 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
نتیجه گیری و برداشت در تئاتر جنگ،1
یکشنبه 08 شهریور 1388 - 13:27 |
|
|
|
|
|
صابر محمدی:(قسمت اول)حوادث و رویدادهای جنگ تحمیلی تحت هر شرایط و با هر ویژگی که داشته باشند، مربوط به آن دوران و زمانه بوده اند و حالا که چندین سال ازپایان دوران دفاع مقدس می گذرد، نمی توان توقع داشت که همه آنچه در آن زمان گذشته است را امروز نیز بایست الگو قرار داد و به همان شکل دریافت و درک کرد و درباره اش نتیجه گرفت.
رویدادهای تاریخی و از آن جمله جنگ ها همواره موضوع مهم بسیاری از تئاترها در جهان بوده اند. اما اینکه منظور از این پرداخت و محمل قرار دادن تاریخ جنگ چه کارکرد و ویژگی مفیدی می تواند داشته بحث دیگری است که در مورد آن می توان با دقت بیشتری برخورد کرد.
شاید نگاهی به نمایشنامه معروف پارسیان نوشته اشیل بتواند، به بخشی از این سوال ما پاسخ بدهد. نمایشنامه پارسیان در سال 472 پیش از میلاد نوشته شده است و تجسم بخش جنگ سالامین است که در آن سپاه آتن، بعد از سالها نبرد بالاخره سپاه پارسیان و خشایارشاه را شکست می دهد.
اما این نمایشنامه ده سال بعد از پایان جنگ سالامین به روی صحنه می رود و اجرا می شود. در واقع مردم یونان ده سال پس از سرگذراندن بحران دور هم جمع می شوند و به تماشای لحظه ای بحرانی از حیات خود می نشیند و این نخستین اقدامی است که در آن مردم توانسته اند برای فاصله گرفتن و تفکر نسبت به بحرانی که روزی آن را پشت سرگذارده اند دور هم جمع شوند و با نگاهی دقیق تر بحران را درک و تفسیر کنند.
داوید لسکو در پیشگفتار کتاب "هنر نمایشنامه نویسی جنگ" به این کارکرد ویژه تئاتر جنگ و نتایج سیاسی و اجتماعی آن می پردازد و چنین نتیجه گیری می کند که: "... اینجا تطابق بین اثر، و زمانش و مخاطبش کامل است و انسان هوس می کند نتیجه بگیرد که تئاتر با جنگ زاده می شود و جنگ به عنوان انگیز بحران و تهدیدی که روی زندگی و کارکرد مردم زندگی می کند، منشاء پیدایی تئاتر تراژیک و گستره سیاسی آن است."1
بدین ترتیب جنگ در پارسیان، فراتر از زمان و مکان خود می رود و قصد نمایش و نشان دادن گذشته و ترسیم فرازهایی از آینده را دارد. در واقع بین مردمی که به تماشای نمایش پارسیان نشسته اند، شاید گروهی از آدمهایی که در جنگ شرکت داشته اند نیز، هستند. اما اینها طالب تماشای وقایع گذشته نیستند. این تماشاگران و بسیاری از تماشاگران همراه آنها می خواهند حالا با فاصله و وقت بیشتر اتفاقات را ارزیابی و تعبیر و تفسیر کنند. آنها نمی خواهند شکوه فتح و پیروزی خودشان یا شکست امپراطوری بزرگ پارسی را ببینند، بلکه بدنبال تفکری انتقادی درباره گذشته و همچنین دستیابی به نتیجه و برآیندی مطلوب برای آینده هستند.
این تعاریف البته درباره تئاتر دفاع مقدس ما و وقایع دوران جنگ تحمیلی کاملا متفاوت است و ساده انگاری است، اگر بخواهیم تمام رویدادهای این دو واقعه را با هم مقایسه و منطبق کنیم. تفکر و فلسفه و روش ما در تئاتر دفاع مقدس با آنچه که در نمایش ها و تئاترهای معمول جنگ متداول است، تفاوت دارد. این تفاوت هم البته از آن رو نیست که دیگران در تئاترهایشان جنگ یا دفاع خودشان را نستوده یا مدافع دیدگاه های دورانشان نبوده اند. کما اینکه در بسیاری از این تئاتر و از جمله همین نمایشنامه پارسیان جنگ از طرف خودی ها ستوده شده و پیروزمندانه و مقدس شمرده شده است و پیروزی بر دشمن وظیفه و نتیجه مقدس بوده است.
