جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
شنبه، 15 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:




شعر در نمایشنامه های دفاع مقدس؛1
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 - 10:16

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 378

علیرضا اسدی:(بخش نخست) هر ملتی برای بیان مشخصه ها ومختصات اجتماعی، فرهنگی و انسانی خود ابراز ویژه ای دارد. در حقیقت یک ابزار بیان در هر جامعه و فرهنگی به لحاظ تأثیر و میزان انتقال و ارتباط بر سایر ابزارها غلبه دارد و بهتر و بیشتر می تواند کاربرد ارتباطی موثری در حوزه درک مفاهیم داشته باشد.
فلسفه ابزار بیانی غالب برای ملت آلمان است، تئاتر وسیله ارتباط و انتقال معنای یونانی هاست، ادبیات رمان در فرانسه و معماری و هنرهای پلاستیک در ایتالیا به عنوان ابزارهای خاص بیانی غلبه دارندو شاید امروز آمریکایی ها بعد از فرانسه و ایتالیا سینما را به عنوان یک ابزار مهم بیان برگزیده اند و به خوبی آن را در دست دارند.
در مقایسه با این روند ابزار بیان ما ایرانی ها را چگونه می توان تعریف کرد؟
بدون شک پاسخ این سوال به ادبیات و شعر منتهی می شود .شعر مهمترین روزنه ارتباطی روشنفکر و ادیب ایرانی و همچنین وسیله جذاب و کاربردی ارتباط بیانی افراد جامعه ماست.
شعر به عنوان میراث ملی ایرانی حتی در دیگر هنرهای ما نیز رسوخ پیدا کرده است و تاثیر شگرف آن را در هنرهای دراماتیک و سینما و تئاتر نیز می توان مشاهده کرد.
اما به جز تاثیرات غیر مستقیمی که شعر بر سایر هنرها و حوزه های جامعه ما گذاشته است، خود آن نیز فی نفسه بسیاری از مضامین مذهبی، فلسفی، هنری و نمایشی و ... را در بطن گنجانده است. بنابراین هر گاه از فقدان سبقه تئاتر ایرانی صحبت به میان آورده شود، شعر خودنمایی می کند. هر گاه ریشه های ادبیات نمایشی مورد جستجو قرار گیرد به شعر ختم می شوند. هر گاه فلسفه و مذهب ایرانی تحلیل شوند شعر اهمیتش را به رخ می کشد...
در واقع می توان اینگونه نتیجه گرفت که شعر به عنوان یک ابزار مهم بیان در خدمت تفکر و اندیشه ایرانی قرار داشته است.
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی در ایجاد بسترهای ادبیات نمایشی با بسیاری از متون نمایشی و ادبی جهان از نمایشنامه سوفوکل گرفته تا اساطیر دیگر یونانی و آلمانی و ایرلندی و برابری می کند و بخش بخش آن را می توان مقدمه ای بر پیدایش فصل جدیدی در هنر نمایش دانست. شعر خیام فلسفه عمیق آلمانی را به زبان زنده و جذاب و هنرمندانه بیان می کند و نه تنها با آن برابر است که برای فردا ایرانی به مراتب قابل فهم تر و نزدیک هم هست. شعر حافظ عمیق ترین مضامین ایمان انسانی و مذهب والای روحانی را مطرح می کند و آنقدر بر مخاطب ایرانی و غیر ایرانی اش تاثیر می گذارد که شاید بهترین نوشته های مذهبی هم آن تاثیر را نداشته باشند. شعر سعدی چنان برداشتی از انسانیت و قوانین انسانی را منتقل می سازد که نمونه آن را در هیچ قانون و مکتب انسانی کامل و رایجی نمی توان مشاهده کرد.
اما افسوس! افسوس که ما خواسته یا ناخواسته ، به اختیار یا در مواجهه با تهاجم ابزارهای فرهنگی دیگران، شعر را از خودآگاه ذهن و زندگی مان حذف کرده ایم و آنچنان مجذوب ابزارهای غیر ایرانی و پرطمطراق دیگران شده ایم که مهمترین وسیله بیان مان را فراموش کرده ایم. ما ادبیات فرانسوی و فلسفه آلمانی و سینمای آمریکایی را آنقدر برای خودمان بزرگ کرده ایم که دیگر ابزار بیانی خودمان را از یاد برده و با تهمت به سنتی بودن و مخاطب نداشتن و .... آن را به حاشیه رانده ایم.
نتیجه آن شده که بخشی از فرهنگ دیگران را وارد ساخته ایم که در درک آن به لحاظ ارتباط بیانی و مفهومی با مشکل مواجه هستیم و در عوض ابزار اصلی بیان را هم از فرهنگ مان حذف کرده ایم. شایداین مهمترین دلیل گسست های فرهنگی و اجتماعی ما باشد. ما زبان خودمان را بریده ایم و به زبان بیگانه دیگران دل خوش کرده ایم. شاید بهترین راه این بود که ابزارهای وارداتی را در کنار ابزار بیان خودمان قرار می دادیم ، یا اینکه با استفاده از ابزار مسلط و شناخته خودمان به استقبال آنها می رفتیم. اما آنچه اتفاق افتاده این است که ما ابزار خودمان را پس زده ایم و به حاشیه رانده ایم و به جای آن شیفته ادبیات و فلسفه و تلویزیون و سینمایی شده ایم که طرز مواجهه با آن در سبقه های ذهنی و ناخودآگاه فردی مان تعریف شده نیست. تازه اگر نگاه جدی تری به این قضیه داشته باشیم هم خواهیم دید در اندک مواردی که درحوزه های دیگر موفق بوده ایم، شعر در ناخودآگاه جمعی و فردی مان حضور داشته است.
اما در کنار همه ضعفهایی که ادبیات نمایشی در کشور ما به ویژه در حوزه استفاده از ظرفیت های شعر ایرانی داشته است، باید اعتراف کرد که همه زمینه های دیگر هنری خواه نا خواه این ابزار مهم بیان را در خود داشته اند.
اجازه بدهید در بخش دیگر ضمن اشاره به جایگاه ( اقتباس های نه چندان زیاد صورت گرفته بر اساس شعر ایرانی ، به تاثیرگذاری ادبیات شعری در تئاتر و به ویژه در حوزه تئاتر دفاع مقدس بپردازیم:
-نمی بینه! چشم هام به هیچ جا نیست! نه این که نیست، هست، آینه نیست؛ شیشه ست . شیشه که نه تلق! حالا شما جای اون؛ یا من؛ من جای اون؛ من و شما جای اون. چی می بینیم با یه جفت تلق. چی می خوریم تو هوا؟ آب؟ خدا؟ آب؟....
در این فرصت اندک قصد دارم، چند نمایشنامه در حوزه دفاع مقدس را به لحاظ جنبه ها و تاثیرات ادبیات و شعر در مضمون، زبان و لحن گفتار مورد بررسی قرار دهیم و در این محدوده علاوه بر استفاده از اشعار ایرانی ، زبان شاعرانه در آثار دفاع مقدس نیز می تواند جالب و قابل تأمل نشان بدهد. هر چند که این لحن شاعرانه را در مضامین و حتی سبک تماشاگرایانه آثار دفاع مقدس نیز می توان جستجو کرد.
بنابراین اجازه بدهید دو سرفصل را در دو حوزه؛ شعر در نمایشنامه دفاع مقدس و لحن شاعرانه زبان در نمایشنامه های دفاع مقدس به عنوان مهمترین مداخل این مبحث مورد تحلیل قرار بدهیم.


< مقاله بعدی                          مقاله قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل مقالات سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei