 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
بیتا خارستانی کارگردان نمایش "در این شهر فرشته ای وجود ندارد" :
مسائل مادی تفاوت کار دانشجویی با کار حرفه ای
شنبه 11 مهر 1388 - 12:31 |
|
|
|
|
|
نام دانشجویی گذاشتن بر روی یک کار از کیفیت آن کار نمی کاهد و باید بیشتر به لفظ تئاتر دانشجویی توجه کرد زیرا منظور از کار دانشجویی این است که دانشجو پول نمی گیرد و کار دانشجویی تنها به لحاظ مسائل مادی با کار حرفه ای تفاوت دارد.
بیتا خارستانی کارگردان نمایش "در این شهر فرشته ای وجود ندارد" در گفت و گو با سایت تئاتر مقاومت گفت: متن نمایش "در این شهر فرشته ای وجود ندارد" یک متن ایرانی است نوشته شهرام احمدزاده که بر اساس واقعیت نوشته شده است یعنی خود نویسنده در تمام جلسات دادگاه حضور داشته و با آن خانواده در ارتباط بوده است.
وی افزود: آن چه که وجود دارد این است که تا به حال کمتر در فضای دانشجویی شاید به کار رئالیستی پرداخته شده است. من خودم در مدت چهار سال دانشجویی ام چنین تجربه ای نداشتم که یک کار رئالیستی انجام دهم، ولی همیشه دوست داشتم این کار را تجربه کنم و یک کار رئالیستی ایرانی انجام دهم.
خارستانی گفت: در نمایش رئال، ما با تمام ریزه کارهای یک خانواده سروکار داریم که روی صحنه اتفاق می افتد و تماشاچی کاملا از آن ارتباط و شناخت دارد یعنی اگر کوچکترین اتفاقی بیفتد تماشاگر می تواند مچ کسی که کار می کند را بگیرد. ولی شاید در یک متن خارجی این گونه نباشد زیرا ارتباط کمتری از نزدیک با هم برقرار می کنند.
او گفت: نکته دیگر اینکه ممکن است ساختار نمایش نامه ساختار رئالیستی بوده و شاید پرداخت رئالیستی بوده و شخصیت ها نیز رئالیستی هستند ولی ما سعی کردیم در اجرا از آن رئالیستی بودن فاصله بگیریم یعنی نخواستم رئالیسم محض در روی صحنه اتفاق بیفتد. تا آنجا که ممکن بود خواستم تجربه برای خودم باشد و با اینکه می تواند اسم اثر را رئالیستی بگذاریم نگاهمان رئالیستی محض نباشد.
خارستانی گفت: نکته دیگری که قابل ذکر است، اینکه ما در تمرین اولیه پا را گذاشتیم روی تمرین بداهه سازی با بچه ها و من می توانم بگویم از اول که متن را دست گرفتیم با گروه به مدت دو ماه خوانش متن را داشتیم ولی بیشتر سعی کردیم بداهه کار کنیم. بچه ها بیشترین تلاش را کردند که یک خانه ایرانی را بسازند که مهمترین مسئله و خواست گروه ساختن این خانواده ایرانی بود. از آنجا که اکثر افراد این گروه دانشجوی تئاتر هستند و بطور کلی ما آدمهایی هستیم که در زندگی خودمان غرق شدیم و شاید این طور خانواده ها را از نزدیک لمس نکردیم، ولی من تلاش کردم با بچه ها از قضای مدرنیسم خود فاصله بگیریم و سخت گرایی که در وجود همه ماست را پر رنگ تر کنیم و اینگونه بتوانیم آن خانواده را لمس کنیم. این کار در ابتدا سخت بود ولی در طی تمرین ها بچه ها سعی کردند با آن شخصیت ها همسو شوند.
بیتا خارستانی در خصوص متن گفت: مراحل اولیه انتخاب این متن همزمان شد با اینکه من تصمیم گرفتم سال گذشته در جشنواره تئاتر دانشجویی شرکت نمایم. بنابراین تصمیم داشتم که یک متن اجتماعی کار کنم و یک طرح اجتماعی هم در ذهن داشتم که آن را با شهرام احمدزاده مطرح کردم و قرار شد او این طرح را بنویسد ولی بعد از مدتی شهرام احمدزاده با من تماس گرفت و گفت این طرح به نمایشنامه نیمه کاره من خیلی نزدیک است و نمایشنامه را در اختیار من گذاشت. پس از اینکه متن را خواندم با آن ارتباط حسی برقرار کردم .
وی گفت: من در ابتدا بیشترین دغدغه ام این بود که می خواستم یک تئاتر اجتماعی کار کنم و اینکه اگر بخواهم کار کنم با تماشاچی چطور ارتباط برقرار کنم حتی آن تماشاچی که می دانم این نوع تئاتر را نمی پسندد و تئاتر رئالیستی برایش جذاب نیست به خاطر حس و حال نمایش با آن ارتباط برقرار می کند.
بیتا خارستانی در پایان گفت: نام دانشجویی گذاشتن بر روی یک کار از کیفیت آن نمی کاهد خیلی کسانی که تئاتر دانشجویی کار می کنند از برخی افراد که تئاتر حرفه ای به روی صحنه می برند، بیشتر تلاش می کنند و چه بسا بعضی از این کارهای دانشجویی از بقیه کارها بهتر و با کیفیت تر و دقیق تر باشد.
|
|
< گفت و گو
بعدی
گفت و گو
قبلی > |
|
|
|