جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 اسفند 1388

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:



سهراب سلیمی کارگردان نمایش "عشق لرزه":
انسان، دغدغه درام و درام نویس
سه شنبه 21 مهر 1388 - 16:29

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 141

موجودیت درام در اصل تعریفش دغدغه ی انسانی است. وقتی که این دغدغه، کلی و به صورت جهان شمول باشد دیگر مطرح نیست که نویسنده ی آن اهل کجاست و آن نویسنده، جهان شمول می شود مانند شکسپیر و آنگاه بحث تئاتر ملی به وجود می آید. در صحبت از تئاتر ملی، صحبت از یک ملیت خاص نیست، این تئاتر نگاه کلان به روابط انسانی دارد.
سهراب سلیمی کارگردان نمایش "عشق لرزه" نوشته ی اریک امانوئل اشمیت در گفتگو با سایت تئاتر مقاومت گفت: نمایشنامه ی عشق لرزه نوشته ی اشمیت، ترجمه ی شهلا حائری، چهارمین اثری است که از این نویسنده در طی این سالها کار کرده ام، اولین نمایشنامه ای که به وسیله ی آن با اشمیت ارتباط برقرار کردم و از نظر احساسی و ادراکی، من را تحریک کرد تا این آثار را انتخاب کنم، "خرده جنایت های زن و شوهری" بود، این اثر برای من بهانه ای شد که اولا نام یک درام نویس جدیدی که در ایران -تقریبا که نباید گفت بلکه تحقیقا- تا کنون اثری از او به روی صحنه نرفته بود مطرح شد و نیز شامل نخستین باری بود که یک اثر نمایشی از این نویسنده به روی صحنه می رفت. یک سری نام هایی برای ما آشنا هستند و این نام های آشنا، نسل در نسل، همراه ما بوده اند، مانند شکسپیر، چخوف و مولیر، ولی واقعیت قضیه در این است که بزرگ بودن این درام نویسان، به منزله ی این نیست که ما درام نویسان معاصر را نادیده بگیریم.
سهراب سلیمی گفت: ناشر اصلی "خرده جنایت های زن و شوهری" امروز از چاپ چهارم صحبت می کند و می توان گفت که چنین نمایشنامه هایی در تاریخ آثار دراماتیک در این کشور، بسیار نادر هستند و این نشان می دهد که دلیل جاذبه ی این نویسنده، از هر جهت و در یک نگاه کلی، جامعه انسانی و اجتماعی ماست در آن زندگی می کنیم و از مسئله ی چاپ چهارم این کتاب نمی توان به سادگی گذشت. این مسئله، انتخاب من را به عنوان یک انتخاب راست و خاص نشان می دهد.
وی افزود: البته خانواده به نگاه سنتی، زن و مرد نیست و روابط انسانها است از هر جنسیت، چه زن و چه مرد، یعنی آنچه تکامل می دهد، بقای زن و مرد است برای گسترش خانواده و این مقدمه ی تکاملی است برای پیگیری من در آثار اشمیت که امروز، طی این سالها، چهارمین اثریست که در حال کارکردنش هستم. ابتدا "خرده جنایت های زن و شوهری" و بعد "نوار اسرار آمیز"، سپس "مهمانسرای دو دنیا" را به روی صحنه بردم و اینک "عشق لرزه" را اجرا می کنم.
سلیمی در خصوص نمایشنامه ی "عشق لرزه" افزود : اگر به دقت به این نمایشنامه نگاه کنیم، با توجه به نگاه اشمیت نسبت به تاثیری که از قضا و قدر دیدرو می گیرد، نگاه به شکل مادی و انسانی قضیه در روند تکاملی آن چیزی اجتناب ناپذیر است، حالا چرا "عشق لرزه"؟، درست مثل زمین لرزه. هیچگاه زمین لرزه و آتشفشانی بوجود نمی آید مگر اینکه لایه های درونی زمین در فشار باشند و نیاز به یک فضای تنفس بیشتر وجود داشته باشد و اینگونه باید از یک نقطه ی زمین، برای رسیدن به آن فضای مورد نظر بیرون بیایند که اینگونه ابتدا زمین لرزه و بعد آتشفشان صورت می گیرد و روابط انسانی هم جدا از این نیست و وقتی معادل "عشق لرزه" را از زمین لرزه وام می گیرید و ساختارهای جغرافیایی آن، به دقت متوجه این تحلیل و تشبیه می شوید که عشق لرزه مختص منفرد کردن انسانها نیست، مشتمل کردن آن هاست که اگر این جوامع به صورت همگون، نه یکسان ، بلکه با تنوع های مختلف دیده شوند قطعا یک تضاد به وجود خواهد آمد که منجر به متلاشی شدن یک خانواده و حتی جوامع کلان می شود. در عشق لرزه صحبت از رابطه های انسانی است که در این روابط هر کسی سعی می کند تا از منظر شخصی خود نگاه کند نه اینکه درک متقابلی داشته باشد، در صورتی که این درک، متقابل باشد، جامعه و خانواده سلامت است ولی اگر از نگاه سلیقه ای، انحصارطلب و بسته ی یک ذهنیت بیرون بیاید قطعا به نفرت، انزجار، کینه و دشمنی منجر می شود. عشق لرزه هم از ابتدا تا انتها بر این مقوله استوار است و بدون شک زمانی که این مسائل حل شود عشق بوجود خواهد آمد در غیر این صورت عشق لرزه است.
