 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
تئاتر جنگ، تئاتر ضد جنگ
شنبه 22 فروردین 1388 - 10:50 |
|
|
|
|
|
علیرضا اسدی: آنچه بیشتر در مورد تئاتر جنگ در کشور ما درباره آن صحبت می شود به مسئله تجاوز دشمن به خاک میهن ما و دفاع سربازان و مردم از این حمله با عنوان جنگ تحمیلی است. جنگی که ما امروز از آن با نام دفاع مقدس یاد می کنیم بیشتر به حوزه دفاع و جلوگیری از حمله و تهاجم بیگانه بر می گردد. اما جنگ همیشه با این رویکرد دیده نشده و در بسیاری از جوامع از برخی دیدگاه ها عاملی مخرب و کشنده است که به نابودی انسان و تاثیرات بسیار دیگر در سایر حوزه ها همچون اقتصاد، سیاست، فرهنگ و .... منجر می شود.
بنابراین در مورد این بخش از موضوع همواره دو دیدگاه متفاوت وجود دارد که می توان آن ها را از دو منظر متفاوت نیز مورد ارزیابی قرار داد؛ یک دیدگاه بیشتر به وجهه سیاسی موضوع نظر دارد و نگاه سیاستمداران و عموما جنگ طلبان را شامل می شود. این رویکرد و دیدگاه نسبت به جنگ همواره قصد دارد تا با بعدی تبلیغاتی مسئله تهاجم و حمله و کشتار جنگ را برای جنگ های بعدی یا توجیه جنایت های صورت پذیرفته مورد قضاوت قرار دهد. چنین تحلیلی عموما مبتنی بر استراتژی جنگ است و بدون در نظر داشتن پیامدها و نتایج آن به تحریک احساسات جنگ طلبانه به نفع مصلحت های سیاسی نظر دارد. چنانکه مثلا در مورد حماسه های یونان باستان در تئاتر کلاسیک با آن مواجه هستیم و یا اینکه مثلا در مورد جنگ در ویتنام و نمایشنامه ها و نمایشهای آمریکایی آن را می بینیم.
این نوع درام جنگ طلبانه با تقدس بخشیدن به جنگ آن را به عنوان به یک عمل دلاورانه تبلیغ می کند. در سینما نیز با چنین رویکردی است که رمبوها به عنوان قهرمانان جنگ های چریکی مطرح می شوند یا مثلا در درام آمریکایی لاتین و حتی در نمایشنامه های چینی و ژاپنی نمونه هایی از آن را می توان دید.
اما دیدگاه دوم نسبت به مسئله جنگ، نگاهی انسان شناسانه تر است که دقیقا در مقابل دیدگاه نخستین قرار می گیرد. این دیدگاه پیش از هر چیز جنگ طلبی را حاصل زیاده خواهی و جاه طلبی سیاسی می داند و از این منظر هر نوع خونریزی و خشونت حاصل از آن را مورد انتقاد قرار می دهد و از دیگر سو به بیان اثرات مخرب جنگ می پردازد.
جامعه پس از جنگ، جامعه ای درمانده در حال بازسازی و سرشار از هزینه های گزاف انسانی، اجتماعی و اقتصادی است که اصلاح و بازسازی آن شاید حتی در مواردی غیر ممکن به نظر برسد.
نگاه منتقدان جنگ با رویکردی انتقادی این تاثیرات مخرب را مورد توجه قرار داده و قصد دارد تا هر نوع مبارزه ای را به هر بهانه مورد قضاوت قرار داده و مردود بشمارد.
این دیدگاه نگاه جنگ طلبان به تهاجم و تجاوز را نگاهی شاهانه می داند و معتقد است که این نگاه از بالا بیش از هر چیز عموم مردم و اکثریت مظلوم را هدف و نشانه قرار داده است. داوید لسکو در این رابطه می نویسد:
"بررسی های گذشته نشان داد که درام نویسی جنگ گرا، می توانست اصول دراماتیک نمایشنامه تاریخی را از نو زیر سوال ببرد. می توان، بر مبنای این مثال فهمید که تا کجا پرداخت نبرد همچون حادثه واقعی ، خواهان نگرش از بالا است که به معنی اراده مسلط یک سوژه حماسی روی اجرا و ساختار حکایت است." 1
نگاه جنگ طلبانه همواره از جنگ به عنوان یک افتخار و پیروزی بزرگ یاد می کند، حال آنکه دیدگاه ضدجنگ بر جامعه، افراد جامعه و آنها که زندگی، جان و مالشان را در جنگ ها از دست داده اند نظر دارد.
اما برخلاف این دو یا در کنار هر دو نظریه تئاتر دفاع مقدس ما هر دو حوزه مذکور را مورد توجه قرار می دهد. تئاتر دفاع مقدس از یک سو به جنگ به عنوان واقعه تحمیلی نگاه می کند و به مثابه یک وظیفه دفاع در برابر تهاجم دشمن را واجب و مقدس می شمارد. از این منظر آنان که در دفاع از میهن شرکت کرده اند در نمایش دفاع مقدس به واسطه مقاومتشان – و نه تهاجم- تقدیس می شوند.
نوع این تقدیس با آنچه که قبلا در مورد آن صحبت شد تفاوت دارد. اینجا مظلومیت و دفاع است که تحسین و تقدیس را با خود به همراه آورده است و نه تهاجم و قهرمان پروری ظالمانه برای تسلط بر مردم و ممالک دیگر!
از طرف دیگر تئاتر دفاع مقدس جنگ، خشونت و جنایت های جنگی را با قاطعیت مورد انتقاد قرار می دهد. فلسفه این نگاه آن است که ما با جنگ مخالفیم اما زور را تحمل نمی کنیم با کسی که به خانه مان حمله کرده مقابله می کنیم. اما در عین حال خواهان کشتن و جنگیدن هم نیستم.
تئاتر دفاع مقدس از یک سو قهرمانان ساده اش را اغلب مردم بی دفاع شهرها یا سربازان و رزمندگان داوطلب برای حضور در جبهه هستند مهم می شمارد و در عین حال ظلم و تحمیل جنگ توسط دشمن را که به خاک میهن ما تجاوز کرده است مورد انتقاد قرار می دهد.
از همین روست که واژه شهادت و شهید از بطن و بستر این دیدگاه و بستر بر می خیزد.
پی نوشت:
1- هنر نمایشنامه نویسی جنگ- داوید لسکو- ترجمه نادعلی همدانی- ص 105
|
|
< مقاله
بعدی
مقاله
قبلی > |
|
|
|