا مهم بود که ایران هم در کنار نام کشورهای دارای تئاتر پیشرفته قرار گرفت. الان علیرغم این که ایران همیشه در حوزه نقد تئاتر فعال بوده، در مدت یک سال اخیر بیشتر مطرح شده و از آن نام برده می شود.
• طی این مدت چقدر سعی کرده اید که از شرایط به وجود آمده در جهت ارتباط تئاتر ایران با تئاتر جهان استفاده کنید؟
من در این مدت تلاش کرده ام تا آنجا که امکان دارد امتیازاتی را برای تئاتر ایران و منتقدان ایران بگیرم. البته امکاناتی که می شود در این فرصت کم گرفت خیلی زیاد و وسیع نیستند. ولی بستری فراهم شده تا امکاناتی را برای منتقدان ایران فراهم کنم، یا اگر قرار باشد انتخابی از میان منتقدان ایرانی صورت بگیرد سعی کرده ام کمک کنم که یکی از این انتخاب ها از ایران باشد در همین مدت چند منتقد از ایران برای شرکت در سمینار یا ارائه مقاله در کشورهای کانادا، لهستان، رومانی و .. انتخاب شده اند.
علاوه بر این توجه کنید، ممکن است که نام من هرگز در کانون جهانی باقی نماند اما نام ایران همیشه باقی خواهد ماند. ضمن اینکه یکی از وظایف اعضا هیئت مدیره کانون جهانی ارائه گزارش های ماهیانه از وضعیت نقد و تئاتر در کشورهایشان است و این گزارش ها مسلما به طرفی تئاتر کشورها کمک زیادی می کند. گزارشی که من هر ماه برای هیات مدیره ارسال می کنم شامل فعالیت های منتقدان تئاتر، نقدهای مطبوعاتی، جلسات حضوری نقد، چاپ کتابها و مقالات و ... است. در نتیجه تئاتر جهان به طور مداوم حالا در ارتباط با مسائل تئاتر ایران است و حالا ایران به عنوان یکی از کشورهای فعال در حوزه نقد برای آنها شناخته شده است. این نهایت کاری است که من انجام داده ام و اگر دوستان با من همکاری می کردند و اطلاعاتی در اختیار من می گذاشتند یا فرصتی برای مطرح کردن طرح ها و افکار و مشورت بین ما وجود می شد، مسلما بهتر می شد از این موقعیت استفاده کرد.
• خانم حسین زاده این طور که در اخبار خوانده و شنیده می شود تئاتر آسیا و جریان نقد تئاتر همواره در حوزه شناخت ، بررسی و حرکت آن پیشرو است، چندان در حوزه برنامه کانون جهانی فعال نیست....
تئاتر آسیا در حال حاضر دو نماینده درکانون جهانی دارد. ما قرار است جایزه تئاتر آسیا و مراسم و انتخاب آن را هم بزودی از طریق کانون برنامه ریزی و برگزار کنیم. بدین ترتیب مسلما قدم جدی تری در حوزه تئاتر در آسیا نیز برداشته خواهد شد. هدف کانون جهانی واقعا گسترش حوزه نقد در تمام جهان است.
• شما به واسطه حضور در کانون جهانی و حتی پیش از آن در چندین جشنواره بین المللی تئاتر نیز حضور داشته اید .با توجه به این تجربیات چگونه میتوان جشنواره تئاتر فجر را با فستیوال های بین المللی مقایسه کرد؟ جشنواره تئاتر فجر چقدر به استاندارهای یک جشنواره بین المللی نزدیک است ؟ آیا اصلا به این استاندارد ها رسیده است؟
در این مورد یک مقدار جای شک و شبهه وجود دارد. به خاطر اینکه ما توانایی انتخاب بهترین آثار جهان و دعوت آنها به جشنواره را نداریم. به دلیل محدودیت هایی که داریم، به دلیل موقعیت فرهنگی مان این اتفاق نمی تواند روی بدهد. در نتیجه ما معمولا کارهایی را به جشنواره دعوت می کنیم که می توان گفت از سرناچاری است . یعنی می خواهیم که یک جشنواره بین المللی داشته باشیم، پس باید کارهایی را از سایر کشورها به این جشنواره دعوت کنیم. پس به ناچار کارهایی را دعوت می کنیم. حالا این که این آثار چقدر دارای کیفیت و ارزش مطلوب هستند، تقریبا کمتر مطرح است . تا جایی که من در این چند سال دیده ایم نود درصد آثار خارجی شرکت کننده در جشنواره تئاتر فجر از بدترین و بی ارزش ترین کارهای جهانی بوده اند. در نتیجه ما از طریق جشنواره بین المللی تئاتر خودمان نمی توانیم بفهمیم که واقعا در تئاتر جهان چه می گذرد. چنین چیزی امکان ندارد. ولی خب به هر حال این عنوان بهتر از هیچ است. در مجموع وجود این عنوان در کنار جشنواره فجر علیرغم همه کاستی ها پسندیده است و امیدوارم در آینده اتفاقی بیفتد که شرایط و کیفیت آن نیز بهتر و مطلوب تر بشود.