سلیمی گفت: من هیچکدام از آثار اشمیت را به صورت مواد خامی که نوشته شده اند استفاده نکرده ام ، این اثر نیز- همان طور که چاپ شده، -کاملا در یک شرایط مکانی تعریف شده است ولی امروز در اثر من، در یک مکان بی مکان، در یک لامکان و مغایر با آنچه اشمیت دیده، اجرا می شود.
وی گفت: سبک و سیاق اجرا که باید دیده شود ولی من امروز احساس می کنم که طی این سالها، با کارکردن آثار اشمیت، با او به یک زبان مشترک رسیده ام و تا جایی که امکان دارد این خط را ادامه خواهم داد. در تحولات اجرایی نیز با اتودهای متفاوت و خلاقیت های متنوع، کاملا باز کار کردیم و ارتباط کارگردان با بازیگر، جز این گونه امکان پذیر نیست.
سهراب سلیمی در خصوص طراحی صحنه ی کار افزود: طراحی صحنه، بر عهده ی محمد هراتی است، کسی که ما در دوران دانشجویی با یکدیگر همکاری داشتیم، ولی او سالها در ایران نبوده و امروز بعد از سالها، مجددا با هم کار می کنیم. طراحی این کار از ساختار ساختمانی طراحی مدرن برخوردار است و به ازای این طراحی مدرن، باید روابط را تعریف کنیم. ساختمان لوکیشن "عشق لرزه"، در خود اثر چند ساختمان بود ولی ما در یک معماری مدرن، تمام این نگاه ها به روابط آدم ها را به عهده ی شرایط ذهنی متمرکز مخاطب می گذاریم تا آن را در فضا بیابیم و زمینه ی ارتباطی اش را برقرار کنیم و در پیاده شدنش از یک زمین لرزه وام گرفته ایم که زمین گردی است با شکاف های خاص خود، و روی این شکاف ها جستجو کنیم، روابطی که این شکاف ها را به هم نزدیک تر می کنند. به عنوان یک هنرمند اصلی ترین دغدغه ام مسائل انسانی است و من از این که انسان ها به ربات و موجودات یک وجهی تبدیل شوند نگرانم.
سلیمی در مورد موسیقی "عشق لرزه" گفت: موسیقی کار، توسط نیما علیزاده کار شده و گوشه ایست از مجموعه موسیقی های ناشنیده، که تازگی و بدعت خاصی دارد. از افکت ضعیف باران استفاده شده است تا سمفونی باخ.
سهراب سلیمی در خصوص ویژگی آثار خارجی که معمولا کار می کند گفت: من این سوال را این گونه پاسخ می دهم، من به دنبال متنی هستم که بتواند این روابط و دغدغه های من را پاسخ دهد، از هر تبار و کشوری که باشد، زمانی که این دغدغه های من را با طرح سوالات منطقی پاسخ ندهد قطعا تعصب خاصی روی آن ندارم. من به عنوان یک شهروند ایرانی خود را ملزم نمی دانم که حتما یک درام ایرانی کار کنم، من معتقدم درام یک موجودیتی دارد که در اصل تعریفش دغدغه ی انسان است. این دغدغه وقتی به صورت کلی و جهان شمول است، دیگر آن درام نویس در هر کجا که می خواهد باشد. این روابط، روابط انسانی است که کار را شکل می دهد و آنگاه نمی توان گفت که این نویسنده ی خارجی چه ربطی به من کارگردان ایرانی دارد زیرا دغدغه ی نگاه انسانی متعلق به جای خاصی نیست، متعلق به همه ی بشریت است و این جاست که بحث تئاتر ملی به وجود می آید، نگاه به تئاتر ملی، فقط نگاه به تئاتر ایران نیست و می شود گفت در تئاتر ملی صحبت از یک ملیت خاصی نیست و این تئاتر وابسته به نگاه کلان و روابط انسانی است .
سلیمی در پایان گفت: ما 28 اجرا در سالن چهارسو خواهیم داشت و 2 اجرا در بخش بین الملل جشنواره ی تئاتر فجر و من پیشنهاد دادم که در هر منطقه ای یک فستیوالکی از آثار اشمیت که تا کنون کار کرده ام برگزار شود. و این برای من اهمیت دارد. به دلیل مداقه کردن به یک سیر تفکری که به عنوان یک کارگردان ایرانی نسبت به یک اثر فرنگی دارم و اینکه چگونه این اثر را به عنوان یک ایرانی مورد دقت نظر خودم قرار دادم و همین طور به منظور طرح مسئله ای که اگر اشمیت نمایشنامه ای را نوشته، چرا من ایرانی با آن همذات پنداری می کنم.


< گفت و گو بعدی                          گفت و گو قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل گفت و گوهای سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei