 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
گونه های نمایشی و تئاتر دفاع مقدس
حماسه فتح خرمشهر و تئاتر مستند،2
چهارشنبه 28 مرداد 1388 - 13:24 |
|
|
|
|
|
مهدی نصیری: اگر چه آنچه که پیتروایس و اروین پیسکاتور درباره تئاتر مستند و به خصوص درباره نمایش مستند جنگ می گویند، به طور ضمنی با هدف دستیابی به تئاتری سیاسی و با رویکردهای تند انتقادی مورد اهمیت قرار می گیرد، اما تئاتر خرمشهر به عنوان یکی از مهمترین محمل ها و بسترهای تئاتر مستند و واقعی رویدادهای جنگ تحمیلی، در حوزه موضوعات مربوط به مقاومت و ایثار نیز نمی تواند از بخش هایی از آن بی بهره باشد.
بنابراین درباره تئاتر مستند و کارکردها و ویژگی های آن به مباحث کوتاه پیشین – در حد اشاره- اکتفا می کنیم و ضمن تاکید بر اهمیت و تاثیر احتمالی بکارگیری و ورود آن در تئاتر جنگ و مقاومت بحث را درباره خرمشهر و تئاتر واقعی خرمشهر در حوزه ای دیگر ادامه می دهیم.
شگرد برشتی که مبتنی بر روند یک استراتژی دیالتیک است، در مقیاس خطابه همچون مقیاس قصه اعمال می شود. "ننه دلاور و فرزندانش" معروف ترین نمونه آن است که می خواهد جریان تراژیک را نمایش دهد، برای اینکه از برخورد با جنگ به عنوان سرنوشتی فوق بشری که – چیزی در این دنیا جلودار آن نیست- دست بردارد. اما برای نشان دادن مکانیسم های، عملکرد برشتی روی یک ساختار متناقض تکیه می کند. (3)
شاید بهترین و نزدیک ترین شیوه تجربه شده در حوزه تئاتر جنگ که می تواند به تئاتر دفاع مقدس و نمایش ایثار در کشور ما نزدیک شود و همچنین شگرد مناسبی برای به نمایش درآوردن واقعیت های خرمشهر بر روی صحنه تئاتر باشد، شکل تئاتر حماسی برشت است.
تئاتر برشتی از یک سو به واسطه تمرکز، توجه به قصد و روایت داستانی می تواند، ساختار و فوم مناسب و مورد انتظار را در اختیار تئاتر ما قرار بدهد و از سوی دیگر به واسطه نگاه حماسی و رویکردهای محتوایی و ژرف ساختی اش قرابت و نزدیکی بیشتری با تئاتر ما در حوزه ایثار و شهادت و درگستره تئاتر دفاع مقدس را داراست.
از طرف دیگر آنچه این نزدیکی را به بحث ما در این مقاله نزدیک می کند، می تواند اهمیت بسیار زیاد رویکرد و توجه برشت به مسئله تاریخ باشد. به هر حال در حوزه تئاتر جنگ تحمیلی در به نمایش در آوردن وقایع و رویدادهای دوران جنگ در خرمشهر بخش مهم و نیز قابل انکاری که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت، مبحث تاریخ است. تاریخ، حماسه و روایت همان مولفه های مهم تئاتر برشت هستند که براحتی می توان آنها را در تئاتر دفاع مقدس و مقاومت خودمان هم مورد جستجو و تحقیق قرار داد.
از دیگر سو، رابطه این تئاتر حماسی برشتی در تقابل با نیروهای متخاصم و متقابل با مواجهه ای تراژیک همراه می شود که می تواند برخی ضعف ها و کاستی های موجود در تئاتر دفاع مقدس ما را بپوشاند و در ترکیب با واقعیت های جنگ تحمیلی در خرمشهر فضا و تصویری ملموس، واقعی و جدی تر را به اجرا بگذارد.
نمایشنامه های برشتی نیز جنگ را زیر نشانه نقد جا می دهند، همان گونه که در پیش درآمد این مبحث می توان به آن اشاره کرد: نقد برشتی تاریخ رسمی، در واقع پیش از هر چیز انتقادی است از جنگی که به عنوان مقابله پهلوانی ، تجربه افتخار آمیز- در اصل تراژیک نوع بشر مطرح شده است.
در مورد آنچه که در این مبحث مورد نظر ماست- یعنی تئاتر جنگ تحمیلی خرمشهر – و مطابقت با موضوعی که درباره برشت مطرح شد، بهتر است برای نمایان تر شدن کمبودها و اصرار به ارائه یک الگوی مناسب برای بهبود کیفیت تولید آثار یکی از مهمترین نمایشنامه های برشت را نمونه بیاوریم و با همه داستانهایی که در تئاتر جنگ خرمشهر وجود ندارند و می توانند وجود داشته باشد مقایسه کنیم.
