 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
دکتر قطب الدین صادقی :
هنر یعنی خلاقیت و آزادی
چهارشنبه 31 تیر 1388 - 10:17 |
|
|
|
|
|
"غیر رقابتی بودن جشنواره ها باعث می شود تا هنرمندان یکدیگر را ببینند و در هم تعمق کنند تا تبدیل به یک زبان مشترک شوند زیرا که رسالت هنر از میان برداشتن مرزها و رسیدن و به تفاهم است."
دکتر قطب الدین صادقی نویسنده و کارگردان نمایش "ماه شکر پاره" در گفتگو با سایت تئاتر مقاومت اعلام کرد: نمایشنامه "ماه شکر پاره" بر اساس ژانر روحوضی نوشته شده و برای اجرا در چهاردهمین جشنواره تئاتر آیینی سنتی و سپس اجرای عمومی در تالار سنگلج در اداره تئاتر تمرین می شود.
وی افزود: داستان این نمایش داستان همیشگی سلطان، نوکر و شلی است که شلی سلطان می شود. در اثر یک سری اتفاقات و حوادث بعدی که در اثر جابه جایی شخصیت ها ایجاد می شود موقعیت های خنده داری پیش می آید.
او گفت: کارگردانی این کار با شیوه روحوضی است ولی کاملا استلیزه و با ریزه کاری و ظریف کاری مدرن و عبور از فیلتر اصول کارگردانی معاصر جهان شکل می گیرد. ما سعی کرده ایم در عین حفظ اصول و شیوه ها بر روی آنها ابداعات و نوآوری هایی داشته باشیم که نمایش را تازه جلوه دهد.
دکتر صادقی در خصوص چگونگی نوشتن این متن گفت: این متن را چند سال پیش نوشته ام که برای جشنواره آیینی سنتی تصویب شد. بسیاری از پاره هایش را از کتاب های تاریخی مانند تاریخ بیهقی گرفته ام. به نظر من جابه جایی آدم ها با موقعیت های اجتماعی شان همیشه خنده آفرین است. ثمره آن یک طنز گزنده است. بهترین محمل ها برای بیان این گونه نمایش طنز آمیز و گزنده نمایش روحوضی است.
وی در خصوص طراحی صحنه و موسیقی کار افزود: بر اساس یک پس زمینه نمادین، اشیا معنادار خواهند بود. اشیایی که بتوانند با جامعیت و ابعاد نمادین خود جایگزین دکورهای پر و پیمان باشند و حاوی ایجاز و فشرده گویی در کاربرد اشیاء و دکور باشند. همه چیز از نظر ما باید معنادار باشد. موسیقی کار هم کاملا موسیقی زنده ایرانی است و از سازهای سنتی ایرانی مانند ضرب، کمانچه، تار و آنچه که بتوانند فضای فرهنگ ایران را در شکل بسیار پویا و شیرین خود نگه دارد استفاده کرده ایم.
وی در ادامه گفت: پیشنهاد مرکز برای اجرای این نمایش از ابتدا تالار سنگلج بود که من تاکنون در آن اجرا نداشته ام. باید بگویم تالار سنگلج دارای کارآکتر و یک تاریخچه معتبر و با شکوه از تئاتر دهه 40 ایران است کاملا اکوستیک و صدای خوبی دارد و مکانی است که از چند سال پیش تا کنون برای نمایش هایی از این دست در نظر گرفته شده.
صادقی در خصوص برگزاری جشنواره های موضوعی افزود: هر چیزی که بتواند به هنرمند انگیزه بدهد که در آن چارچوب درست عمل کند و افکار عمومی را حساس کند تا متوجه ارزشهای این نوع نمایش ها شوند، درست است. به نظر من این برنامه ها سازنده اند و می توانند برای مردم و هنرمندان فرصت فوق العاده ای برای شناخت خود از نمایش های خودی و جذاب به شمار می رود. به نظر من این یک برنامه ریزی است و نباید آن را به شکل تکلیف و آمار و ارقام صرف در آوریم. باید به شکل کارهای الگویی در آیند. یعنی فرصتی باشد برای کارهایی که واقعا ارزش فرهنگی هنری داشته باشد تا تبدیل به یک جریان و معیار شود.
وی در مورد این که برخی از کارهای بدون اجرای عموم و فقط در سطح جشنواره ها باقی می مانند گفت: این غلط است. جشنواره ها هیچ ربطی به جریان عمومی و سیال تئاتر ما ندارند، در تمام دنیا جشنواره ها در یک گوشه ای هستند و عده ای در آنها تجربه می کنند و به نوعی تجربه از نظر شکل، بازیگری، معنا و ارتباط با تماشاگر دست پیدا می کنند. و با آوردن دست آوردهایشان که در گوشه ای اتود شده و زبان و فرهنگ دوران خود را وسعت بخشیده و شکوفا کرده، پیش می روند. جشنواره ها نباید جایگزین تئاتر همیشگی شود باید به زبان و پژوهش کمک کند، بنابراین به هیچ عنوان نباید محل اجرای عموم و ارتباط تئاتر سیال و جاری و همیشگی سالن تئاتر با مردم شود و هر گونه اتفاق از این دست به نظر من نغض غرض تلقی می شود.
وی در خصوص برگزاری جشنواره های غیر رقابتی گفت: من کاملا با این مسئله و غیر رقابتی بودن جشنواره ها موافقم زیرا معتقد هستم که رقابت برای مسائل ورزشی است و در بخش فرهنگ رقابت بی معنی است. ما باید بیشتر همدیگر را ببینیم. در دستاوردها و فکرهایمان تعمق کنیم تا تبدیل به یک زبان مشترک شویم. به همین دلیل از حدود بیست و پنج سال پیش تقریبا در هیچ جای دنیا در جشنواره تئاتر رقابت وجود ندارد زیرا آنها به دنبال مفهوم فلسفی دیدن دیگری هستند و ما باید در فرصت های فرهنگی – تاریخی مانند این جشنواره ها با تمام داشته ها و دانسته های فرهنگی خود این ظرفیت و شایستگی را داشته باشیم تا دیگران را هم ببینیم، ارزشهای فرهنگی تفکر و دیدگاه های فرهنگی اقشار متفاوت را ببینیم و این دیدن دیگران باعث می شود که آن ها نیز ما را ببینند و زمانی که دو طرف یکدیگر را ببینند و معترف به هم شوند یک فرهنگ تفاهم به وجود می آید. این به نظر من مسئولیت و مأموریت هنر است. همواره برخلاف سیاست عمل می کند و اگر سیاست هدفش تعیین ارزشها است، هنر با هدف از میان برداشتن مرزها و رسیدن به تفاهم گام بر می دارد.
وی در پایان گفت: ممیزی در همه عرصه ها مخرب است و این تخریب همه چیز را شامل می شود مانند بازی، کلام، طراحی و اندیشه. هنر یعنی خلاقیت و آزادی و هیچ کسی حق ندارد آزادی و تخیل خلاق یک هنرمند را از او بگیرد. من امیدوارم تساهل و تسامع و ظرفیت در جامعه ما چنان بالا برود که ما قدرت و تحمل دیدگاه های متفاوت و غیر از خودمان را داشته باشیم که این اصل یک جامعه متمدن است.
|
|
< گفت و گو
بعدی
گفت و گو
قبلی > |
|
|
|