 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
شخصیت پردازی در تئاتر دفاع مقدس(قسمت دوم)
چهارشنبه 28 اسفند 1387 - 14:55 |
|
|
|
|
|
مهدی نصیری: در بخش نخست این مقاله درباره اهمیت تفاوت میان شخصیت های یک نمایشنامه صحبت کردیم و "کانال کمیل" را به عنوان یک نمونه بحث در میان نمایشنامه های دفاع مقدس انتخاب نمودیم و ارزیابی مان به مقایسه تمایز رفتار و منش درباره شش شخصیت این نمایشنامه رسید.
شخصیت ها در نمایش نامه فدایی حسین هدف و انگیزه مشترکی دارند که آنها را به کانال کمیل کشانده و در یک نقطه قرار داده است. اما آنچه مشخص است آن که این شش شخصیت مختصات و جزئیات شخصیت شان را به ما نشان نمی دهند. بدین ترتیب ما در نمایشنامه با گروهی از آدم های شبیه به هم مواجهیم که این شباهت آنها را در یک سطح قرار می دهد و مسلماً از ارزش و کیفیت چالش دراماتیک در گستره داستان می کاهد.
حالا دوباره به ساختار نمایشنامه برگردیم و چالش اصلی داستان را که اختلاف یا تقابل ظاهری میان دو شخصیت "رضا" و "منصور" را به وجود آورده است، مورد ارزیابی قرار دهیم؛ چالش و مبارزه ای که از ابتدا تا انتهای داستان وجود دارد تقابل و مواجهه رضا و منصور در زمان امروز است و هر آنچه به گذشته ربط دارد تنها در میان شخصیت های مشابه و همسان اتفاق می افتد.
بنابراین با چنین فرضیه ای می توان اهمیت تفاوت شخصیت یا حتی تفاوت سلیقه در میان شخصیت های یک نمایشنامه را در خلق موقعیت های دراماتیک درک کرد.
- منصور: خودم هم نمی دونم. تا هر وقت خدا بخواد.
- رضا: خدا یا خودت؟....
- رضا: صبر می کنم با هم بریم.
- منصور: راه من و تو جداست!
تقریباً اکثر نمایشنامه های دفاع مقدس به واسطه وجود شخصیت های مشابه یک ضعف عمده و مهم در ساختار و پرداخت شان دارند. شخصیت های هم سان امکان وقوع حوادث و چالش های بیشتر و کیفیت پیدا کردن دراماتیک را نمی دهد. البته بجز بسیاری از نمایشنامه های جنگ که تمام شخصیت هایشان قهرمانان مشابه و مقدس و رزمندگان هستند، آثاری نیز وجود دارند که یک ضدقهرمان در آنها در مقابل قهرمان قرار داده شده است. اما بحث تفاوت شخصیت های نمایش ضمن آنکه حتی به وجوه مهم شخصیت های موافق و مخالف نیز مربوط می شود اما بیشتر شخصیت هایی که در یک گروه باهدفی مشترک (دفاع مقدس) قرار می گیرند را مورد توجه قرار می دهد.
هر شخصیت ویژگی ها، ساحت ها و مختصات ویژه و خاص خودش را دارد و همین جزئیات متفاوت است که اشخاص بازی را در نمایشنامه ها جذاب و باورپذیر می کند و شبکه ارتباطی میان آنها را برایمان درگیر کننده و مهم جلوه می دهد.
بنابراین تا به اینجا اول؛ اهمیت آشنایی نویسنده با شخصیت پردازی و دوم؛ متفاوت بودن شخصیت ها در یک نمایشنامه را مورد بحث و ارزیابی قرار دادیم. حالا قصد داریم تا طریقه بحث و جدل و اهمیت آن در شخصیت پردازی را مورد توجه قرار دهیم.
صحبت و مکالمه عموماً سه مرحله دارد که همین سه مرحله موجب حرکت و پیشرفت آن می شود. اول معرفی و بیان اصل مطلب که آن را فرض یا "برنهاد" می نمامیم، بعد پیدا کردن حکم متضاد یا متناقض که آن را "برابر نهاد" می گوییم. برابر نهاد، ضد یا نقطه مقابل بر نهاد است. در نتیجه برابر نهادن و مقایسه کردن این دو حکم ، فرض اصلی ثابت می گردد و حکم یا قضیه ثالثی به وجود می آید که آن را به فارسی ترکیب یا "هم نهاد" می خوانیم زیرا نتیجه ای است از ترکیب فرض اصلی و فرض مخالف آن." 1
حالا این طریق بحث و جدل و فرمول نتیجه گیری آن را بر شناخت و پرداخت شخصیت نمایشنامه تعمیم می دهیم. شخصیت نمایشی بخشی از وجوه و زمینه های شخصیتی اش را توسط گفتار و بحثی که مطرح می کند به تماشاگر یا مخاطب می شناسد. ایدئولوژی ، هدف، انگیزه، رفتار و .... می تواند در این مرحله تا اندازه ای شناخته شود اما مسلماً این فرایند تا بدین جای کار تکمیل نشده است. چرا که اگر این طور بود یک سخنرانی یا اتوبیوگرافی هم می توانست چنین کاری را انجام بدهد اما مسلماً تا تبدیل شدن به درام و نمایش فاصله زیادی می داشت.
برای تکمیل فرآیند شناخت در حوزه درام می بایست تقابل و مواجهه ای نیز وجود داشته باشد تا از طریق آن شخصیت از منظر شخص مخالف و از موضوع مواجهه با او خودش را بیشتر معرفی کند. بنابراین شناخت کامل تر شخصیت نمایشی نیازمند "برابر نهاد" ی است تا با تقابل با "بر نهاد" معرفی و شناخت را در مورد شخصیت تکمیل کنند. در این صورت دو شخصیتی که به دو وجه جدل و بحث مربوط می شوند، چه آنکه نقش بر نهاد را دارد و چه آنکه در مقام برابر نهاد قرار می گیرد ضمن معرفی خود، از منظر مخالف هم تعریف می شوند.
حالا نوبت به تکمیل فرایند شناخت از طریق بحث و جدل می رسد. بر نهاد و برابر نهاد در مقابل هم قرار می گیرند و ترکیب و تقابل آنها در گستره کارکردها و تاثیرات درام "هم نهاد" را به عنوان تکمیل کننده مرحله شناخت دراماتیک شخصیت بدنبال می آورد.
این فرمول مهم و آکادمیک آما در نمایشنامه های دفاع مقدس ما کمتر رعایت شده است. بیشتر نمایشنامه های دفاع مقدس نوشته شده در سال های اخیر تنها به بیانیه ای یک سویه شبیه اند که در آنها یک شخصیت طریق بحث و جدل را تنها در فرض یا بر نهاد خلاصه کرده و به بیان اصل موضوع درباره جنگ تحمیلی و برداشت های خودش اکتفا می کند.
برای روشن تر شدن این بحث نمایشنامه "سه باور" نوشته حمید کرمی بروجنی را نمونه می آوریم؛ این نمایشنامه در سه اپیزود شخصیت هایی را روایت می کند که بدنبال باور شهادت یک رزمنده در کنار هم قرار گرفته اند؛
"اولی و دومی" در اپیزود اول، "مادر، پدر، اولی و دومی" در اپیزود دوم و "پدر، مادر، پسرک و دخترک" در اپیزود سوم همگی شخصیت هایی هستند که در کنار هم قرار می گیرند و هیچ مواجهه و تقابلی در میانشان شکل نمی گیرد. فرمول بحث و جدل (که هیچ گاه در این متن اتفاق نمی افتد) به این ترتیب است که یک شخصیت بیانیه ای را آغاز می کند، دومی ادامه می دهد، سومی همین بحث را با موافقت پی می گیرد و فرضیه ای آخر در یک ردیف و با یک مضمون و کیفیت در ادامه پیدا می کند. بنابراین تز و آنتی تز هیچ گاه در مقابل هم قرار نمی گیرند و پس هیچ تزی شکل نمی گیرد و می توان انتظار داشت که شخصیت ها هیچ گاه خودشان را به درستی به مخاطب نمی شناسانند. این شخصیت های ناآشنا و باور ناپذیر حتما ابزارهای موفقی برای شناساندن شخصیت دیگری هم نخواهند بود.
بنابراین باید پذیرفت که شخصیت پردازی همچون پرداخت دیالوگ و زبان نمایشی و مثل اکت و عمل دراماتیک نیازمند تقابل و مواجهه ای اصولی است. اگر این مواجه در اولین مقدمات و زمینه های یک پرداخت نمایشی وجود نداشته باشد مسلماً شخصیت به درستی شناسانده نمی شود و تماشاگر هم نمی تواند آن را به درستی باور کند. پس اکت و عمل نمایشی بعد از ضعف شخصیت ها دومین محدوده ای است در این رابطه با مشکل و ضعف مواجه می شود.
اهمیت پرداخت شخصیت در نمایشنامه آن زمان بیشتر خودنمایی می کند و احساس می شود که بپذیریم همانقدر که تحمل یک نمایش بدون حضور بازیگر تحمل ناپذیر است، شکل گیری یک داستان و نمایشنامه بدون شخصیت های نمایشی نیز امکان ناپذیر خواهد بود.
بر این اساس می توان باور داشت که شخصیت پردازی بد و نامناسب چقدر می تواند، درام و نمایش را ضعیف و ناقص نشان بدهد.
1. فن نمایشنامه نویسی- لاجرس اگری. ترجمه دکتر مهدی فروغ- صفحه 98-97
|
|
< مقاله
بعدی
مقاله
قبلی > |
|
|
|