جستجو گر سایت     

صفحه اصلی       معرفی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس       ارتباط با ما       کتابخانه مجازی       لینکستان      هدایای سایت
پنجشنبه، 20 بهمن 1390

 English Version | RSS Version | Change Home Page | Favorites

وضعیت مدیر سایت برای ارتباط آنلاین
مدیر سایت :
پشتیبانی فنی :
خبرنامه الکترونیک
برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید:




تئاتر دفاع مقدس و آزمون سبک ها (قسمت دوم)
سه شنبه 13 اسفند 1387 - 09:13

نظرات شما  نظرات شما صفحه قابل پرینت  پرینت از مطلب بازدید از این مطلب  بازدید از این مطلب : 359

مهدی نصیری: همانگونه که بخش نخست این مبحث در مورد آن صحبت شد، تئاتر دفاع مقدس به واسطه بی علاقگی در پرداختن به شیوه ها و سبک های متفاوت هنر اجرا همواره نوعی نازل از واقعیت تصنعی را به همراه حرکت به سمت ارزش مداری و معناگرایی افراطی با خود به همراه داشته است.
حالا شاید پرداختن به این مسئله بی راه نباشد اگر مبحث دیگری را در مورد مخاطبان تئاتر دفاع مقدس مطرح کنیم . اجازه بدهید با این مقدمه وارد بحث شویم که تئاتر به عنوان یک سیستم ارتباطی زمانی تکمیل می شود که ارتباطی موثر و دوطرفه با مخاطبانش برقرار کرده باشد و این ارتباط میسر نمی شود، مگر اینکه تئاتر خوراک متناسب با سلیقه و خواست مخاطبانش را فراهم آورده باشد. از سوی دیگر باید قبول کرد که حیات و ادامه جریان و استمرار اجراهای نمایشی و اصلا حیات و پویایی تئاتر وابسته به حضور مخاطبان آن است. اگر نمایش مخاطب نداشته باشد، وجود آن و ماهیت آن نخستین چیزی است که باید مورد تردید قرار بگیرد.
حالا بر اساس آنچه که در مقدمه این مبحث ذکر شد و کیفیت نازل شیوه های معمول و تکراری را مورد تردید قرار می داد می خواهیم این فرضیه را مطرح کنیم که بی اقبال بودن و عدم توجه کافی مخاطبان به تئاتر دفاع مقدس و آنچه که طی سال های اخیر از آن به عنوان بحران مخاطب در تئاتر دفاع مقدس نام گرفته می تواند به کلیشه ها، تکرارها و شباهت های تکراری تئاتر جنگ در کشور ما مربوط باشد.
بنابراین گرایش جوانان به این ژانر، افزودن حمایت ها در جهت تولید و ساخت نمایش نو و تازه و اهمیت دادن به این رویکرد احتمالا می تواند راهکاری برای عبور از بن بست های موجود و دستیابی به مسیری تازه برای هنرمندان و تئاتر دفاع مقدس باشد.
منظور این است که رویکردهای تازه و توجه متفاوت به گستره مخاطبان شاید بتواند تئاتر دفاع مقدس را به لحاظ مواجهه و ارتباط با مخاطب در محدوده ای متفاوت قرار دهد و مهم تر این که بر دامنه و ظرفیت مخاطبان این حوزه بیفزاید.
این مسیر علاوه بر تغییر شکل تئاتر دفاع مقدس و خارج ساختن آن کلیشه های راکد موجود، راه را برای ورود هنرمندان بیشتر و جوانان خلاق به این عرصه هموارتر می سازد و از دیگر سو به گونه ای خوش بینانه می تواند بر تعداد تماشاگران و علاقه مندان این حوزه از تئاتر نیز بیفزاید.
هنر نمایش مسلما مثل هر هنر دیگری در طول مسیر پیشرفت خود شکل ها و شیوه های متفاوتی را تجربه کرده و پشت سرگذاشته و در هر دوره و شرایطی بر اساس مختصات آن دوران با تغییرات و تطور ماهیت در شکل های مختلف همراه بوده است. در غیر این صورت طبیعتاً جریان ارتباط میان هنر و مخاطب آن نمی توانست محفوظ و مرتبط باقی بماند.
بنابراین تئاتر دفاع مقدس نیز برای حفظ و استمرار ارتباطش با مخاطبان این ژانر می بایست خودش را به روز کند و بر اساس خواسته ها و تغییرات دوران تغییراتی را پذیرا باشد.
بخشی از این تغییرات را می بایست در گرایش این حوزه از تئاتر به شیوه ها و اشکال مختلف جستجو کرد. همانطور که ژانرها و حوزه های بزرگ و شناخته شده تر تئاتر با این رویکرد حیات و استمرار وجودشان را حفظ کرده و تثبیت نموده اند.
