جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:



به بهانه انتشار کتاب "ترانه نمایش های پیش پرده خوانی در ایران" نوشته دکتر اردشیر صالح پور
پژوهش در تاریخ شفاهی نمایش
چهارشنبه 25 شهریور 1388 - 12:43

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 326

مهدی نصیری:کشف سیستم واقعی ترانه نمایش های پیش پرده خوانی همچنان که از نامش بر می آید ترکیبی نوین و بدیع است و چنین پیشنهاد و گزینه ای تا کنون در فرهنگ نمایش ایرانی به درستی معرفی نشده است.
انتخاب این نام بر این قالب و هنجار، تمایلی برای گرایش به نمایش های مردمی و انطباق و همانندی آن با ترانه های عامیانه ایرانی است که اتفاقا در فرهنگ ما سرشار از ظرفیت های نمایش اند و ماحصل آنکه این گونه هنری (ترانه نمایش ها) از یک سو حاصل اکتشاف و از دیگر سو حاصل اختراع هنرمندان خلاق و مبتکر در دوره ای خاص از تاریخ نمایش ایرانی به شمار می روند که متاسفانه علیرغم بدعت و ابتکار و پیوندهای زنده مردمی دیری نپائید و به یک جریان متداوم و روزآمد تبدیل نگردید و پا را از روزگار درخشان خود فراتر ننهاد و درست در ایام بلوغ خود ناکام ماند.
این عدم پیوستگی ها به نظر می آید ریشه ای عمیق و عادتی دیرینه در تاریخ و فرهنگ ایرانی دارد. هر گاه که پدیده ای به نضج و انسجام نزدیک و نائل آمده دیر یا زود، به ناگاه به انقطاعی ناخواسته و ناموزون از اعتبار و هستی چنان ساقط گردیده که حتی صبغه و سابقه آن به سختی و دشواری به نسل بعدی انتقال می یابد.
برای نقد و شناسایی هر مقوله ای نیاز به مجموعه ای از اطلاعات و امکانات و اخبار و مستندات است. اما اوضاع بحرانی سیاسی ادوار و عدم تثبیت منزلت و جایگاه حقیقی و حقوقی هنر و هنرمند و سنت فرهنگ شفاهی دسترسی به پیکره و شواهد را ناممکن ساخته و به همین دلیل پژوهشگر مدام در هاله ای از ابهام و تردید قرار می گیرد.
علیرغم گذشت یک و نیم قرن از آشنایی و حضور و چالش و خلق و پویایی تئاتر به سبک و سیاق غربی اش، و فراز و نشیب های بسیار تئاتر ایران، با آن شروع طوفنده و غریب که محصول شرایط سیاسی – اجتماعی دوره گذار از سنت به مدرنیته بود و نیز همپا با نهضت مشروطه و آزادیهای اجتماعی و فردی و وصل و گسست های ناخواسته و شکافهای عمیق بر اثر اختناق و سانسور، ضرورت دارد تا اکنون که دغدغه بحران هویت در تار و پود فرهنگ این دیار ریشه دوانده و موجودیت ما را به مخاطره افکنده با مشاهده ای دقیق و تجزیه تحلیلی موشکافانه و اسنادی، زیبایی شناسی و انگاره های نمایش ایرانی را بازیابیم و در آزمونی جسورانه و حقیقی درباره نمایش خودی و مشتقات و ملحقات آن به بحث و تبادل نظر بنشینیم.
کشف قانون مندیها، درک و رمزگشایی وضعیت تئاتر ایران و معضلات مبتلا به امری، نیست که به آسانی قابل حصول باشد. بی شک نیل به چنین مقوله ای مستلزم پرداختن به اوضاع تاریخی و شالکه های تعیین کننده در آن دوران است.
قطعا در نخستین گام می بایست مسائل سیاسی و سیطره های حکومتی و اوضاع اجتماعی را مدنظر داشت.
سلطه و سیطره انکارناپذیر سیاست و چتر گشوده آن به دلیل نبود دموکراسی جائی را برای حیات آزادی های فرهنگی و اجتماعی نگذاشته و هنر همواره از منظر ابزاری برای تحکیم مبانی قدرتها مطمح نظر بوده، که زمینه های اضمحلال و انحطاط را پیش از پیش محتمل می سازد و ترانه نمایش های پیش پرده خوانی که برآمده از نیازهای حقیقی و حیات فرهنگی اجتماعی دوره پس از اختناق بیست ساله رضاشاهی است علیرغم رشد وتعالی و موفقیتهای چشمگیر و استقبال مردمی در دوران کوتاه آزادی بار دیگر سر به محاق خاموشی و فراموشی می برد و در این میان، انقطاع و گسست از آن منظر حاصل می شود که دولت پهلوی دوم، زمینه پذیرش هیچ نوع انتقاد و اعتراضی را تاب نیاورده و سریعا کمر به نابودی آن می گمارد.
پیش پرده خوانی یکی از ریختارهای ادبی – نمایشی، موسیقیائی و در عین حال مردمی نمایش ایران است که به رغم ریشه های کهن و معاصر و علیرغم گستردگی و ظرافت آن، مورد تحقیق دقیق قرار نگرفته و نسبت آن با تئاتر و نمایش ایرانی آشکار نگردیده است.
این ترانه نمایش ها با توجه به رشد و استقبال کم نظیر مقومی برای تئاتر ایران به شمار رفته چرا که علاقمندان بسیاری را به تماشاخانه های تئاتری کشانده است. اشعار و ترانه های موسیقیایی و طنزآمیز با لحنی انتقادی برای مردمانی که نیاز به ارتباط اجتماعی داشته و عطش گفتگو در جانشان بیداد می کرد در حکم و به منزله نقد و مکاشفه زندگی و بحران های اجتماعی آن روزگار قلمداد گردیده و به جستجوی راه حلی برای ارتباطات عمومی و نیازهای خود از این طریق بودند. مردمی که با کشف دوباره خود و امکانهای فرهنگی خویش و از آن جمله زبان و گویش شفاهی و یا فرهنگ غیر رسمی و ثبت ناشده به گونه ای هنری نائل آمده که آینه دار و تجلیگاه یک دوره تاریخی است.
هنری که معاصر هنرمندانش بوده و مهم ترین خصیصه آن کشف اعتراضهای اجتماعی و ترغیب آنان به رفع نقایص و کاستی هاست.
خاصیت زنده بودن تئاتر از همین جا شکل می گیرد. تئاتری که همپا با حوادث روز نفس بکشد، حرف بزند، اعتراض کند و دغدغه های فرهنگی مردم را به صحنه بکشد، تداومی با گذشته داشته باشد درست در حالی که ، همواره با افق های تازه و پیش رو نسبت های زنده خود را حفظ کند و زندگی پذیرد، می تواند یکی از اشکال رشد فرهنگی یک جامعه تلقی گردد.
سنت نمایش ایرانی و از آن شمار ترانه نمایش های پیش پرده خوانی به چرخه فعالیت های نمایشی دوران خود، با حفظ هویت و ضرورت، ترکیب و پیوند داشته و سندی زنده و پویا از مناسبات دوران خود بوده اند. آنان خونی تازه به کالبد فرهنگی جامعه خود می ریخته تا از انزوا و تجرید مصون بمانند. ارتباط و همدلی دو جانبه غایت تئاتر است درست برخلاف دوران اخیر که تئاتر ایران و سنت های نمایشی ، در یک انفعال و گسست فرهنگی دست پا زده و در فاصله ای بعید با مردم و معضلات آنان قرار دارند.
نگهداری غیر فعال سنتها بدترین آسیب است و اتفاقا آموزش هنر سنتی پس از فراگیری و اجرا در دل خود حاوی ارزش های نوین و انگاشت های تازه خواهد شد هم چنان که موزه ها برای پیشگیری از فراموشی ایجاد می شوند و فراموشی مقدمه نادانی و بی خبری است.
آنچه هنر سنتی را مشخص می کند استمرار خاطره است که ساخت ذهن را وسیع و محفوظ می نماید و مجموعه آنها همان است که نظام فرهنگی اش می خوانند. این نظام فرهنگی بیرون از انسان قرار دارد و خود مولد و زایشگر فرهنگ است و همه اینها نوعی وفاداری به خاطره های فرهنگی است.
نگهداری فعال، مستلزم درک تاریخی است . این همان کاری است که می تواند تئاتر ما را نجات داده و هویت بخشد چرا که گسست های تاریخی بزرگترین آسیب ها را بر پیکره تمدن ما روا داشته و تاریخ ما را از پویایی باز داشتند اما با درک صحیح می توان همه عوامل را از نو ساخت و فرهنگ را استمرار بخشید.
سنت، تقلید کورکورانه از نسل گذشته نیست، در برابر سنت بهترین روش آن است که نه تسلیم محض شویم و نه آن را یکباره انکار کنیم. بلکه استفاده صحیح و دقیق بر اساس تجربیات و موشکافی دقیق و انطباق و رفع نواقص برای همیشه می تواند آن روش سنتی را خاطره انگیز و زنده کند.
تئاتر در ذات خود هنری زنده و پویاست و موزه ای کردن آن خلاف ذات و فطرت اوست اما در کنار آن و مهم تر از آن باید هنری ایجاد کرد که آن را تئاتر مردمی می گویند و به نظر می آید بالنده ترین وجه ترانه نمایش های پیش پرده خوانی نیز از همین منظر بر جنبه های مردمی اش استوار بود.
هنری زنده و پویا و فعال که نسبت به دنیای پیرامونی خود واکنش های سریع و مستقیم اعمال می کرد و نبض حوادث روز را در دست داشت. همدم با مردم نفس می کشید و پابه پای آنان در معبر حوادث گام می گذاشت، در غم و شادی های مردم شریک و سهیم بود. کما بیش همه اقشار و طبقات نگرانی های اجتماعی خود را در آینه نمایش باز می یافتند و نمایش به ساده ترین شکل با آنان نه فقط همکلامی که همدلی می کرد.


< مقاله بعدی                          مقاله قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل مقالات سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei