 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
قصه های عامیانه و ادبیات دراماتیک،1
چهارشنبه 07 مرداد 1388 - 14:19 |
|
|
|
|
|
محمد حنیف: (قسمت اول)
مقدمه : قصه ها و مثل های عامیانه فارسی را می توان منبعی مهم و با ارزش برای شناسایی زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم در قرون گذشته دانست. این قصه ها چون از دل مردم برخاسته و مبتنی بر روان شناسی و جامعه شناسی هر قوم خلق شده است، جذابیت زیادی در نزد عامه دارد.
علاوه بر قصه های عامیانه، مثل ها نیز با توجه به رواجشان در گفتار روزمره عامه مردم و در نتیجه آشنایی ایشان با شکل و زمینه های مختلف ارائه آنها، حلاوتی خاص برای مردم دارد. این مهم به خصوص وقتی برای عامه دلنشین تر می شود که رسانه ملی به طرح ضرب المثلی اقدام کند که بر پایه داستانی دراماتیک خلق شده باشد.
اغلب پژوهشگران وادی ادبیات داستانی بر این باورند که داستان نویسی نوین ایران با سیدمحمدعلی جمالزاده و صادق هدایت شروع شده است. آنها می گویند، همه حکایت ها و مثل ها و افسانه هایی که بیش از یکی بود یکی نبود جمالزاده و بوف کور هدایت قلمی شده، جملگی فاقد ویژگی های فنی داستان کوتاه و یا رمان بوده و آن آثار را باید در انواع خاص خودشان بررسی نمود. قصه های عامیانه و مثل های قصه دار ادب فارسی نیز بخشی از این انواع ادبی به شمار می روند.
زمان خلق اولین قصه عامیانه به درستی معلوم نیست، ولی یقینا خلق قصه های عامیانه با زایش کلام معنی دار همراه بوده است و تخیل آدمی هم همواره در تحول قصه های عامیانه نقش اساسی ایفا کرده است. وجود روایت های متفاوت از قصه ای واحد مبین این ادعاست. به هر حال راویان برای جذاب تر نمودن قصه های خود، بر پیچیدگی های آن افزودند و قصه را در هزار توی خود مرموزتر و پرجاذبه تر می نمودند. خصوصیت مهم قصه های عامیانه ایرانی و هندی، یعنی قصه در قصه، نوعی از پیچیدگی ساختاری قصه ها به شمار می رود که حاصل تحول سالیان سال است. این خصوصیت گاه برخی قصه ها را تا حد یک معما پیچیده می کند.
ماترک ادبی پارسی زبانان- هر چند تاثیرات زیادی از فرهنگ های اقوام غالب و مغلوب پذیرفته- دارای اختصاصات جالب توجهی در قالب و محتوای خود است. عنایت به این ویژگی ها می تواند اقتباس گر را در بازسازی و ارائه فیلم یا نمایش دیدنی یاری دهد. برنامه هایی که با توجه به خصوصیات قصه های اصیل ایرانی ساخته شده اند، می تواند زمینه آرامش بیشتر قوم آریایی را در گهواره زمانی که همچنان پرشتاب به پیش می رود، فراهم آورد.
قهرمان های قصه های ایرانی، چه در اندازه های اسطوره ای، حماسی و یا عرفانی، غنایی خود، حامل اندیشه و تخیل پیشینیان ماست. درونمایه های این قصه ها، غالبا با حیات اجتماعی فرهنگی ایرانی آمیختگی و پیوستگی نام دارند و واضح است که پرداختن به آنها به معنای نمایاندن گوشه هایی از گذشته ای است که نادیده ، آشنا می نماید، آشنا، آرامش بخش و آموزنده.
مفاهیمی همچون عدل، راستی ، درستی، نجابت، تواضع... در طول تاریخ، همواره در انبان فرهنگ ایرانی یافت می شده است. هر چند اقوام دیگر نیز از آن بی بهره نبوده اند، اما مفاهیمی چون داد و دهش و قهرمان هایی چون رستم و اسفندیار، در فرهنگ ایرانی معنای خاص خود را یافته اند. معنایی که دیگر فرهنگ ها را با آن آشنایی نیست. پس پرداختن به قصه های ایرانی از نظرگاه ارزشهای محتوایی در خور توجه اشان ضروری است. البته باید توجه داشت که این راه را پیشینیان ما، در خلال سالهای سال پیموده اند، پیموده اند و در گذر از فراز و فرودهای زمانه صیقل اش داده اندو هر چند امروز نیز پیش از قبول آن، سزاوار تأملی در خور است، اما ملاط آن که با اندیشه ایرانی – اسلامی در هم آمیخته ، می تواند همچنان هویت بخش ایرانیان امروز نیز باشد.
اما این قصه ها و همچنین مثل های قصه دار، از نظرگاه ساختاری هم دارای قابلیت های در خور توجهی هستند. اصولا آنچه باعث ماندگاری آثار ادبی می شود، نه تنها محتوای سترگ آنها ، که ساختار هنرمندانه اشان هم هست. در اغلب قصه های عامیانه فارسی، انواع کشمکش های درونی و بیرونی به چشم می خورد؛ کشمکش بین انسان و انسان. انسان و جامعه، جامعه و جامعه ، کشمکش انسان با طبیعت ، کشمکش انسان با خود و انسان با سرنوشت اساس بسیاری از قصه های عامیانه فارسی است . قهرمان های قصه های عامیانه فارسی در عمل و گفتار و توصیف تصویر می شوند، هر چند عموم آنها همچون یکدیگر سخن می گویند و این یکی از شاخص های قصه های عامیانه و تفاوت های آن با قصه های امروزی است، اما در هر حال قصه های عامیانه فارسی ، همواره از عنصر گفت وگوی موثر و پیش برنده سود می جویند و با این خصوصیت از روایت صرف دور می شوند.
گاه ویژگی قصه در قصه که بارها در قصه های ایرانی خود را نشان می دهد، حوادث را پیچیده تر از سطح فهم متوسط مخاطبان نموده و اینگونه تعقل و اندیشه مخاطب را به چالش می خواند.
قصه های عامیانه هر چند با عناصر ضد داستان خود همواره به مخاطب نهیب می زند که روایت ها واقعیت ندارند، اما با ایجاد علاقه مندی مخاطب نسبت به قهرمان ها، وی را با بحران ها همراه گردانده وبه انتظار می نشاند.
قصه های عامیانه از جنبه های مختلف واجد اهمیت هستند. این قصه ها، علاوه بر ارزش های تربیتی و آموزشی که دارند، سرچشمه بسیاری از آثار ادب کهن (ادبیات رسمی و مکتوب) قرار گرفته اند و همچنین هسته اصلی بخش هایی از تاریخ اسطوره ای و حماسی ایران را تشکیل داده اند. علاوه بر این، بی توجهی بسیاری از مورخان به وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم و پرداختن صرف ایشان به تاریخ سیاسی و زندگی شاهان، سبب گردیده که قصه ها، منابع مهمی در راستای شناخت وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم در قرون گذشته قرار گیرند و ضعف کتاب های تاریخی را تا حدودی بپوشانند. به همین دلایل است که مقوله فرهنگ عامه در قرن حاضر، مورد توجه مسئولین فرهنگی بسیاری از کشورها از جمله ایران قرار گرفته است.
اگر چه قسمت اعظم قصه ها و مثل های عامیانه به صورت شفاهی در میان مردم رواج دارد، با این حال بخشی از این جلوه های ادبیات عامه، به صورت مکتوب هم در دسترس علاقه مندان آن قرار گرفته است. مطالعه ادبیات کهن نشان می دهد که بسیاری از قصه ها و مثل های عامیانه موضوع اصلی برخی کتب ادب کهن بوده است . به هر حال وجه مشخصه همه این قصه ها و مثل های عامیانه، اتکای آنها به فرهنگ عامه و نامعین بودن آفریننده اولیه آنهاست.
در این میان، به خصوص قصه های عامیانه، گونه های متنوعی از قصه های پریان، اسطوره ها ، حکایت اخلاقی ، افسانه های پهلوانان و حکایت مربوط به حیوانات را شامل می شود.
مثل ها را نیز می توان با توجه به ساختار و محتوا، به دسته های مختلفی تقسیم کرد که مثل های مبتنی بر قصه ها، یکی از این گونه ها به شمار می رود. این نوع مثل ها کاربرد زیادی در ادبیات دراماتیک دارد. بسیاری از قصه های عامیانه به وسیله نویسندگان امروز بازنویسی و حتی بازآفرینی شده اند و هسته اصلی فیلم هایی جذاب چون "حسن کچل" و "سیندرلا" قرار گرفته اند.