اجازه بدهید تغییرات اندک در ماهیت موضوعی تئاتر دفاع مقدس ایران در سال های اخیر را با ذکر چند نمونه پیگیری کنیم:
"مزرعه مین" به نویسندگی و کارگردانی محسن حسینی از انواع متفاوت تئاتر جنگ در سال های اخیر بود که با تکیه بر ابزارهای و مولفه های مدرن تر نمایش توانست پرداخت موضوع جنگ را به گونه ای متفاوت در حوزه تئاتر دفاع مقدس تجربه کند. هر چند "مزرعه مین" تنها تجربه جدی پرفورمنس تئاتر در تئاتر جنگ محسوب می شود اما همین نمایش را می توان به عنوان نمونه ای شاخص و قابل بحث در تئاتر جنگ ارزیابی و تحلیل کرد.
"مزرعه مین" به واسطه نگاه متفاوت و نوع روایت ساختارش محتوایی متفاوت تر از جنگ را با شکلی متناسب ارائه کرد و در زمان اجرای عموم نیز توانست توجه بسیاری از مخاطبان و به ویژه تماشاگران جوان تئاتر را به خود جلب کند. شاید بهتر بودکه این شیوه و فرم روایی با نمایش هایی مشابه تکرار می شد تا تحلیل و ارزیابی جدی تر در زمینه بازخورد و ارتباط آن با مخاطب حاصل آید. اما در رابطه با اجرای همین نمایش تنها به این نکته بسنده می کنیم که تئاتر جنگ و آن هم با نگاه و شیوه ایرانی در "مزرعه مین" توانست ظرفیت ها و قابلیت های اجرایش را در گونه ای متفاوت به اثبات برساند.
"مزرعه مین" مسلماً مخاطبین جدی در زمان اجرایش داشت که عموما تماشاگران خاص نمایشهای دفاع مقدس نیستند اما تجربه یک نمایش با مضمون جنگ و شیوه پرفورمنس تئاتر را به دقت دنبال کردند.
"خیال روی خطوط موازی" نمایش دیگری بود که با نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا آذرنگ به اجرای عموم در آمد و یکی از پرمخاطب ترین وتاثیرگذارترین آثار دفاع مقدس در سال های اخیر لقب گرفت.
آذرنگ در این نمایش همان سبک و شیوه معمول نمایش های واقعیت محور و معناگرای دفاع مقدس را پیش گرفته بود اما با دقت بر جزئیات سبک و توجه به معیارهای قانونمند و قواعد تثبیت شده ژانر توانست اثری تاثیرگذار و جدی را در مقابل مخاطبانش قرار دهد که از یک سو واقعیت ها و تاثیرات جنگ و از دیگر سو محتوای هماهنگ با آن را مورد توجه داشت.
"می خوام بمیرم" به کارگردانی رضا گوران و "دو متر در دو متر جنگ" نوشته حمیدرضا آذرنگ به کارگردانی نیما دهقان هم دو نمایش دیگری بودند که در زمان اجرای عموم توانستند توجه عده بسیار زیادی از مخاطبان را جلب کنند از بهترین نمایش های اجرا شده با مضمون جنگ در سال های اخیر تئاتر ایران لقب بگیرند.
این دو نمایش که اولی در حوزه تئاتر شورایی آگوستو بوال ودومی در گستره تئاتر گروتسک تجربه شدند را نمی توان در محدوده تئاتر دفاع مقدس جای داد. اما هر دو این نمایش ها اشکال متفاوتی را در زمینه تئاتر جنگ آزمودند. اشکالی که تجربه اجرای عموم آنها ثابت کرد که شیوه های تاثیرگذاری از شیوه های متفاوت هستند و توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده اند.
بنابراین می توان توقع داشت که پرداخت این شیوه ها در حوزه تئاتر دفاع مقدس نیز بتواند با نتیجه ای مشابه همراه باشد. در این صورت تئاتر دفاع مقدس نیز گستره های متنوع تری از شیوه های نمایشی را تجربه می کند و به تناسب آن گستره های متفاوت تری از مخاطبان را با خود به همراه خواهد داشت.


< مقاله بعدی                          مقاله قبلی >

آرشیو


آرشیو کامل مقالات سایت

 

کلیه حقوق این سایت برای انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس محفوظ می باشد
 Copyright 2004-2007 © Theatermoghavemat.ir ... Designed By : Websaz.info ... Web Designer : Ehsan Bazaei