 |
|
|
مدیر سایت : |
 |
|
|
پشتیبانی فنی : |
 |
|
|
|
|
تئاتر دفاع مقدس و آزمون سبک ها
چهارشنبه 23 بهمن 1387 - 16:33 |
|
|
|
|
|
مهدی نصیری:(قسمت اول)اگر قرار باشد بخواهیم مجموعه آثار نوشته شده در حوزه تئاتر دفاع مقدس و جمع نمایش ها به اجرا درآمده در گستره این ژانر را به لحاظ سبک و شیوه اجرا و اصلاً رویکرد آن نسبت به سبک مورد بررسی قرار دهیم، در یک نگاه کلی و البته کمی دقیق تر واقعا چه سبک ها و شیوه هایی در این بستر مورد استفاده و کارکرد نمایشی قرار گرفته اند.
سال هاست که موضوعیت و شکل داستان در حوزه تئاتر دفاع مقدس به عنوان ویژگی و عاملی محدود کننده مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. بسیاری از کارشناسان و هنرمندان معتقدند که موضوعیت بخشیدن به تئاتر آزادی و اختیار در مورد بکارگیری شیوه و سبک ها و البته نوع پرداخت دراماتیک را محدود می کند و از این روی تئاتر را به گونه ای منفی تحت تاثیر قرار می دهد. عده ای نیز برعکس، بر این باورند که محدودیت های اعمال شده در نمایش های موضوعی نه به خاطر موضوعیت آثار بلکه به لحاظ محدودیت های حاصل از پیش داوری های هنرمندان و اسارت آن ها در کلیشه های تکراری موضوع است. به هر حال آن چه می توان در تضاد میان این دو نظر در مورد آزمودن شیوه ها و سبک های نمایشی به آن رسید این است که تا کنون تئاتر دفاع مقدس به عنوان یک حوزه مهم نمایشی که از آن به عنوان تئاتری موضوعی یاد می شود، توانایی آزمودن شیوه های مختلف و سبک های متفاوت را نداشته است.
اسارت در تکرار کلیشه های موجود شاید یکی از مهمترین آسیب هایی باشد که تئاتر دفاع مقدس ما در حال حاضر با آن دست به گریبان است و البته باید اعتراف کرد که حرکت غالب هنرمندان این عرصه به سمت عبور از محدودیت های موجود و رسیدن به تجربه ها و راه های متفاوت دیگر نبوده است.
تئاتر دفاع مقدس ما به طور معمول، صرف نظر از موضوعات و بسترهای موضوعی متفاوت، شیوه های تکراری و تثبیت شده ای را برای روایت مضمونش انتخاب کرده و مورد استفاده قرار داده است.
واقعیت و گرایش رویدادهای واقعی به سمت ارزش های مقدس معنوی مهمترین رویکردی است که آثار نوشته شده و به نمایش درآمده تئاتر دفاع مقدس ما تا کنون در اغلب آثار مورد استفاده قرار داده است. حوادث و ماجراهای جنگ که ریشه در واقعیت مبارزه دارند و بالاخره به مفهوم و معنا و سرانجامی ارزشی و معنوی (شهادت و شهود معنوی) ختم می شوند؛ واقعیت های اجتماعی و تاریخ جنگ و تاثیرات آن بر اجتماع که یا به عنوان نقد اجتماعی بر جنگ یا تاثیرات معنوی دفاع و مبارزه و بر جامعه به کار گرفته شده اند؛ تنهایی و تاثیر جنگ و دفاع مقدس بر فرد که معمولا حاصل تمرکز موضوع بر یک قهرمان جنگ و واقعیت های زندگی او در دوران جنگ یا بعد از آن است و ... همه و همه موضوعاتی هستند که واقعیت و موضوعاتی را به گونه ای که ظاهری این چنینی دارند با رویکردی شهودی، حکمی و معنوی همراه می شوند.