برخی از قصه های عامیانه و مثل ها ارزش هنری بالایی دارند. این قصه ها و مثل ها عموما علاوه بر داشتن درونمایه های آموزنده قابلیت های نمایشی مناسبی نیز برای تبدیل شدن به فیلم و نمایشنامه دارند. قصه های عامیانه و قصه هایی که اساس برخی مثل ها قرار گرفته اند نیز همچون رمان ها و داستان های امروزی برای تبدیل شدن به فیلم و نمایشنامه ، بایددارای خصوصیاتی همچون پیچیدگی ، قهرمان سازی و استفاده صحیح از بحران و اوج باشند.
خوشبختانه عموم قصه های عامیانه از زاویه دید سوم شخص و یا دانای کل روایت شده اند که این خود یکی از قابلیت های مهم نمایشی آنها به شمار می رود. علاوه بر زاویه دید، اگر قصه های عامیانه از عناصر داستانی دیگری همچون گره افکنی، کشمکش و ایجاد بحران هم به اندازه کافی بهره برده باشند، می توان آن قصه ها را، قصه هایی قابل اقتباس قلمداد کرد و در راستای فیلم نامه نویسی و نمایشنامه نویسی از آنها سود جست.
تلاش برای تدوین فرهنگ عامه فارسی در قرن معاصر، اولین بار ، توسط علی اکبر دهخدا و با جمع آوری و تدوین فرهنگ عظیم امثال و حکم انجام گرفت. سپس صادق هدایت در بخش باورهای عامه و پروین گنابادی، کوهی کرمانی، امیرقلی امینی و صبحی مهتدی در زمینه جمع آوری ترانه های محلی و قصه های عامیانه کوشیدند. پس از ایشان، تهیه کنندگان رادیو هم زیر نظر آقای انجوی شیرازی به تهیه و پخش برنامه هایی در مورد فرهنگ مردم اقدام کردند.
از سال 1337 شمسی در وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) نیز اداره ای به نام فرهنگ عامه تشکیل شد که پس از تاسیس وزارت فرهنگ و هنر، تحت عنوان مرکز پژوهش های مردم شناسی و فرهنگ عامه، به فعالیت خویش ادامه داد. همچنین در سال های بعد از انقلاب اسلامی نیز، دانشکده هنرهای دراماتیک، وابسته به وزارت فرهنگ و هنر آغاز به کار کرد که بخشی از کار این دانشکده، مطالعات، در زمینه فرهنگ عامه بود.
هم اینک سازمان میراث فرهنگی و وزارت ارشاد اسلامی در امر شناسایی و تهیه و تدوین بخش های مختلف فرهنگ عامه می کوشند، صدا و سیما هم هر چند در سال های اخیر با تهیه برنامه هایی چون مثل آباد، قدم های جدی تری در این زمینه برداشته است، اما جا دارد که با نگاهی عمیق تر به این مقوله بنگرد. اما همانگونه که پیشتر اشاره شد، امثال و حکم دهخدا از قدیمی ترین منابع مکتوب و جامع در مورد مثل ها است، ولی قصه های عامیانه قدمتی بیشتر دارند، چنانکه تاریخ جمع آوری برخی از این آثار به سال های پیش از اسلام باز می گردد.
از متونی که در حال حاضر به آنها دسترسی داریم می توان به سندباد نامه اشاره کرد که ابتدا در دوره ساسانیان نگاشته شده و در دوره سامانیان تغییراتی به خود گرفته است. نسخه فعلی آن متعلق به قرن هفتم است، ابومسلم نامه از نسخه های مربوط به قرن چهارم و پنجم هجری (دوره غزنویان) به دست ما رسیده است. سمک عیار، از قرن ششم، اسکندرنامه از دوره صفویه و بالاخره امیر ارسلان نیز از جمله قصه های عامیانه است که یادگار دوره ناصری (قاجار) به شمار می رود.
در سال های اخیر نیز تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام گرفت که از مهم ترین این تحقیقات ، می توان به این آثار اشاره کرد: فرهنگ عامیانه مردم ایران صادق هدایت، ادبیات عامیانه ایران دکتر محمد محجوب، زمینه فرهنگ مردم جلال ستاری، فرهنگ افسانه های مردم ایران علی اشرف درویشیان، افسانه های آذربایجان صمد بهرنگی، و آثاری از انجوی شیرازی و مهدی آذریزدی که در ابتدای این بحث بدان اشاره شد.
|
|
< مقاله
بعدی
مقاله
قبلی > |
|
|
|