برشت در ننه دلاور به زیبایی توانسته واقعیت ها و رویدادهای مهم واقعی تاریخ دوران جنگ آلمان را در این نمایشنامه به اجرا بگذارد، اگر این چنین است چرا یک نمایشنامه دفاع مقدس نتواند تصویری واقعی و دقیق از رویدادهای تاریخی خرمشهر زمان جنگ را همراه و در قالب یک داستان با ساختاری این چنینی به نمایش بگذارد.
نمایشنامه برشت در عین حال که نمایشنامه ای منتقد و معترض است، مسائل مختلفی را در تضاد با انتقادها و مضرات و تاثیرات منفی جنگ مطرح می کند. اما ازهمه اینها مهمتر اینکه قهرمانی حماسی را در نمایشنامه اش به تصویر می کشد که ایثارگر و معتقد است و پرداختن به آن می تواند از مهترین اهداف تئاتر مقاومت و ایثار باشد.
مسئله مهم دیگری که می تواند به طور جدی و واقعی جنگ تحمیلی در خرمشهر را در بازخورد و انتقال موثر و مطلوب با مخاطب قرار دهد و به واقعیت آن نزدیک باشد به حضور مردم در جنگ و دفاع عامه مردم در برابر حمله دشمن بر می گردد. این مقوله به لحاظ اهمیت به حساب آوردن مردم به عنوان موضوع تاریخ می تواند قابل تامل باشد. همچنان که نمایشنامه نویسان جنگ مدرن مساله نمایش عامه مردم در روی صحنه تئاتر را مطرح کرده اند و این مسئله در قرن اخیر مکررا مبادی و تحول فرم حماسی را همراهی می کند.
چنین رویکردی البته ممکن است که بسیاری از اصول و قواعد درام را در تقابل و مواجه با بدعت نمایشی مدرن قرار بدهد. اما مهترین و تاثیرگذارترین نتیجه آن می تواند به نزدیک تر شدن بازنمایی واقعیت در صحنه، کاستن از رابطه فرد به فرد و جزئیات آن و در عوض افزودن بر رویکردها و جنبه های تاریخی و اجتماعی اثر منجر گردد.
در این صورت است که جنگ تحمیلی و ایثار مقاومت مردم خرمشهر در گستره و سطحی وسیع تر و در انطباق با وقایع تاریخی و اجتماعی آن قدرت پردازش در بستر یک داستان و به اجر در آمدن در قالب نمایش را پیدا می کنند.
جنگ تحمیلی و همه رویدادها و وقایع آن در مجموع بخش مهمی از اتفاقاتش را در خرمشهر و دوران اشغال آن، در مقاومت و ایثارگری مردم عادی و معمولی شهر و در آزادسازی و مقاومت این شهر نهفته دارد و تاریخ این جنگ بدون خرمشهر و وقایع و رویدادهای آن تعریف شدنی نیست. بنابراین امکان ندارد تئاتر دفاع مقدس در ساختار کلی تئاتر ما شکل بگیرد، صحبتی از موضوع و مضمون ایثار در تئاتر به میان بیاید و بحث از مقاومت باشد اما نام خرمشهر مطرح نشود و مورد اشاره و تاکید قرار نگیرد.
بنابراین همانگونه که جنگ تحمیلی بخشی از مهمترین رویدادهایش را مدیون حماسه سازی های خرمشهر است، تئاتر دفاع مقدس و ایثار هم ناگزیر می بایست بیانگر این بخش مهم از تاریخ باشد.
تئاتر مستند و گرایش به آزمودن شیوه ها و سبک های جدید و کاربردی شاید یکی از راههای بیانگری در این حوزه باشد، شاید بتوان با نزدیک کردن مستندات و واقعیت های آن دوران به جریان تولید، تقویت علم و عمل در حوزه کار هنرمندانی که جنگ راتجربه کرده اند، بخشی از ضعف های این تئاتر و تاریخ آن را به قوت تبدیل کرد؛ و بالاخره شاید راهی برای تحقیق درباره شیوه های تکنیکی و ساختاری مشابه با تئاتر جنگ تحمیلی در خرمشهر و سایر وقایع مشابه وجود داشته باشد تا از این طریق الگو و ابزار مناسب در اختیار تئاتر ما هم قرار بگیرد.
اما در کنار همه اینها آنچه از هر چیز دیگر مهمتر است اینکه خرمشهر و خاطرات آن حالا بخش مهمی از تاریخ ایثارگری و مقاومت ما هستند و خوب است که بدون افراط و تفریط و آنگونه که شایسته است ، در گستره هنرهای نمایشی دستمایه کار و تولید آثار فاخر و مطلوب تئاتری قرار گیرند.
پی نوشت:
3.همان کتاب – ص 51
|
|
< مقاله
بعدی
مقاله
قبلی > |
|
|
|