اما رویکرد غالب در آثار نمایشی دفاع مقدس مبتنی بر انگاره های مذهبی، انگیزه های شرقی و اعتقاد ماورایی است. این رویکردها دست کم در بسیاری از نمایشنامه ها و آثار دفاع مقدس چنین صورتی دارد.
اما آنچه که در این فرصت می خواهیم به آن بپردازیم، نگاه امروزی به موضوع جنگ است. نگاهی که می تواند عوامل و انگیزه های گذشته را در خود داشته باشد، نتایج واقعه را در امروز به نمایش بگذاردو همچنین چشم اندازی از تاثیراتش در آینده را نیز ترسیم و ارائه کند. با این رویکرد نتیجه گیری از یک بحران تاریخی و اجتماعی می تواند کاربردی و مفید باشد و گذشته، امروز و حال مردم و مخاطبان را نیز در معرض شناخت و ارزیابی قرار دهد.
در واقع این همان شیوه ای است که درام غربی در پیوند با موضوع جنگ همواره به آن مقید و متکی بوده است. درام غربی بی آنکه خود را در قید و بند محوریت های نمایش واقعه در صحنه و تقلید جزء به جزء واقعیت و رویداد باشد، آن رویداد را از زاویه نگاه خود و برای تعریف سودمندی مشخصی تفسیر و ارائه می کند.
در همین نمایشنامه "پارسیان" اشیل، که در سپاه یونان بوده و به طور قطع از اتفاقات رویدادهای متاثر از جنگ در گروه آتنی ها آگاهی و شناخت بیشتری دارد، به گونه ای دیگر عمل کرده و اتفاقات نمایش نامه اش را در سپاه شکست خوردگان – پارسیان- پرداخت و تنظیم می کند و از این منظر به تکمیل شناخت یونانیان از جنگ می پردازد. در حالی که به خواست خود نیمه پنهان رویداد را برایشان آشکار و معلوم می کند.
"جنگ به نظر می رسد هرگز تئاتر غربی را ترک نکرده و پیوسته یکی از عوامل ممتاز آن را تشکیل داده است و همیشه هم به عنوان یک عمل نمایشی از صحنه غایب بوده است. بر خلاف شیوه ای که اصرار بر گرد آوردن شکل های مختلف جنگ در نمایشنامه دارد، بیشتر مبتنی بر پرس و جوی ناشی از یک غیبت است."2
اما جای خالی چنین پرداخت و نگاهی به وضوح در نمایشنامه های دفاع مقدس خالی است و اغلب نمایشنامه های این حوزه از تئاتر ما با این پیش فرض نوشته شده اند و به روی صحنه می روند که رویداد و اتفاق – عمل- در ذات خود خالی از هر گونه برداشت و تاثیر بیرونی و مختص تفکر و شناخت درونی و انگیزه های مقدس و ماورائی است.
از همین روست که ضعف عمده باورپذیری و واقعیت پردازی در بیشتر آثار دفاع مقدس تئاتر ما دیده می شود و ناگزیر بخش های مهمی از کار تئاتر دفاع مقدس را با آسیب و اشکال مواجه می سازد. در واقع مهمترین کاستی چنین پرداخت و نتیجه گیری را می توان به محدود سازی دامنه اطلاعات، تکرار و محدودسازی دامنه عمل گرایی رویداد و محدودیت تفکر نسبت داد.....
پی نوشت:
1.هنر نمایشنامه نویسی جنگ – داوید لسکر- ترجمه نادعلی همدانی- نشر قطره- چاپ اول 1383-صفحه 12و11
2.همان کتاب- صفحه 13و14
|
|
< مقاله
بعدی
مقاله
قبلی > |
|
|
|