البته در این مبحث باید موفقیت یا سنجش ارزش کیفی این گرایش با واقعیت را فراموش کرد، چه آن که نگارنده معتقد است آثار دفاع مقدس ما در حوزه نمایش و تئاتر به رغم آن که مهمل ها و بسترهای موضوعی داستان شان را از واقعیت می گیرند یا اینکه تظاهر به ریشه داشتن در واقعیت می کنند اصول و معیارهای اصلی رئالیسم تاریخی جنگ را رعایت نکرده اند.
اما در هر حال باید قبول کرد که تمایل به روایت در بستر واقعیت و معناگرایی سمبلیک تنها شیوه هایی است که در غالب آثار دفاع مقدس ما تجربه شده اند. صرف نظر از این که تئاتر دفاع مقدس در همین سبک و شیوه مورد علاقه اش که ساده ترین و سطحی ترین جریان روایت و اجرا با خود به همراه دارد موفق نبوده، در این مبحث می خواهیم تنبلی و ترس تئاتر دفاع مقدس در گرایش به سبک ها و شیوه های دیگر را مورد اشاره قرار دهیم.
شاید اگر تأثیرات و تأثرات ذهنی و روحی جنگ تحمیلی و دفاع مقدس در سبک و شیوه اکسپرسیونسی، شیوه مورد آن برای پرداخت وجه معنایی و ارزش مدار موضوعات دفاع مقدس ، آزمودن شکل ها و فرم های مختلف و متفاوت در حوزه تئاتر تجربی، اشکال مدرن ترین چون پرفورمنس و بکارگیری ابزارها و مولفه های متفاوت، متنوع و جدیدتر نمایشی و ... مورد استفاده قرار گیرند و از طرف هنرمندان نمایشنامه نویسان و مدیران تئاتر بیشتر و هدفمندتر مورد توجه باشند ، تئاتر دفاع مقدس هم بتواند همراه با جریان پیشرفت تئاتر خودش را به روز کند. تحول و تنوع در شکل های اجرایی از سویی می تواند تئاتر دفاع مقدس را از کلیشه های تکراری و آزمایش شده و آشنای معمول برهاند و از سوی دیگر قادر است تا بر تعداد مخاطبان این حوزه از تئاتر بیفزاید و از همه مهم تر این که موضوع و داستان را در شکل های متفاوت به مخاطبش ارائه دهد. در این صورت حتی موضوعیت تکرار شده به واسطه شیوه اجرایی نو و جدیدش جذابیت ها و ظرفیت های بیشتری پیدا می کند و مسلما می تواند خودش را برای مخاطبانش به روز کند و همراه باجریان تغییرات تئاتر و بر اساس خواسته ها و سلایق مخاطبانش تغییر دهد.
حتی گرایش به این رویکرد ساختاری را به گونه ای خوش بینانه تر می توان راهکاری برای عبور از بن بست های موضوعی در حوزه تئاتر دفاع مقدس دانست و امیدوار بود که این حوزه از تئاتر با در اختیار گرفتن مولفه ها و ابزارهای جدیدتر نمایشی بتواند موضوعات، مباحث و مسائل متفاوت و متنوع تری با تکیه بر سبک ها و شیوه های مختلف تجربه کند و به ظرفیت هایش بیفزاید.
تئاتر دفاع مقدس اما طی سه دهه حیاتش از زمان آغاز جنگ تحمیلی هیچ گاه تمایل و توجه جدی به این موضوع نداشته و کمتر دست به تجربه و آزمودن سبک ها و شیوه های روایت و اجرای نمایش زده است. گرایش به نوعی نازل و سطحی از واقعیت تصنعی و حرکت به سمت ارزش گرایی و معنامداری افراطی شاید معمول ترین و تکراری ترین شیوه ای است که تا به حال تئاتر دفاع مقدس در پیش گرفته است....
ادامه دارد...
|
|
< مقاله
بعدی
مقاله
قبلی > |
|
|
|