• من فکر می کنم یک بخش از جشنواره بین المللی تئاتر فجر به اجرای نمایش های خارجی اختصاص دارد و در بخش های دیگری مثل برگزاری همایش ها، سمینارها، کارگاه های آموزشی و ... می توان ضعف های احتمالی دیگر حوزه ها را جبران کرد....
به نظر من یکی از بهترین بخش های هر جشنواره بین المللی، کارگاه ها و کلاس های آموزشی است که در کنار آن برگزار می شود. این ها بهترین شیوه برای بین المللی کردن تئاتر ایران هستند. اگر ما ورک شاپ های بازیگری، کارگردانی، نقد، نمایشنامه نویسی و ... را با دعوت از اساتید بزرگ تئاتر جهان برگزار کنیم، اینها می توانند بهترین بخش های جشنواره مان باشند؛ یا مثلا جلسات بحث و گفتگو و ... مسلما این ها خیلی خوب و مثبت هستند . چون به هر حال ما در بخش دعوت از گروه های نمایشی موفق نبوده ایم. پس بهتر است که بیشترین انرژی مان را روی بخش جنبی بگذاریم و به رویکردهای تعاملی و آموزشی نزدیکتر بشویم. در این صورت و در نتیجه تعامل و تبادل نظرها و افکار هم آنها بیشتر به ما و فرهنگ تئاتری مان آشنا می شوند و هم ما چیزهای بیشتری در مورد آنها خواهیم دانست. در این صورت یک ارتباط جهانی موثر و مطلوب شکل خواهد گرفت.
• کانون بین المللی منتقدان تئاتر تا آنجا که من می دانم در جریان چندین مراسم بزرگ تئاتری و از جمله جایزه تئاتر اروپا و جشنواره های دیگر دنیا به آنها اعتبار و مشروعیت بیشتری می دهد. آیا می توان از این امتیاز در کنار جشنواره تئاتر فجر هم استفاده کرد؟ مثلا اینکه منتقدان جهان هم این جشنواره بین المللی را ببیند. در آن حضور داشته باشند یا تایید کنند.....
کانون ملی منتقدان تئاتر ایران که ، خب همیشه در کنار داوران جشنواره تئاتر فجر یک هیات داوری مجزا داشته و خودش به صورت مستقل بهترین های هر سال را انتخاب می کند، جشنی را برگزار می کند و به طور ویژه به برگزیدگان بخش های مختلف جوایزی می دهد. اما یک اتفاق دیگر هم در جلسه گذشته هیئت مدیره کانون بین المللی منتقدان تئاتر رخ داد. در آخرین جلسه ای که با دوستان داشتیم که پیشنهاد آن را خود من به اعضا دادم؛ آن هم اینکه کانون جهانی نمایندگی از میان اعضا کانون را به جشنواره های معتبر بین المللی – به عنوان یک هیات داوری- اعزام کند و در واقع یک گزینش و جایزه معتبری از طرف کانون جهانی به بهترین های این جشنواره ها اهدا کند. این پیشنهاد خیلی مورد استقبال قرار گرفت و اصلا اعضا پیشنهاد کردند که این اتفاق از خود ایران آغاز شود. نظر جمع این بود که یک هیئت داوری متشکل از دو نفر از اعضا کانون ملی کشور برگزار کننده جشنواره و سه نفر از اعضا و منتقدین کشورهای دیگر، همه آثار را ببینند، ارزیابی کنند و جایزه ویژه ای را از طرف منتقدان تئاتر جهان به برگزیدگان اهدا کنند. اگر این اتفاق در کنار جشنواره بین المللی تئاتر فجر بیفتد. مسلما اعتبار جهانی آن را بالاتر از قبل می برد و هم اینکه در شناساندن تئاتر ایران و اتفاقاتی که در جشنواره ما می افتد موثر است . به نظر من این اتفاق، اگر برای اولین بار در ایران صورت بگیرد و هر ساله تکرار شود، اتفاق خیلی خیلی بزرگی است.
البته این را هم باید در نظر بگیریم که جایزه ای که یک نفر از کانون بین المللی منتقدان جهان می گیرد، حتما اعتبار جهانی خواهد داشت، ضمن اینکه در همه جای دنیا معتبرترین و مهمترین برگزیدگان رویدادهای هنری را منتقدان آن حوزه از هنر انتخاب می کنند.