اشاره: مسأله تحقيق و پژوهش در عرصه تئاتر به ويژه تئاتر مقاومت عليرغم برگزاري دوازده دوره جشنواره سراسري تئاتر و نيز برگزاري سمينارهاي مختلف و نشستهاي گوناگون يك نياز مبرم ، ضروري و كاربردي است. همچنان كه نيازمند ارتقاي سطح كيفي و كمي آثار نمايشي و شناخت آسيبهاي واقعي و بدست آوردن راهكارهاي علمي و عملي است. از اين روي برگزاري همايش پژوهشي تئاتر مقاومت ميتواند در اين مسير راهگشا باشد. اكنون در آستانه برگزاري چهارمين دوره اين همايش سعي شده با ديدگاهي نوين به خواستهاي اشاره شده جامه عمل پوشانيد. بدين خاطر طي نشستي شفاف با دبير اين دوره مسايلي چند مورد بحث قرار گرفت. در ادامه بخشي از اين گفتگو ارائه مي شود.
دبير چهارمين همايش پژوهشي تئاتر مقاومت در ارتباط با اين همايش عنوان كرد؛ در برگزاري چهارمين دوره اين همايش اولين كاري كه صورت گرفت ايجاد مواد تحقيقي براي كار پژوهشي بود چون يكي از مشكلات هميشگي تئاتر دفاع مقدس در كشور ، نبود مواد تحقيقي براي كار پژوهشگران است و هم اينكه بخش پژوهشي در زمينه تئاتردفاع مقدس به خوبي شكل نگرفته است . ما بخوبي نميدانيم نسبت به تئاتر دفاع مقدس الان در كجا قرار گرفتهايم. در مورد نقاط ضعف و قوت زياد صحبت شده و سمينار هاي آسيبشناسي هم مكرراً برگزار شده، اما آن راهكارهايي كه بتواند ما را به عنوان چه توليد كننده و چه آفرينشگر و پژوهشگر هنري ياري رساند، از اين جشنواره هاو سمينار ها محقق نگرديد. بنابر اين سعي كرديم جنبه آكادميك و علمي همايش را تقويت كنيم و پيشنهاد مشخصي كه من براي اين همايش دادم اضافه نمودن بخش دانشجويي به همايش بود. چهارمين همايش پژوهشي تئاتر مقاومت شامل دو بخش اصلي و جنبي است. بخش اصلي خود شامل دو زير مجموعه ميشود كه يك بخش آن مربوط به استادان، پژوهشگران، هنرمندان و فارغالتحصيلان مي باشد و بخش ديگر مربوط به دانشجويان است. بخش دانشجويي از اين جهت پيشنهاد شد كه نسل جوان بتواند بيشتر خود را در اين عرصه نشان دهد و خود را با مسايل و مضامين دفاع مقدس درگير كند . احساس شد كه در طي سالهاي گذشته كه سمينارهاي مختلفي در زمينه تئاتر دفاع مقدس برگزار شده ما با نوعي ركود و تكرار ،هم در زمينه مباحثي كه مطرح ميشود و هم در مورد چهرههاي كه صحبت ميكنندروبرو هستيم ،پس بايد به نوعي اين ركود و تكرار از ميان برود. هر چند افرادي هستند كه حرفهاي بسيار خوبي براي گفتن دارندو ما شاهد مقالات بسيار درخشان و مفيدي از آن ها در همايش هاي قبلي بوديم. اما شايد بتوان گفت اشكال كلي كه حتي مقالات خوب را نيز در بر مي گيرد ، مديريت در اين حوزه است. اينكه از مقالات استفاده مشخصي نشد و آن پروسهاي كه قاعدتاً از مرحله پژوهش تا مرحله توليد صورت مي گيرد، شكل نگرفت و ما به نقد درستي از آن سيستمي كه بتواند تئاتر دفاع مقدس را هدايت كند نرسيديم. بنابراين اين مقالات نيز نتوانست تاثير مثبت و قطعي بر جريان تئاتر دفاع مقدس بگذارد.
پيشنهاد شد كميسيوني تشكيل شود كه پس از تأييد مقالات، پيگيري كند كه چطور ميتوان آن مقالاتي كه جنبه كاربردي دارند و نه صرفاً جنبه نظري، را در فعاليت مديران لحاظ كنيم و اين را به تمام سازمانها و ارگانهايي كه در زمينه تئاتر دفاع مقدس فعاليت دارند انعكاس دهيم. در واقع شايد يك ضعف اساسي كه در اين چند سال شاهد آن در زمينه آموزش و پژوهش دفاع مقدس بوده ايم، پراكندگي بخش سياستگذاري و مديريتهاي كلان در تئاتر مقاومت بوده و همچنين ارتباط اندكي كه اين نهاد ها و ارگان ها با هم داشتند و نميدانستند كه هر سازمان چه فعاليتي را انجام ميدهد و يا چه برنامههايي را در دست اجرا دارد . آن سازمان يا نهاد ممكن بود به يك دوباره كاري و تكرار در كارها برسد و دوباره از جايي شروع كند كه سالها قبل نهاد يا ارگاني شروع كرده بود و كارهايي را هم انجام دهد كه سازمان يا نهادي پيش از اين انجام داده بود. خارج از اين سيستم هم بايد جرياناتي بعنوان منتقد وجود داشته باشد. شايد افرادي كه خودشان درگير كار مديريتي ، برگزاري سمينار و يا هدايت يك جريان فرهنگي هستند، برايشان سخت باشد كه بخواهند خودشان را نقد كنند. بنابراين نقدي كه خارج از اين سيستم صورت ميگيرد ميتواند بسيار كمك كننده و سازنده باشد. اين همايش ميتواند در زمينه اصلاح سياستگذاريها، نگاه به مديريت در سطح خرد و كلان، برنامهريزي، آسيبشناسي تئاتر دفاع مقدس، مخاطبشناسي و جايگاه مردم به خصوص چشماندازي كه ما براي تئاتر دفاع مقدس و تعريضي كه از آن براي جامعه داريم كار كرد مثبتي داشته باشد. قاعدتاً تعريضي كه در دهه شصت از تئاتر دفاع مقدس داشتيم با تعريضي كه الان بايد از آن داشته باشيم، تفاوت اساسي دارد. امروز با نسلي روبرو هستيم كه دوران دفاع مقدس را همانند نسل پيشين لمس نكرده اند . بنابراين بخش دانشجويي كمكي است كه نسل جوان بتواند، اول اينكه ياد بگيرد چگونه ميتوان ايدههاي جديد را مطرح كرد، دوم اينكه چگونه ميتوان يك پروسه تحقيقي را شروع و به سرانجام رساند و سوم اينكه چطور ميتوان درباره فرهنگي كه بخشي از تاريخ آنها را ساخته فكر كند و در نهايت ديدگاه خود را در اين زمينه ارائه دهد. بنابراين حلقههاي گمشده را بايد در همين پژوهشها پيدا كنيم ، آنها را به بخش دانشگاهي وارد و بخش دانشگاهي را هم با بخشهاي توليدي و سياستگذاري پيوند دهيم.