جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:




تئاتر دفاع مقدس و معنویت ماورایی
یکشنبه 07 تیر 1388 - 16:38

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 332

علیرضا اسدی: ارتباط انسان و ماورا الطبیعه رشدیدا از همان ابتدای خلقت بشر و تمایل او به کشف ناشناخته ها می توان ورد جستجو قرا ر داد. بدنبال چنین رویکردی هم هست که اصلا نمایش های ایینی و به دنبال آن تئاتر پیدا می شود . انسان مجموعه پرسش ها و ناشناخته هایش را در مقابل اش قر ار می دهد و در پی دستیابی به درون این نیرو های قوی بیرونی به برگزاری آیینها و مراسم می پردازد. در واقع تمایل به کشف نیروهای قوی دورنی از مهمترین انگیزه های خلق همه گونه های هنری و همچنین شکل گیری نظریه های فلسفی است و از دیر باز تا کنون همواره با تطور ماهیت حضور مرموز خود را در این حوزه ها حفظ کرده است .
تفکر و بیان ایرانی نیز چه در حوزه های خاص و مهمی چون ادبیات و شعر و چه در دیگر حوزه های خلق آثار هنری نه تنها کمتر از دیگران به ماورا الطبیعه علاقه مند نبوده بلکه به مراتب بیش از آنها شیفته و علاقه مند به به نیروهای معنوی و ماورا الطبیعه نشان داده است .شعر ایرانی بیش از هر چیز ویژگی های چنین رویکردی را با تفکر معنوی و اشراقی اش بازگو کرده است ، هنر های سنتی و دستی دیگر نظیر نقاشی و معماری و نگارگری هم چنین ویژگی را به وضوح در خود به همراه دارند.طرح زیبای گنبد های اسلامی و حرکت از محورهای مدور به سمت نقطه مرکزی در بالا به نوعی نشاندهنده تمایل ذهنی هنرمند ایرانی به حرکت در محورهای معنایی است و این دقیقا همان چیزی است که در عرفان و اشراق ایرانی مشاهده می شود .
اما گذشته از همه شکل ها و شیوه های هنری تئاتر ما نیز با اینکه بیشتر مبتنی بر معیار های غیر ایرانی است - دست کم در حال حاضر تئاتر امروز چنین دیده می شود – به وضوح رویکردهای معنایی را در شکل و محتوایش نشان می دهد . این گرایش معناشناسانه به عالم معنی حتی تا آن اندازه در تئاتر ما به وجه غالب تبدیل شده که بسیاری از منتقدان شکل و ساختار تئاتر آن را به عنوان یک نقطه ضعف مهم در مورد آثارنمایشی ا یرانی معرفی می کنند . این دسته از منتقدان به درستی معتقدند که رویکردهای محتوایی و ژرف ساختی در آثار نمایشی ایرانی به وضوح بر جنبه های ساختار و شکل غلبه دارند و از این رو نمی توانند واجد معیارهای زیبایی شناسانه و همچنین استاندارد های تکنیکی لازم نمایش باشند.در این میان البته این دیدگاه نیز وجود دارد که برخی آثار محتوا را به طور طبیعی نسبت به ساختار در اولویت پرداخت قرار می دهند و به عکس برخی ساختار را مقدم بر محتوا می دانند . به عنوان مثال شنیده شده است که برخی از صاحبنظران تئاتری گفته اند یک اثر نمایشی نخست باید داستان و ساختار داستانی منسجم و درستی داشته باشد تا اول بتواند مخاطب اش را مجذوب موضوع خود کند و پس از آن محتوایش را در پس این ساختار مطلوب ارائه دهد.البته ایراد کار این دسته از هنرمندان هم این است که امکان دارد در مواردی به واسطه شیفتگی بی اندازه به ساختار و داستان ، اصلا محتوا را از یاد ببرند.اما به هر این اتفاق می توانند در مورد آثار منسوب به طرفداران محتوای هنری نیز روی بدهد که اصلا تاکید و توجه بیش از اندازه بر آن از محدوده بحث ما خارج است.
اما آنچه می خواهیم در این مبحث به آن بپردازیم نگاه نمایشنمه نویسان و هنرمندان تئاتر دفاع مقدس به عالم معنود است که البته با نگاه عمومی به ماوراالطبیعه نیزمتفاوت است . آثار تئاتر دفاع مقدس عموما بر اساس انچه که در عنوان و موضوعیت این گونه از تئاتر هم نهفته است گرایش قابل توجههی به عالم مقدس و غیر مادی دارند . اصلا نگاه عمومی در مورد قهرمانان دفاع مقدس ایت است که آنها از عالم مادی و زمینی فراتر رفته و برای رسیدن به هدفب ماورائی دست به عمل می زنند . اجازه بدهید نخست تئاتر دفاع مقدس را از تئاتر جنگ با نگاهی که در همه جهان نسبت به آن وجود دارد جدا کنیم و براساس یک پیش فرض محدود به این گونه نمایشی بگوییم که قهرمان دفاع مقدس به خاطر هدف اش عمل خود را انتخاب کرده است . بنابراین این قهرمان مرگ مادی را برای رسیدن به یک هدف والا تر که مشخصا غیر مادی همک هست به انتخاب خود برگزیده است . اصلا ماهیت و وجود این مرگ هم با آنچه که در خارج از این محدوده مرگ نامیده می شود متفاوت است .
قهرمان دفاع مقدس نمی میرد ، بلکه شهید می شود . بنابراین همه حوادثی که در داستان نمایشنامه برای او اتفاق می افتد نیز تحت تاثیر همین پایان حماسی است . شهادت . در واقع شهادت در تئاتر دفاع مقدس نمی واند حتی مثل طبیعت منطقی دیگر داستانها تفسیر شود .شهادتدر این دست آثار یک آغاز است برای زندگی دوباره و مطلوبی که قهرمان دفاع مقدس آنرا انتخاب کرده است . بنابراین اجازه بدهید تا طور دیگری به موضوع نگاه کنیم ؛ در هر داستان دیگری که یک جنگ بین دو نیروی برابر ستیز دزر آن مطرح است پیروزی در مبارزه می تواند هدف غایی باشد . بنابراین قهرمانی مثل رمبو هر چقدر که بیشتر بتواند نیروهای مقابل اش را بکشد و از پا در آورد ، بیشتر به هدف اش نزدیک شده است . این حرکت می تواند تا نابودی کامل دشمن و رسیدن به نتیجه مطلوب نهایی ادامه پیدا کند ، اما نفس آن با هدف در نمایشنامه دفاع مقدس متفاوت است .
قهرمان در نمایشنامه دفع مقدس برای کشتن به میدان مبارزه نیامده است . حتی شهادت در راه هدف می تواند برای او نوعی پیروزی به شمار آید . البته قصد آن را ندارم که شهادت را به عنوان هدف اصلی در مورد قهرمان تئاتر دفاع مقدس معرفی کنم، بلکه منظورم این است که اصلا هدف و غایت در مورد قهرمان دفاع مقدس به گونه ای متفاوت تعبیر و تفسیر می شود .
در مورد دیگر قهرمانان جنگ مرگ در مبارزه به نابودی و شکست منجر می شود ، اما قهرمان دفاع مقدس نام این مرگ را شهادت می گذارد و رسیدن به شهادت را نزدیکی به منبع تکلیف می داند . پس او به جهان دیگری اعتقاد دارد و عمل قهرمانانه اش را در تطابق میان اهداف اش در این دنیا و دنیای دیگر تعریف می کند .
اعتقاد و ایمان قهرمان دفاع مقدس به عالم دیگر است که اولا ؛ عمل او را در این دنیا توجیه می کند و دوما ؛ ائامه آن را در دنیایی دیگر نیز دنبال می کند. بنابراین قهرمان دفاع مقدس به واسطه این ایمان و اعتقاد فرا مادی اش هیچگاه شکست نمی خورد .اگر تنها همین ویژگی را به عنوان یک رویکرد اعتقادی و محتوایی مهم در مورد نمایش های دفاع مقدس مورد توجه قرار دهیم به راحتی خواهیم توانست اهمیت و ارزش نگاه معنایی را در این گونه تئاتری مورد توجه قرار دهیم .
از سوی دیگر داستان دفاع مقدس در تقسیم بندی های گونه شناسی تئاتر در گروه داستان های حماسی قرار می گیرد و مهمترین چیزی که این تقسیم بندب را امکان پذیر می سازد ، آگاهی قهرمان دفاع مقدس نسبت به سرانجام احتمالی عمل اش است . قهرمان دفاع مقدس مثل همه قهرمانان دیگر حما سی می داند که به شهادت می رسد و حتی در بسیاری از نمایشنامه ها در غیراین صورت خودش را سرزنش می کند و در برخی آثار آرزوی بازگشت به دوران تکلیف را هم دارد.
همین نگاه ماورائی را می توان در نمایش آینده قهرمانان دفاع مقدس در نمایشنامه ها نیز مشاهده کرد. در بسیاری از نمایشنامه های دفاع مقدس نمایشنامه نویس قهرمان شهید را در لباسی سفید و با چهره ای روحانی به صحنه می آورد و با این کار اولا ؛ مخاطب و همراهان قهرمان داستان را نسبت به آینده قهرمان در دنیای ماورائی مطمئن می سازد و از سوی دیگر اعتقاد به عالم معنا نتیجه دار بودن هدف مقدس را در این مسیر مورد توجه قرار می دهد . این قهرمانان پس از شهادت به عالم واقعیت می آیند و بر سر فرزندان و بستگانشان دست می کشند تا هدف شان را از گذشته تا امروز و حتی در آینده مورد تاکید و توجه قرار داده باشند.به عنوان مثال چنین پرداختی را به وضوح می تون در همه نمایشنامه های سید حسین فدایی حسین که گرایش های مذبی هم در آنها مشهود و بارز است مشاهده کرد .
اما شکل کلی این نگاه ماورایی با ماهیت های متفاوت تقریبا در تمام نمایشنامه های دفاع مقدس وجود دارد . به عنوان مثال قهرمان نمایشنامه " من زراره عذرا طاها هستم " از عشقی مادی و دنیوی _ عشق به مریم _ به عشقی والا و ماورایی می رسد و اصلا از زندگی و دنیا دل می کند و اصلا مسیر حرکت او و حرکت داستان براساس چنین رویکردی طراحی شده است :
زراره : دیوونگی شرط اول رفتن راه .
یاسر : اگه بری می کشنت دیوونه ... تیکه پاره ت می کنن.
زراره : مگه اینجا دارم چیکار می کنم ؟ ... تازه هم یادت رفته رفیق ! من آخرین بازمانده قبیله بنی عذره ام ..." ای زخمی ، که رنگهای بشارت را با خود داری !ای که از پشت گنبدهای مقدس می آیی ! ای زخم خوشی که مدالی شدی و بر سینه مریم مقدس می رقصی ! ای که می آیی! شمشیرهای علوی را بکش و مرگ را به مبارزه بخوان! چوپان زیتون ، در روبروی مارهای دیوانه و آیین عشق را داشته باش ! ...

دیدگاههای ماورایی در نمایش های دفاع مقدس و در حوزه ژرف ساختی آن به واسطه نوع نگاه هنرمندان این گستره از تئاتر به موضوع جنگ کاملا مشهود و مشخص است و حتی نشانه ها و تاثیرات آن در ساختار و فرم این نمایش ها دیده می شود .
شاید بتوان ادعا کرد که این رویکرد بیش از هر ویژگی دیگری در نمایش ها و نمایشنامه های دفاع مقدس دیده می شود .و حتی می توان این رویکرد را به عنوان متر و معیار سنجش و ارزیابی نمایش های دفاع مقدس مورد اهمیت قرار داد . اما در عین حال باید توجه داشت که توجه افراطی به معنا علیرغم همه ویژگی های مطلوب آ ن ممکن است به نقطه ضعف این آثار تبدیل شود .
گرایش بیش از اندازه و افراط گرایی در پرداختن به رویکرد های معنا گرایانه وماورایی بسیاری از نمایشنامه های دفاع مقدس را از ساختار مورد انتظار و دارای قواعد دراماتیک دور کرده و به سمت آثاری شاعرانه و توجیه ناپذیر نزدیک کند .به هر حال کاملا پیداست که شاعرانگی دقیقا در مقابل منطق قرار می گیرد و هر چه میزان پردازش آن بیشتر باشد ، منطق و باورپذیری آن کاهش می یابد و همین مسئله می تواند به یک آسیب جدی در حوزه خلق آثار دفاع مقدس تبدیل شود .


< مقاله بعدی                          مقاله قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل مقالات سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei